رفتن به متن مقاله
رفتن به محتوای اصلی

فکت چک توسط vAI

هوشنگ نهاوندی کیست؟ زندگی، سمت‌های سیاسی، انقلاب ۵۷ و درگذشت

هوشنگ نهاوندی از دانشگاهیان و مدیران سیاسی دوره محمدرضا پهلوی بود که در کارنامه او وزارت آبادانی و مسکن، ریاست دانشگاه پهلوی شیراز و دانشگاه تهران، ریاست دفتر فرح پهلوی و وزارت علوم و آموزش عالی دیده می‌شود. او در سال‌های پایانی حکومت پهلوی به حلقه‌ای از مدیران و دانشگاهیان نزدیک به دربار تعلق داشت و هم‌زمان در «گروه بررسی مسائل ایران» درباره مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور فعالیت می‌کرد. نهاوندی در ماه‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ در دولت جعفر شریف‌امامی وزیر علوم شد و سپس در دولت نظامی غلامرضا ازهاری همراه با شماری از مدیران پیشین بازداشت شد. او پس از انقلاب ایران را ترک کرد، سال‌های بعد را عمدتاً در اروپا به تدریس و تألیف گذراند و سرانجام در اکتبر ۲۰۲۵ در بروکسل درگذشت. درباره برخی بخش‌های زندگی سیاسی او، به‌ویژه اتهام‌های مربوط به فساد، روابط درون دربار و نقش او در ماه‌های پایانی حکومت پهلوی روایت‌های متعارضی وجود دارد و نمی‌توان گزارش‌های امنیتی یا خاطرات سیاسی را بدون نقد منبع به‌عنوان حکم قطعی تاریخی بازنشر کرد.

2339637_253

هوشنگ نهاوندی از چهره‌هایی است که زندگی او از چند مسیر متفاوت عبور می‌کند؛ دانشگاه، دولت، دربار، فعالیت سیاسی و در نهایت تبعید. همین ترکیب سبب شده تصویرهای کاملاً متفاوتی از او ارائه شود. در برخی روایت‌های جمهوری اسلامی او یکی از مدیران نزدیک به ساختار قدرت پهلوی و موضوع اسناد انتقادی ساواک معرفی شده و در خاطرات خود نهاوندی و نوشته‌های نزدیک به جریان سلطنت‌طلب، بیشتر بر نقش اصلاح‌طلبانه و هشدارهای او درباره بحران‌های حکومت تأکید شده است. برای شناخت او باید این دو سطح را از یکدیگر جدا کرد: نخست سمت‌ها و رویدادهایی که از نظر تاریخی قابل تأیید هستند و دوم داوری‌هایی درباره انگیزه‌ها، فساد، وفاداری یا نقش او در سقوط حکومت که بخش مهمی از آنها وابسته به زاویه دید منابع است.

تولد، تحصیلات و ورود هوشنگ نهاوندی به سیاست

درباره سال دقیق تولد هوشنگ نهاوندی میان منابع اختلاف کوچکی وجود دارد. بسیاری از منابع ایرانی سال ۱۳۱۱ خورشیدی و شهر رشت را محل تولد او ثبت کرده‌اند و منابع فرانسوی نیز تاریخ ۲ دسامبر ۱۹۳۲ یا در برخی فهرست‌های کتابخانه‌ای ۱۹۳۳ را ذکر کرده‌اند. او دوران جوانی خود را در ایران گذراند و سپس برای تحصیل راهی فرانسه شد. برخلاف برخی زندگی‌نامه‌های اینترنتی که کارشناسی اقتصاد دانشگاه تهران و دکترای اقتصاد فرانسه را برای او ذکر می‌کنند، متن مصاحبه پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. نهاوندی در گفت‌وگوی سال ۱۹۸۵ با شاهرخ مسکوب گفته است که وارد دانشکده حقوق دانشگاه پاریس شد، لیسانس حقوق گرفت و سپس «دکترای دولتی حقوق» دریافت کرد. در منابع فرانسوی از او در سال‌های بعد به‌عنوان استاد اقتصاد و حقوق و مدیر دانشگاهی یاد شده است؛ به همین دلیل احتمالاً بخشی از سردرگمی زندگی‌نامه‌های فارسی از ترکیب حوزه تدریس او با عنوان مدرک دانشگاهی ناشی شده است.

