رفتن به متن مقاله
رفتن به محتوای اصلی

آخرین به‌روزرسانی

مهلا بیگدلی کیست؟ از نویسندگی «هیولا زیر درخت بید» تا بازیگری تئاتر و نقد سینما

مهلا بیگدلی، نویسنده، شاعر، بازیگر و کارگردان تئاتر و منتقد سینما، از هنرمندانی است که فعالیت خود را در چند حوزه ادبی و نمایشی دنبال می‌کند. او که تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته معماری گذرانده، تاکنون دو کتاب با عنوان‌های «هیولا زیر درخت بید» و «مجموعه شعر میم» منتشر کرده و در عرصه تئاتر نیز تجربه نویسندگی، کارگردانی و بازیگری دارد. بیگدلی در گفت‌وگوی اختصاصی با پروژه «چهره فردا» تیترپلاس، از تأثیر فقدان پدرش بر شکل‌گیری مسیر هنری خود، علاقه به داستان‌های معمایی و جنایی، تجربه فعالیت در سینما و تئاتر و برنامه‌های آینده‌اش برای ورود به عرصه فیلم‌نامه‌نویسی سخن گفته است.

Engraved Portrait in Textured Turban
مهلا بیگدلی

مهلا بیگدلی، نویسنده، شاعر، بازیگر تئاتر، کارگردان و منتقد سینما، زاده تهران است و در حال حاضر نیز در همین شهر زندگی می‌کند. او تحصیلات خود را در رشته معماری گذرانده، اما برخلاف آنچه ممکن است در نگاه نخست به نظر برسد، میان معماری و فعالیت‌های ادبی و هنری خود فاصله چندانی احساس نمی‌کند. از دیدگاه بیگدلی، معماری، نویسندگی و بازیگری در ماهیت خود به یکدیگر شباهت دارند؛ زیرا هر سه بر پایه خلق‌کردن و شکل‌دادن به جهان‌های تازه استوار هستند. همین نگاه باعث شده او فعالیت‌های خود را به یک حوزه محدود نکند و در کنار نوشتن شعر و داستان، تجربه حضور روی صحنه تئاتر و نقد آثار سینمایی را نیز دنبال کند.

علاقه بیگدلی به ادبیات از سال‌های نوجوانی شکل گرفت. او از حدود ۱۲ یا ۱۳ سالگی نوشتن شعر و داستان کوتاه را آغاز کرد و هنوز برخی از نوشته‌های آن دوران را به خاطر دارد. اگرچه به اعتقاد خودش، نخستین آثارش از نظر حرفه‌ای با نوشته‌های امروز او فاصله زیادی دارند، اما همان تجربه‌های اولیه بخشی از مسیر شکل‌گیری شخصیت ادبی‌اش بوده‌اند. بااین‌حال، یک اتفاق تلخ در زندگی شخصی او تأثیر عمیقی بر رابطه‌اش با ادبیات گذاشت؛ اتفاقی که بیگدلی برای نخستین‌بار در گفت‌وگو با تیترپلاس درباره آن صحبت کرده است.

فقدان پدر و آغاز مسیری که به ادبیات و تئاتر رسید

مهلا بیگدلی در پاسخ به این پرسش که چه اتفاقی او را به دنیای نویسندگی، شعر و نمایش علاقه‌مند کرد، از فقدان پدرش سخن می‌گوید؛ تجربه‌ای که به گفته خودش، یادآوری آن همچنان با تلخی همراه است. او توضیح می‌دهد که از دست دادن پدر، جرقه‌ای برای پناه‌بردن به ادبیات و هنر بود و باعث شد شعر، داستان و نمایش جایگاه عمیق‌تری در زندگی‌اش پیدا کنند. بیگدلی ادبیات و تئاتر را نوعی درمان روح برای خود می‌داند؛ فضایی که توانسته در آن با احساسات و تجربه‌های دشوار زندگی مواجه شود و آنها را از طریق کلمات و خلق شخصیت‌ها بیان کند.

