اصطلاح «دفاع مقدس» در ادبیات رسمی و عمومی ایران برای اشاره به جنگ ایران و عراق به کار میرود؛ جنگی که در منابع بینالمللی با عنوان Iran-Iraq War شناخته میشود. اهمیت این دوره برای ایران از آنجا ناشی میشود که آغاز جنگ با ورود نیروهای عراقی به خاک ایران همراه بود و بخشهایی از مناطق مرزی و شهرهای جنوب و غرب کشور در ماههای نخست درگیر اشغال و نبرد شدند. گزارش دبیرکل سازمان ملل نیز سالها بعد حمله ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ عراق به ایران را اقدامی دانست که با منشور ملل متحد و اصول شناختهشده حقوق بینالملل قابل توجیه نبود و برای آغاز منازعه مسئولیت ایجاد میکرد.
چرا هفته دفاع مقدس از ۳۱ شهریور آغاز میشود؟
دلیل انتخاب ۳۱ شهریور بهعنوان آغاز هفته دفاع مقدس، شروع حمله گسترده عراق به ایران در همین روز در سال ۱۳۵۹ است. ارتش عراق حملات هوایی به فرودگاهها و مراکز نظامی ایران را آغاز کرد و همزمان نیروهای زمینی این کشور در بخشهای مختلف مرز وارد خاک ایران شدند. منابع دانشگاهی و تاریخی آغاز جنگ تمامعیار را ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰، برابر با ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، ثبت کردهاند.
البته تنش ایران و عراق ناگهان در همان روز به وجود نیامده بود. روابط دو کشور سالها بر سر مرز زمینی، اروندرود یا شطالعرب، رقابت منطقهای و مسائل امنیتی پرتنش بود. ایران و عراق در سال ۱۹۷۵ با میانجیگری الجزایر به توافقی رسیدند که بخشی از اختلافات مرزی را حل کرد و خط مرزی در آبراه اروندرود را بر اساس اصل تالوگ تعیین کرد. در مقابل، ایران نیز حمایت خود از شورش کردهای عراق را متوقف کرد. این توافق برای چند سال تنش میان دو کشور را کاهش داد.
پس از انقلاب ایران، روابط دوباره به سرعت رو به تیرگی رفت. اختلاف ایدئولوژیک میان حکومت جدید ایران و حزب بعث عراق، درگیریهای مرزی و اتهامهای متقابل درباره دخالت در امور داخلی یکدیگر به تنش افزود. صدام حسین در شهریور ۱۳۵۹ توافق الجزایر را یکجانبه بیاعتبار اعلام کرد و چند روز بعد حمله گسترده عراق آغاز شد.
بنابراین توضیح جنگ تنها با یک عامل مانند اختلاف مرزی یا خوزستان کامل نیست. پژوهشهای تاریخی مجموعهای از انگیزهها را مطرح میکنند: تلاش عراق برای تغییر وضعیت اروندرود، استفاده از آشفتگی داخلی و تضعیف ارتش ایران پس از انقلاب، نگرانی حکومت بعث از تأثیر انقلاب ایران بر جامعه شیعه عراق و جاهطلبی صدام برای تقویت موقعیت عراق در خلیج فارس.
اهداف عراق از آغاز جنگ چه بود؟
یکی از مهمترین اهداف حکومت عراق، تغییر ترتیبات مرزی ایجادشده با توافق الجزایر بود. بغداد خواهان تسلط بیشتر بر شطالعرب یا اروندرود بود و صدام حسین پیش از آغاز جنگ اعلام کرد عراق دیگر توافق سال ۱۹۷۵ را معتبر نمیداند. این مسئله مستقیماً به یکی از قدیمیترین اختلافات دو کشور مربوط میشد.
خوزستان نیز در محاسبات حکومت عراق اهمیت داشت. این استان دارای منابع عظیم نفت و زیرساختهای حیاتی انرژی ایران بود و عراق در تبلیغات خود از نام «عربستان» برای آن استفاده میکرد. برخی پژوهشها تسلط بر بخشهایی از خوزستان، افزایش دسترسی عراق به خلیج فارس و تضعیف اقتصادی ایران را از اهداف یا انگیزههای بغداد دانستهاند.