نهاوندی پس از بازگشت به ایران به حلقه‌ای از مدیران جوانی نزدیک شد که با حسنعلی منصور و «کانون مترقی» و سپس حزب ایران نوین ارتباط داشتند. این گروه در دهه ۱۳۴۰ بخشی از نسل جدید تکنوکرات‌هایی بود که در ساختار سیاسی دوره محمدرضا پهلوی به سرعت به مقام‌های دولتی رسیدند. در سال ۱۳۴۳ نهاوندی به دولت حسنعلی منصور راه یافت و مسئولیت وزارت آبادانی و مسکن را برعهده گرفت و پس از ترور منصور نیز مدتی در دولت امیرعباس هویدا در همین ساختار اجرایی باقی ماند. منابع کتابخانه ملی فرانسه دوره وزارت او در حوزه توسعه را از ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸ ثبت کرده‌اند و متن تاریخ شفاهی خود نهاوندی نیز نشان می‌دهد که تا شهریور ۱۳۴۷ وزیر آبادانی و مسکن بود.

این بخش از کارنامه او بیش از هر چیز با سیاست توسعه و شهرسازی دهه ۱۳۴۰ ارتباط دارد، اما نسبت‌دادن تمام طرح‌های بزرگ مسکن یا توسعه شهری آن دوره به شخص نهاوندی دقیق نیست. وزارتخانه، سازمان برنامه، دولت و دیگر نهادهای اجرایی در این سیاست‌ها نقش داشتند و برای ارزیابی عملکرد او باید طرح‌های مشخص و اسناد بودجه‌ای بررسی شوند. به همین ترتیب، گزاره‌هایی مانند اینکه «او کیفیت زندگی مردم را به شکل محسوسی افزایش داد» یا برعکس «در پروژه‌های وزارتخانه اختلاس گسترده کرد» بدون ارائه پرونده و سند مشخص، بیشتر داوری هستند تا شرح زندگی‌نامه.

ریاست دانشگاه پهلوی شیراز و دانشگاه تهران

در سال ۱۳۴۷ نهاوندی از وزارت به محیط دانشگاه منتقل شد و ریاست دانشگاه پهلوی شیراز را برعهده گرفت. خودش در مصاحبه تاریخ شفاهی هاروارد روایت می‌کند که اسدالله علم درباره یافتن فردی برای اداره دانشگاه پهلوی با او صحبت کرده و سرانجام در شهریور ۱۳۴۷ به این سمت منصوب شده است. او همچنین توضیح می‌دهد که دانشگاه پهلوی در آن مقطع ارتباط سازمانی گسترده‌ای با دانشگاه پنسیلوانیا داشت و در دوره مدیریت او شکل این رابطه به یک همکاری دانشگاهی متعارف‌تر تغییر یافت. نهاوندی از ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۱ در دانشگاه پهلوی بود و پس از آن به ریاست دانشگاه تهران رسید.

ریاست دانشگاه تهران در اوایل دهه ۱۳۵۰ برای هر مدیر دولتی سمتی حساس بود. دانشگاه تهران یکی از مهم‌ترین مراکز اعتراضات دانشجویی و فعالیت سیاسی محسوب می‌شد و حکومت نیز نسبت به تحولات آن حساسیت زیادی داشت. نهاوندی از سال ۱۹۷۱ ریاست دانشگاه تهران را برعهده گرفت و منابع معتبر فرانسوی و کتابخانه‌ای دوره مدیریت او را تا میانه دهه ۱۹۷۰ ثبت کرده‌اند. پس از پایان ریاست اجرایی نیز مدتی در ساختار مدیریتی دانشگاه باقی ماند.