بااین‌حال، او انگیزه نویسندگی خود را تنها به تجربه فقدان محدود نمی‌کند. به گفته بیگدلی، علاقه به کشف لایه‌های پنهان شخصیت انسان‌ها و شناخت ریشه اتفاقات نیز از مهم‌ترین دلایلی بوده که او را به نوشتن نزدیک کرده است. او معتقد است نویسندگی این امکان را فراهم می‌کند که از ظاهر رویدادها عبور کنیم و به احساسات، تصمیم‌ها و انگیزه‌هایی برسیم که معمولاً در زندگی روزمره پنهان می‌مانند. همین کنجکاوی درباره پیچیدگی‌های ذهن انسان، بعدها در انتخاب ژانر داستانی و نگاه او به شخصیت‌پردازی نیز تأثیر گذاشته است.

کتاب‌های مهلا بیگدلی؛ از «هیولا زیر درخت بید» تا «مجموعه شعر میم»

مهلا بیگدلی تاکنون دو کتاب منتشرشده را در کارنامه ادبی خود معرفی کرده است. نخستین اثر او، رمان «هیولا زیر درخت بید» است که در ژانر معمایی و جنایی نوشته شده و دومین اثرش با عنوان «مجموعه شعر میم» به حوزه شعر تعلق دارد. به گفته این نویسنده، هر دو کتاب در سال ۱۴۰۲ توسط انتشارات ارشدان منتشر شده‌اند. او همچنین از آماده‌سازی دو کتاب دیگر خبر داده که یکی مجموعه‌ای شامل ۱۱ داستان کوتاه است و دیگری اثری در حوزه شعر که در دست چاپ قرار دارد.

بیگدلی درباره انتخاب ژانر معمایی و جنایی توضیح می‌دهد که همواره به داستان‌هایی علاقه داشته که در ظاهر ساده به نظر می‌رسند، اما با پیشرفت روایت، مخاطب را با لایه‌های پیچیده‌تری از شخصیت انسان روبه‌رو می‌کنند. برای او، یک داستان جنایی صرفاً روایت وقوع جرم یا تلاش برای کشف حقیقت نیست، بلکه فرصتی است برای بررسی ترس، تنهایی، امید، رنج و تناقض‌هایی که در رفتار انسان‌ها وجود دارد. به همین دلیل، شناخت روان‌شناختی شخصیت‌ها و بررسی انگیزه‌های پنهان آنها از موضوعات موردعلاقه این نویسنده محسوب می‌شود.

در میان نویسندگانی که بر شکل‌گیری نگاه ادبی مهلا بیگدلی تأثیر گذاشته‌اند، نام آگاتا کریستی، آرتور کانن دویل و گیلین فلین دیده می‌شود. او از آثار معمایی کریستی، داستان‌های شرلوک هولمز و رمان «دختر گمشده» به‌عنوان نمونه‌هایی یاد می‌کند که در شناخت ظرفیت‌های داستان‌نویسی جنایی و شخصیت‌پردازی برایش اهمیت داشته‌اند. بیگدلی معتقد است یکی از ویژگی‌های یک اثر ادبی تأثیرگذار، توانایی آن در ایجاد پرسش‌هایی است که حتی پس از پایان مطالعه نیز در ذهن خواننده باقی می‌مانند.

تجربه بازیگری و کارگردانی مهلا بیگدلی در تئاتر

فعالیت مهلا بیگدلی در دنیای تئاتر با تشویق استادانش آغاز شد. او پس از ورود به این حوزه، آموزش بازیگری را دنبال کرد و به گفته خودش، دوره‌هایی را نزد امین حیایی، محسن قصابیان و امیر آسانی گذراند. حضور در تئاتر برای بیگدلی فرصتی فراهم کرد تا جهان داستانی موردعلاقه خود را از فضای کلمات به صحنه نمایش منتقل کند و تجربه متفاوتی از روایت شخصیت‌ها و موقعیت‌های انسانی به دست آورد.

یکی از نخستین تجربه‌های مهم او در این عرصه، مونولوگ «تن‌های تنها» بود؛ نمایشی که نویسندگی، کارگردانی و بازیگری آن را شخصاً بر عهده داشت. بیگدلی در گفت‌وگو با تیترپلاس اعلام کرد که این اثر در جشنواره مونولوگ پانیذ موفق به دریافت جوایز بهترین نمایشنامه و بازیگر شده است. او این نمایش را نقطه آغاز فعالیت خود در زمینه کارگردانی تئاتر معرفی می‌کند و معتقد است تحصیلات معماری در شکل‌گیری نگاهش به ساختار نمایش تأثیر داشته است.