عامل مهم دیگر، شرایط ایران پس از انقلاب بود. ارتش ایران با تغییرات گسترده فرماندهی، مشکلات سازمانی و قطع بخشی از همکاریهای نظامی خارجی مواجه شده بود. حکومت عراق این وضعیت را نشانه ضعف تلقی کرد و ظاهراً انتظار داشت جنگی کوتاه بتواند تهران را به پذیرش خواستههای بغداد وادار کند. در عمل این محاسبه درست از آب درنیامد و جنگی که برای عراق میتوانست یک عملیات سریع تصور شود، نزدیک به هشت سال ادامه پیدا کرد.
در عین حال، برای ارائه تصویری دقیق از تاریخ باید درگیریها و اتهامات پیش از ۳۱ شهریور نیز دیده شوند. ایران و عراق پیش از آغاز حمله تمامعیار یکدیگر را به نقض مرز و دخالت در امور داخلی متهم میکردند و در مناطق مرزی درگیریهایی رخ داده بود. با وجود این زمینهها، گزارش سال ۱۹۹۱ دبیرکل سازمان ملل تصریح کرد که حتی اگر پیش از آغاز جنگ تعرضهایی از سوی ایران به خاک عراق صورت گرفته باشد، چنین اقداماتی حمله گسترده عراق و اشغال خاک ایران را توجیه نمیکرد. عراق آن زمان این ارزیابی دبیرکل را رد کرد و روایت متفاوتی از مسئولیت آغاز جنگ ارائه داد.
جنگ ایران و عراق چه مراحلی داشت؟
ماههای ابتدایی جنگ با پیشروی ارتش عراق در بخشهایی از مرزهای غربی و جنوبی ایران همراه بود. خرمشهر پس از مقاومت شدید سقوط کرد و آبادان در معرض محاصره قرار گرفت. مناطق دیگری در خوزستان، ایلام و کرمانشاه نیز صحنه نبرد شدند. عراق امیدوار بود با تصرف سریع مناطق راهبردی، ایران را به مذاکره بر اساس شرایط جدید وادار کند، اما مقاومت نیروهای ایرانی مانع تحقق یک پیروزی سریع شد.
مرحله بعد با افزایش توان عملیاتی ایران و اجرای مجموعهای از ضدحملات شکل گرفت. نیروهای ایرانی طی عملیاتهای مختلف بخش عمده مناطق اشغالشده را بازپس گرفتند و تا میانه سال ۱۹۸۲ بیشتر نیروهای عراقی از خاک ایران عقب رانده شدند. این نقطه یکی از مهمترین تغییرات راهبردی جنگ بود.
پس از عقبراندن عراق، تصمیم ایران برای ادامه جنگ در خاک عراق مرحله جدیدی را آغاز کرد. در تابستان ۱۹۸۲ نیروهای ایرانی نخستین عملیات عمده در داخل عراق را با هدف فشار بر بغداد آغاز کردند. این تصمیم در داخل ساختار سیاسی و نظامی ایران نیز محل بحث بود؛ برخی خواهان پایان جنگ پس از آزادسازی مناطق اشغالی بودند و برخی ادامه عملیات را برای دستیابی به شروط سیاسی و تنبیه عراق ضروری میدانستند.
از آن پس جنگ بیش از پیش فرسایشی شد. نبردهای سنگین در جبهه جنوب، حملات موشکی به شهرها، درگیری بر سر صادرات نفت و حمله به کشتیها در خلیج فارس ابعاد جنگ را گستردهتر کرد. جنگ نفتکشها همچنین پای بازیگران خارجی را بیش از گذشته به خلیج فارس باز کرد و مسئله امنیت کشتیرانی بینالمللی را به یکی از ابعاد مهم جنگ تبدیل ساخت.