ارزیابی عملکرد او در دانشگاه‌ها نیز محل اختلاف است. برخی منابع نزدیک به خود نهاوندی بر اصلاح ساختار آموزشی و افزایش استقلال اداری تأکید کرده‌اند، در حالی که گزارش‌های دیپلماتیک و امنیتی دوره پهلوی به اختلاف او با دانشجویان و استفاده از ساختارهای امنیتی در مواجهه با اعتراضات اشاره دارند. یک سند سیاسی آمریکا در سال ۱۹۷۲ که بعداً در مجموعه اسناد سفارت آمریکا منتشر شد، گزارشی انتقادی درباره شهرت نهاوندی میان دانشگاهیان شیراز ارائه می‌کند و مدعی استفاده از نیروهای امنیتی برای کنترل مسائل دانشجویی است. این سند برای شناخت نگاه بخشی از ناظران آن زمان اهمیت دارد، اما مانند هر گزارش اطلاعاتی باید به‌عنوان گزارش یک منبع، نه اثبات قطعی همه ادعاهای آن، خوانده شود.

گروه بررسی مسائل ایران و ارتباط با دربار

یکی از بخش‌های مهم اما کمتر شناخته‌شده کارنامه نهاوندی، ارتباط او با «گروه بررسی مسائل ایران» است؛ مجموعه‌ای از دانشگاهیان، متخصصان و مدیران که درباره مسائل کشور مطالعه و گزارش تهیه می‌کردند. این گروه در میانه دهه ۱۳۵۰ فعال بود و گزارش‌های آن به سطوح بالای حکومت می‌رسید. سندی از نشست فروردین ۱۳۵۴ نشان می‌دهد نهاوندی ریاست این گروه را برعهده داشت و گزارشی از فعالیت آن ارائه کرده بود. فرح پهلوی نیز در همان نشست هدف گروه را مشارکت بیشتر اندیشمندان و روشنفکران در بررسی مسائل کشور توصیف کرد.

در روایت‌های بعدی، به‌خصوص خاطرات نهاوندی، این گروه گاهی به‌عنوان حلقه‌ای معرفی شده که نسبت به افزایش نارضایتی اجتماعی، ضعف دستگاه اداری، شکاف میان دولت و جامعه و خطرات سیاسی به شاه هشدار می‌داد. گزارش‌های جدیدتر درباره زندگی نهاوندی نیز به این موضوع اشاره کرده‌اند و گفته‌اند بخشی از مطالعات گروه درباره علل ناکارآمدی و نارضایتی اجتماعی بود. با این حال، بسیاری از جزئیات مربوط به میزان تأثیر واقعی این گزارش‌ها بر تصمیم‌گیری شاه از خاطرات اعضای همان حلقه یا روایت‌های پسینی می‌آید و باید با احتیاط تفسیر شود.

نهاوندی در سال‌های میانی دهه ۱۳۵۰ به دفتر فرح پهلوی نیز رفت و برای مدتی ریاست دفتر مخصوص او را برعهده گرفت. منابع مختلف این دوره را تقریباً از ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۸ ثبت کرده‌اند. این سمت او را به یکی از مدیران نزدیک به دربار تبدیل می‌کرد، اما عبارت‌هایی مانند اینکه «عملاً تصمیم‌گیر سیاست داخلی» یا «نماینده شبکه قدرت خانواده سلطنتی در همه بخش‌های کشور» بود، فراتر از شواهد موجود است. دفتر فرح عمدتاً در مجموعه‌ای از امور فرهنگی، اجتماعی و مؤسسات وابسته به شهبانو فعالیت داشت و ریاست این دفتر نفوذ سیاسی ایجاد می‌کرد، اما نهاوندی نه نخست‌وزیر بود و نه رئیس دفتر محمدرضا شاه.

خود نهاوندی سال‌ها بعد مدعی شد شاه از او خواسته بود بخشی از مسائل مالی و رفت‌وآمدهای دفتر فرح را سامان دهد و نسبت به برخی افراد حساسیت داشته باشد. چنین گفته‌هایی برای شناخت روایت شخصی او مفیدند، اما باید دقیقاً به‌عنوان روایت نهاوندی معرفی شوند، نه واقعیتی که همه طرف‌های درگیر آن را تأیید کرده‌اند.