به اعتقاد بیگدلی، کارگردانی تئاتر شباهت‌هایی با طراحی معماری دارد؛ زیرا کارگردان باید عناصر مختلف صحنه را در کنار یکدیگر قرار دهد تا جهان نمایشنامه به شکلی منسجم شکل بگیرد. در این نگاه، حرکت بازیگران، نورپردازی، صدا، سکوت و دیالوگ‌ها اجزایی مستقل نیستند، بلکه هرکدام در ساختن تجربه نهایی مخاطب نقش دارند.

بیگدلی در میان نقش‌هایی که تاکنون روی صحنه تجربه کرده، ایفای شخصیت «ماندانا» در نمایش «دار» را یکی از ماندگارترین تجربه‌های بازیگری خود می‌داند. به گفته او، این نمایش روایت دختری معترض به شرایط اجتماعی و خانوادگی است که سرنوشتش به چوبه دار گره می‌خورد. پیچیدگی موقعیت این شخصیت و شرایطی که در طول داستان تجربه می‌کند، باعث شده نقش ماندانا برای بیگدلی اهمیت ویژه‌ای داشته باشد.

او با وجود تجربه فعالیت در نویسندگی، بازیگری و کارگردانی، همچنان نویسندگی و شاعری را نزدیک‌ترین شکل بیان شخصیت خود معرفی می‌کند. از نظر بیگدلی، نویسنده می‌تواند بدون محدودیت‌های صحنه به ذهن شخصیت‌ها وارد شود و درباره افکار، خاطرات و احساساتی بنویسد که ممکن است هرگز بر زبان آورده نشوند؛ درحالی‌که تئاتر برای انتقال همین مفاهیم به کنش بازیگران، حرکت، دیالوگ، سکوت و عناصر بصری وابسته است.

ورود مهلا بیگدلی به نقد سینما و نگاه او به آثار هنری

مهلا بیگدلی فعالیت رسمی خود در زمینه نقد فیلم را از سال ۱۴۰۲ آغاز کرده است. به گفته او، نخستین نوشته‌های انتقادی‌اش در همان سال در وب‌سایت‌های تحلیلی سینما منتشر شدند. بیگدلی نقد سینما را ادامه علاقه خود به داستان‌گویی، شناخت انسان و بررسی شیوه روایت اتفاقات می‌داند و معتقد است تماشای یک فیلم زمانی به تجربه‌ای عمیق‌تر تبدیل می‌شود که مخاطب بتواند فراتر از داستان ظاهری، جهان شخصیت‌ها و انتخاب‌های هنری فیلم‌ساز را نیز بررسی کند.

او هنگام تماشای فیلم، ابتدا به شیوه شکل‌گیری و انتقال روایت توجه می‌کند و سپس به سراغ شخصیت‌پردازی، جهان‌بینی اثر و ابزارهای فنی و هنری به‌کاررفته در ساخت آن می‌رود. از نگاه این منتقد، نقد فیلم نباید تنها به پیدا کردن نقاط ضعف محدود شود، بلکه لازم است دلایل موفقیت یا ناکامی تصمیم‌های هنری نیز توضیح داده شوند. به اعتقاد بیگدلی، منتقد باید بتواند نشان دهد یک اثر چگونه ساخته شده و انتخاب‌های کارگردان، نویسنده و دیگر عوامل تا چه اندازه در انتقال مفهوم موردنظر مؤثر بوده‌اند.

مهلا بیگدلی درباره وضعیت سینما و تئاتر ایران نیز دیدگاه‌هایی مطرح می‌کند. او معتقد است محدودشدن فرصت تجربه و خلاقیت، یکی از چالش‌های مهم فعالیت هنری است و نگرانی از واکنش‌ها یا ملاحظات بیرونی ممکن است برخی هنرمندان را از آزمودن شیوه‌های تازه روایت دور کند. به باور او، تکرار الگوهای داستانی و کاهش جسارت در تجربه‌کردن نیز می‌تواند به کیفیت آثار هنری آسیب بزند. بیگدلی تقویت آموزش حرفه‌ای، حمایت از آثار مستقل، توجه بیشتر به نمایشنامه‌نویسی و فیلم‌نامه‌نویسی و فراهم‌کردن فرصت برای نسل‌های تازه را از راه‌های مؤثر در توسعه فعالیت‌های نمایشی و سینمایی می‌داند.