یکی از نقاط تعیینکننده این دوره، استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی بود. اسناد سازمان ملل نشان میدهند برنامه گسترده تسلیحات شیمیایی عراق در جریان جنگ توسعه یافت و این کشور مقادیر قابل توجهی گاز خردل و عوامل عصبی مانند تابون و سارین تولید و در میدان جنگ استفاده کرد. هیئتهای حقیقتیاب سازمان ملل نیز استفاده از سلاح شیمیایی را بررسی و تأیید کردند.
شورای امنیت در قطعنامه ۵۹۸ نیز به نقض قوانین جنگ و استفاده از سلاحهای شیمیایی اشاره کرد. این مسئله یکی از تاریکترین ابعاد جنگ ایران و عراق بود و آثار جسمی برخی حملات شیمیایی تا سالها پس از پایان جنگ برای مجروحان و خانوادههای آنها ادامه یافت.
قطعنامه ۵۹۸ چگونه به پایان جنگ منجر شد؟
شورای امنیت سازمان ملل در ژوئیه ۱۹۸۷ قطعنامه ۵۹۸ را به اتفاق آرا تصویب کرد. این قطعنامه از ایران و عراق خواست آتشبس فوری برقرار کنند، عملیات نظامی زمینی، هوایی و دریایی را متوقف کنند و نیروهای خود را به مرزهای بینالمللی بازگردانند. آزادی و بازگشت اسیران جنگی و بررسی مسئله مسئولیت آغاز جنگ نیز در چارچوب این قطعنامه مطرح شد.
ایران ابتدا قطعنامه را نپذیرفت، اما بعدتر پذیرش رسمی خود را به دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد. عراق نیز موافقت خود را اعلام کرد و آتشبس در سال ۱۳۶۷ اجرایی شد. پس از آن گروه ناظران نظامی سازمان ملل موسوم به UNIIMOG برای نظارت بر آتشبس و عقبنشینی نیروها مستقر شد.
پایان درگیری نظامی به معنای حل فوری همه مسائل نبود. تبادل اسرا، تعیین تکلیف مفقودان و اجرای کامل توافقهای مرزی سالها ادامه یافت. کمیته بینالمللی صلیب سرخ نیز در طول جنگ از اسیران دو طرف بازدید میکرد و پس از جنگ در موضوع مفقودان و بازگرداندن پیکرها میان ایران و عراق نقش میانجی داشت؛ کاری که رسیدگی به برخی پروندههای آن دههها ادامه پیدا کرده است.
چند سال پس از پایان جنگ، گزارش دبیرکل سازمان ملل درباره مسئولیت منازعه اهمیت زیادی پیدا کرد. این گزارش حمله عراق به ایران را فاقد توجیه حقوقی دانست و آن را منشأ مسئولیت برای آغاز منازعه توصیف کرد. از منظر حقوق بینالملل، این ارزیابی یکی از مهمترین اسناد مرتبط با بحث مسئولیت آغاز جنگ ایران و عراق محسوب میشود.
پیامدهای جنگ برای ایران چه بود؟
جنگ ایران و عراق تأثیر انسانی بسیار گستردهای داشت. شمار زیادی از نیروهای نظامی و غیرنظامیان کشته، زخمی، اسیر یا مفقود شدند و شهرهای مرزی با تخریب وسیع مواجه شدند. اختلاف میان منابع درباره آمار دقیق تلفات زیاد است، بنابراین ارائه یک عدد واحد برای تمام کشتهها و مجروحان جنگ بدون مشخصکردن روش محاسبه میتواند گمراهکننده باشد. آنچه مورد توافق منابع است، گستردگی بسیار بالای خسارات انسانی در هر دو کشور است.
خوزستان از مناطقی بود که بیشترین تأثیر مستقیم جنگ را تجربه کرد. زیرساختهای نفتی، پالایشگاهها، بنادر، مناطق مسکونی و زمینهای کشاورزی درگیر حملات و عملیات نظامی شدند. استانهای غربی کشور نیز در معرض نبردهای زمینی و بمباران قرار داشتند و بازسازی مناطق جنگزده سالها ادامه پیدا کرد.