حزب رستاخیز، گرایش اصلاح‌طلبانه و ماه‌های پایانی حکومت پهلوی

هوشنگ نهاوندی از چهره‌های داخل ساختار حکومت پهلوی بود و مخالفت بنیادی با نظام سلطنتی نداشت. او از اصلاحات موسوم به انقلاب سفید حمایت می‌کرد و در حزب رستاخیز نیز حضور داشت. در سال‌های پایانی حزب، گروهی با محوریت او با عنوان «گروه بررسی مسائل ایران» یا در برخی روایت‌ها جناح لیبرال شناخته می‌شد. اعضای این جریان در داخل چارچوب سیاسی سلطنت خواهان اصلاحاتی بودند و همین نکته اهمیت دارد: استفاده از اصطلاحاتی مانند «اپوزیسیون» درباره آنها نباید با مخالفان برانداز حکومت اشتباه گرفته شود. آنها همچنان اصول اصلی نظام سلطنتی را پذیرفته بودند و اختلافشان بیشتر درباره شیوه اداره کشور و میزان اصلاحات سیاسی بود.

در سال ۱۳۵۷ و هم‌زمان با تشدید بحران سیاسی، نهاوندی به دولت جعفر شریف‌امامی راه یافت و برای مدت کوتاهی وزیر علوم و آموزش عالی شد. منابع فرانسوی و تاریخ شفاهی هاروارد این سمت را در سال ۱۹۷۸ ثبت کرده‌اند. دوره وزارت بسیار کوتاه بود، زیرا دولت شریف‌امامی نتوانست بحران را کنترل کند و در آبان ۱۳۵۷ جای خود را به دولت نظامی غلامرضا ازهاری داد.

یکی از نکات مهم زندگی نهاوندی این است که دولت نظامی ازهاری خود او را نیز در مجموعه بازداشت مدیران سابق قرار داد. نهاوندی در مصاحبه تاریخ شفاهی هاروارد می‌گوید مأموران حکومت نظامی شبانه او را بازداشت کردند و همراه افرادی مانند عبدالمجید مجیدی به پادگان جمشیدیه بردند. به روایت او، رادیو اعلام کرده بود این افراد به اتهام «سوءاستفاده از قدرت» توقیف شده‌اند. همین واقعه نشان می‌دهد عبارت «اتهام سوءاستفاده از مقام» در زندگی او سابقه تاریخی دارد، اما تفاوت بزرگی میان بازداشت با چنین اتهامی و اثبات قضایی فساد یا اختلاس وجود دارد. در منابعی که برای این مقاله بررسی شد، سند قابل اتکایی از محکومیت قطعی نهاوندی در یک دادگاه پیش از انقلاب به اتهام اختلاس پیدا نشد. بنابراین نوشتن اینکه «پرونده‌های متعدد اختلاس او ثابت شد» قابل دفاع نیست.

اسناد ساواک و اتهام‌های مطرح‌شده درباره هوشنگ نهاوندی

بخشی از شهرت منفی نهاوندی در منابع فارسی پس از انقلاب به انتشار کتاب «هوشنگ نهاوندی به روایت اسناد ساواک» بازمی‌گردد. این مجموعه بیش از ۵۰۰ صفحه دارد و توسط مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات منتشر شده است. وجود چنین اسنادی واقعیت دارد و در آنها گزارش‌ها، مکاتبات و ارزیابی‌هایی درباره روابط سیاسی، دانشگاهی، مالی و شخصی نهاوندی دیده می‌شود. اما خود این مجموعه نیز باید مانند هر آرشیو امنیتی با روش تاریخی خوانده شود؛ گزارش مأمور، شنیده یک منبع یا ارزیابی ساواک الزاماً معادل رأی دادگاه یا حقیقت اثبات‌شده نیست.