همکاری‌های هنری و فیلم‌نامه سینمایی «هیولا زیر درخت بید»

مهلا بیگدلی در کنار انتشار آثار ادبی و حضور در تئاتر، از عضویت در گروه نویسندگان جوان فریدون جیرانی به‌عنوان یکی از تجربه‌های ارزشمند خود یاد می‌کند. او همچنین دریافت جوایز در زمینه نمایشنامه‌نویسی و بازیگری تئاتر را از اتفاقات مهم مسیر حرفه‌ای‌اش می‌داند. بااین‌حال، برنامه‌های آینده او تنها به ادامه فعالیت در حوزه‌هایی که تاکنون تجربه کرده محدود نمی‌شود و این نویسنده قصد دارد مسیر خود را در عرصه فیلم‌نامه‌نویسی نیز گسترش دهد.

بیگدلی در گفت‌وگوی اختصاصی با تیترپلاس برای نخستین‌بار از برنامه خود برای تبدیل رمان «هیولا زیر درخت بید» به یک فیلم‌نامه سینمایی خبر داد. او اعلام کرد که این روزها مشغول نگارش و اقتباس سینمایی از نخستین رمان خود است و امیدوار است این اثر در آینده به دنیای سینما راه پیدا کند. این پروژه در مرحله نگارش فیلم‌نامه قرار دارد و جزئیاتی درباره آغاز تولید، عوامل سازنده یا زمان احتمالی اکران آن اعلام نشده است.

در کنار این پروژه، آماده‌سازی مجموعه‌ای شامل ۱۱ داستان کوتاه و یک کتاب شعر دیگر نیز بخشی از برنامه‌های ادبی بیگدلی است. او امیدوار است بتواند با انتشار آثار تازه و گسترش فعالیت‌هایش در داستان‌نویسی و فیلم‌نامه‌نویسی، تجربه‌های متفاوت‌تری را در عرصه هنر پشت سر بگذارد.

رؤیای فعالیت بین‌المللی و حفظ هویت هنری

یکی از آرزوهای مهم مهلا بیگدلی، خلق آثاری است که بتوانند مخاطبانی فراتر از مرزهای ایران داشته باشند. او می‌گوید همواره به نوشتن فیلم‌نامه برای کارگردانانی فکر کرده که جهان‌بینی و نگاه هنری نزدیکی به او دارند. بااین‌حال، بیگدلی تأکید می‌کند که رسیدن به موفقیت بین‌المللی نباید به قیمت فاصله‌گرفتن از هویت و امضای شخصی یک هنرمند تمام شود.

به اعتقاد او، آنچه آثار یک نویسنده را از دیگران متمایز می‌کند، نگاه فردی و شیوه خاص او در مواجهه با جهان است. بیگدلی به همین دلیل به جوانانی که علاقه‌مند به نویسندگی، بازیگری یا کارگردانی هستند توصیه می‌کند در کنار یادگیری از استادان و مطالعه آثار برجسته، مراقب باشند نگاه شخصی خود را از دست ندهند. او معتقد است مسیر هنر همیشه آسان و قابل پیش‌بینی نیست، اما اعتماد به توانایی‌های فردی، استمرار و بی‌توجهی به صداهای ناامیدکننده می‌تواند به ادامه این مسیر کمک کند.

بیگدلی در پاسخ به پرسشی درباره آثاری که بیشترین تأثیر را بر زندگی‌اش گذاشته‌اند نیز توضیح می‌دهد که مطالعه کتاب و تماشای فیلم بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره اوست. به گفته این نویسنده، هر روز ممکن است با اثر تازه‌ای روبه‌رو شود که نگاهش را تغییر دهد یا پرسش جدیدی در ذهنش ایجاد کند؛ به همین دلیل نمی‌تواند تنها یک کتاب، فیلم یا نمایش را به‌عنوان مهم‌ترین اثر زندگی خود انتخاب کند.