اقتصاد ایران نیز از جنگ متأثر شد. کاهش درآمدهای نفتی در برخی دورهها، خسارت به تأسیسات تولیدی و نفتی و انتقال بخش قابل توجهی از منابع عمومی به نیازهای نظامی، هزینه بزرگی بر اقتصاد تحمیل کرد. جنگ همچنین بر الگوی توسعه کشور، مهاجرت داخلی و ساختار جمعیتی برخی شهرها اثر گذاشت.
در حوزه نظامی، تجربه جنگ باعث گسترش ساختارهای دفاعی ایران و افزایش اهمیت تولید داخلی تجهیزات نظامی شد. از سوی دیگر، تجربه محاصره تسلیحاتی و دشواری دسترسی به برخی تجهیزات خارجی، در سالهای بعد بر سیاستهای دفاعی جمهوری اسلامی اثر گذاشت.
تأثیر اجتماعی جنگ نیز محدود به جبههها نبود. خانوادههای شهدا، جانبازان، آزادگان و مفقودان بخشی از جامعه ایران را تشکیل دادند و مفاهیمی مانند ایثار، شهادت و مقاومت در ادبیات عمومی، هنر، سینما و آموزش رسمی جایگاه پررنگی پیدا کردند. هفته دفاع مقدس نیز در همین بستر به یکی از مناسبتهای اصلی مرتبط با حافظه جنگ تبدیل شد.
چرا هفته دفاع مقدس همچنان اهمیت دارد؟
یکی از کارکردهای این هفته، حفظ حافظه تاریخی جنگ است. برای نسلهایی که جنگ را مستقیماً تجربه نکردهاند، شناخت این دوره بدون دسترسی به روایتهای مستند میتواند دشوار باشد. به همین دلیل، نمایش اسناد، خاطرات رزمندگان و غیرنظامیان، بررسی عملیاتهای نظامی، معرفی وضعیت شهرهای جنگزده و مطالعه تصمیمهای سیاسی دو طرف میتواند تصویر کاملتری از آن دوره ارائه کند.
در کنار روایت رشادتهای نظامی، شناخت هزینههای جنگ نیز اهمیت دارد. جنگ ایران و عراق تنها مجموعهای از عملیاتهای پیروزمندانه یا شکستخورده نبود؛ میلیونها نفر در دو سوی مرز به شکل مستقیم یا غیرمستقیم از آن تأثیر پذیرفتند و موضوع اسرا و مفقودان حتی سالها پس از پایان جنگ برای برخی خانوادهها حلنشده باقی ماند. فعالیت طولانیمدت صلیب سرخ برای تعیین سرنوشت مفقودان یکی از نشانههای ماندگاری این پیامد انسانی است.
مطالعه دقیق دفاع مقدس همچنین فرصتی برای شناخت پیچیدگی تصمیمهای سیاسی و نظامی آن دوره است. آغاز جنگ، آزادسازی مناطق اشغالی، ادامه نبرد در خاک عراق، واکنش جامعه بینالمللی، استفاده از سلاح شیمیایی و سرانجام پذیرش قطعنامه ۵۹۸ هرکدام مرحلهای جداگانه با زمینههای سیاسی و نظامی متفاوت بودند. کنار هم گذاشتن این مراحل از تبدیل تاریخ به مجموعهای از روایتهای ساده و یکخطی جلوگیری میکند.
هفته دفاع مقدس از این منظر فقط مناسبت بزرگداشت کسانی نیست که در جنگ حضور داشتند؛ فرصتی برای مطالعه یکی از تعیینکنندهترین دورههای تاریخ معاصر ایران است. جنگی که با حمله نظامی عراق آغاز شد، نزدیک به هشت سال ادامه یافت و پیامدهای امنیتی، اجتماعی و سیاسی آن دههها پس از پایان درگیری نیز قابل مشاهده بود. شناخت این تجربه، علاوه بر پاسداشت قربانیان و رزمندگان، میتواند اهمیت حفظ تمامیت ارضی، پرهیز از جنگ و استفاده از سازوکارهای حقوق بینالملل برای حل اختلافات میان کشورها را نیز روشنتر کند.
هنوز نظری ثبت نشده است.