از همین رو عنوانی مانند «چرا هوشنگ نهاوندی در اسناد تاریخی خیانتکار شناخته شده است؟» از اساس عنوان دقیقی نیست. «تاریخ» نهادی نیست که به فردی حکم خیانتکار بدهد. ممکن است در یک سند امنیتی، کتاب ایدئولوژیک، خاطرات یک مخالف یا رسانه سیاسی چنین تعبیری دیده شود، اما نویسنده حرفه‌ای باید مشخص کند چه کسی، در چه زمانی و بر اساس چه سندی این اتهام را مطرح کرده است. نهاوندی یکی از مدیران نزدیک به حکومت پهلوی بود و در نتیجه منتقدان آن نظام طبیعتاً عملکرد او را نیز بخشی از ساختار قدرت می‌دانند؛ در سوی دیگر، خود او پس از انقلاب کوشید نقش خود را بیشتر به‌عنوان مدیر دانشگاهی و اصلاح‌طلب درون نظام توضیح دهد. هیچ‌کدام از این روایت‌ها نباید بدون نقد منبع جایگزین شرح مستند رویدادها شوند.

همین قاعده درباره اتهامات فساد مالی نیز صادق است. اسناد امنیتی و بازداشت سال ۱۳۵۷ نشان می‌دهند درباره عملکرد او اتهام و بدگمانی وجود داشت، اما ادعاهایی مانند «اختلاس از بودجه وزارت مسکن»، «پرونده‌های قضایی متعدد» یا «فساد اثبات‌شده در دانشگاه پهلوی» نیازمند اسناد قضایی یا مالی مشخص هستند. نبود چنین مدارکی در منابع بررسی‌شده به معنای اثبات بی‌گناهی مطلق نیست؛ تنها به این معناست که در مقاله دانشنامه‌ای نباید اتهام را به شکل واقعیت قطعی نوشت.

انقلاب ۱۳۵۷ و خروج هوشنگ نهاوندی از ایران

یکی از خطاهای آشکار متن‌های اینترنتی درباره نهاوندی این است که نوشته می‌شود او در «دهه ۱۹۷۰ به پاریس مهاجرت کرد و از آنجا به منتقد شاه تبدیل شد». چنین روایتی با کارنامه رسمی او سازگار نیست. نهاوندی تا سال ۱۹۷۸ رئیس دفتر فرح، وزیر علوم و از افراد درگیر در تصمیمات سیاسی داخل ایران بود و در ماه‌های پایانی حکومت پهلوی نیز بازداشت شد. بنابراین مهاجرت دائمی او به اروپا پس از انقلاب ۱۳۵۷ اتفاق افتاد، نه سال‌ها پیش از آن. منابع جدید مربوط به درگذشت او نیز تأکید می‌کنند که پس از انقلاب ایران را ترک کرد و در ادامه در اروپا، از جمله بلژیک و فرانسه، زندگی و فعالیت کرد.

جزئیات دقیق نحوه خروج او در روایت‌های مختلف یکسان نیست. برخی منابع پس از انقلاب نوشته‌اند او مدتی پس از سقوط نظام در ایران مخفی بود و سپس از مسیر کردستان و ترکیه خارج شد. این گزارش‌ها عمدتاً از منابع سیاسی و امنیتی می‌آیند و بهتر است جزئیات آنها با احتیاط نقل شود. آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت این است که از سال ۱۹۷۹ به بعد زندگی او در تبعید آغاز شد و دیگر به موقعیت سیاسی پیشین خود در ایران بازنگشت.

نهاوندی در خارج از ایران فعالیت دانشگاهی و نویسندگی را ادامه داد و کتاب‌های متعددی درباره تاریخ ایران، حکومت پهلوی، انقلاب ۱۳۵۷ و شخصیت‌های تاریخی منتشر کرد. کتابخانه ملی فرانسه آثار مختلفی از او را ثبت کرده و او در فرانسه به‌عنوان استاد و نویسنده شناخته می‌شد. از آثارش می‌توان به کتاب‌هایی درباره محمدرضا شاه، شاه عباس، نادرشاه و تاریخ چند هزار ساله ایران اشاره کرد. او همچنین با ایو بوماتی در نگارش اثری درباره تاریخ ایران همکاری داشت.