زندگی شخصی مهلا بیگدلی؛ دختری شاد در کنار جهان داستان‌های تلخ

با وجود علاقه مهلا بیگدلی به داستان‌های معمایی و جنایی و روایت موضوعاتی مانند رنج، تنهایی و پیچیدگی‌های روانی انسان، تصویری که او از زندگی روزمره خود ارائه می‌دهد متفاوت است. بیگدلی خودش را دختری شاد، علاقه‌مند به مدرنیته و مستقل از عنوان‌های حرفه‌ای توصیف می‌کند و معتقد است نویسنده‌بودن، شاعری یا بازیگری تنها بخشی از هویت یک انسان هستند.

او می‌گوید در آثارش تلاش می‌کند جهان درونی و رشد شخصیت خود را بیان کند، اما زندگی روزمره‌اش با رنگ، شادی و تجربه‌های متفاوت همراه است. این تفاوت میان فضای آثار ادبی و شخصیت روزمره، از جنبه‌هایی است که بیگدلی دوست دارد مخاطبان با آن آشنا شوند. او نمی‌خواهد تنها با کتاب‌ها، نمایش‌ها یا نقدهای سینمایی‌اش شناخته شود، بلکه ترجیح می‌دهد مخاطبان بدانند پشت این فعالیت‌های هنری، شخصیتی با علایق و ویژگی‌های متفاوت نیز وجود دارد.

وقتی از مهلا بیگدلی پرسیده می‌شود اگر قرار باشد داستان زندگی خودش را به یک کتاب یا نمایش تبدیل کند، چه عنوانی برای آن انتخاب خواهد کرد، پاسخ می‌دهد: «اینجا هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست». عنوانی که با تجربه‌های شخصی و مسیر هنری او ارتباط پیدا می‌کند؛ مسیری که از علاقه نوجوانی به نوشتن آغاز شده و با تجربه فقدان، انتشار کتاب، فعالیت در تئاتر و ورود به دنیای نقد سینما ادامه یافته است.

روایت مهلا بیگدلی از رنج و تبدیل تجربه‌های تلخ به فرصتی برای رشد

مهلا بیگدلی در پایان گفت‌وگوی اختصاصی خود با پروژه «چهره فردا» تیترپلاس، از موضوعی صحبت می‌کند که به گفته خودش تاکنون در مصاحبه‌های دیگر مطرح نکرده است. او معتقد است درد و رنج، بخش جدایی‌ناپذیر زندگی انسان هستند و تجربه‌هایی مانند بیماری، دوری، فقدان و از دست دادن عزیزان را نمی‌توان به‌طور کامل از زندگی حذف کرد. بااین‌حال، بیگدلی باور دارد که انسان می‌تواند با پذیرش این تجربه‌ها، از آنها برای شناخت بیشتر خود و ادامه مسیر زندگی استفاده کند.

او در توضیح این دیدگاه، رنج‌های زندگی را به پله‌هایی تشبیه می‌کند که می‌توانند زمینه رشد و پیشرفت انسان را فراهم کنند. این نگاه با تجربه شخصی او از فقدان پدر و پناه‌بردن به ادبیات نیز ارتباط دارد؛ تجربه‌ای که به گفته خودش، در نزدیک‌ترشدن او به شعر، داستان و نمایش نقش مهمی داشته است.

برای مهلا بیگدلی، نویسندگی تنها یک فعالیت حرفه‌ای یا ابزاری برای روایت داستان نیست، بلکه راهی برای شناخت پیچیدگی‌های انسان و مواجهه با پرسش‌هایی است که پاسخ ساده‌ای ندارند. او امروز در کنار انتشار آثار ادبی، بازیگری، کارگردانی و نقد سینما، به دنبال تجربه‌های تازه در فیلم‌نامه‌نویسی است و امیدوار است در آینده بتواند آثاری خلق کند که مخاطبان بیشتری در سراسر جهان با آنها ارتباط برقرار کنند.

مهلا بیگدلی در گفت‌وگوی اختصاصی با «چهره فردا» دایره‌المعارف تیترپلاس، روایتی از مسیر زندگی و فعالیت هنری خود ارائه کرده است؛ مسیری که از نخستین نوشته‌های نوجوانی آغاز شده و امروز با انتشار کتاب، حضور در تئاتر، نقد سینما و تلاش برای ورود به عرصه فیلم‌نامه‌نویسی ادامه دارد.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است.

در این مقاله

    پیشنهاد ویرایش

    اگر در متن مقاله خطایی دیدید، اصلاح پیشنهادی خود را برای تحریریه بنویسید.