فعالیت‌های فرهنگی او در فرانسه نیز به رسمیت شناخته شد. آکادمی فرانسه در سال ۱۹۹۲ جایزه‌ای برای گسترش زبان و ادبیات فرانسه به مجموعه آثار او اعطا کرد و در سال ۱۹۹۹ کتابش درباره شاه عباس برنده مدال نقره جایزه Eugène Colas شد. کتابخانه ملی فرانسه نیز او را استاد اقتصاد، رئیس پیشین دانشگاه‌های شیراز و تهران، وزیر سابق توسعه و آموزش عالی و عضو مکاتبه‌ای آکادمی علوم اخلاقی و سیاسی فرانسه معرفی کرده است.

نگاه هوشنگ نهاوندی به محمدرضا شاه و انقلاب

نهاوندی در سال‌های پس از انقلاب به یکی از مدافعان کلیت نظام سلطنتی پهلوی تبدیل شد، هرچند در نوشته‌ها و مصاحبه‌های خود از تصمیم‌های مشخص شاه و دولت‌های آن دوره نیز انتقاد می‌کرد. برای مثال، در تاریخ شفاهی هاروارد تشکیل حزب رستاخیز را اشتباه می‌خواند و معتقد بود حکومت یا باید رقابت حزبی واقعی را گسترش می‌داد یا به شکل دیگری ساختار سیاسی خود را تعریف می‌کرد. او در عین نزدیکی به محمدرضا شاه، در روایت‌های متأخر خود مدعی بود که در سال‌های پایانی درباره مشکلات ساختاری کشور هشدار داده است.

در مقابل، تحلیل او از انقلاب ۱۳۵۷ در سال‌های بعد بسیار بحث‌برانگیز بود. نهاوندی علاوه بر عوامل داخلی، نقش کشورهای غربی، رسانه‌های خارجی و شرایط بین‌المللی را در سقوط حکومت پهلوی برجسته می‌کرد و در برخی گفت‌وگوها معتقد بود پوشش رسانه‌ای غرب از اعتراضات به گسترش بحران کمک کرده است. این دیدگاه بخشی از تفسیر شخصی او از انقلاب است و اجماع تاریخی محسوب نمی‌شود. تاریخ‌نگاری انقلاب ایران مجموعه گسترده‌ای از عوامل داخلی و خارجی را بررسی می‌کند؛ از اقتدارگرایی سیاسی و عملکرد ساواک تا تحولات اقتصادی، نارضایتی مذهبی، بحران مشروعیت، اعتصاب‌ها، شبکه روحانیت، سیاست حقوق بشری دولت کارتر و تصمیم‌های حکومت در ماه‌های پایانی. بنابراین دیدگاه نهاوندی باید به‌عنوان یکی از روایت‌های بازیگران حکومت سابق معرفی شود، نه توضیح نهایی انقلاب.

درگذشت هوشنگ نهاوندی

هوشنگ نهاوندی پس از چند دهه زندگی در اروپا در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۵ در بروکسل درگذشت. رسانه‌های فارسی‌زبان هنگام اعلام خبر درگذشت او، از سابقه ریاست دانشگاه‌های شیراز و تهران، وزارت آبادانی و مسکن، وزارت علوم و ریاست دفتر فرح پهلوی به‌عنوان مهم‌ترین سمت‌های او یاد کردند. اختلاف جزئی منابع درباره سال تولد باعث شده سن او هنگام مرگ نیز گاهی ۹۲ و گاهی ۹۳ سال نوشته شود، اما تاریخ مرگ اکتبر ۲۰۲۵ در منابع متعدد ثبت شده است.

کارنامه هوشنگ نهاوندی را نمی‌توان صرفاً با برچسب‌هایی مانند «خائن»، «قهرمان اصلاحات» یا «تکنوکرات موفق» توضیح داد. او بخشی از نخبگان سیاسی و دانشگاهی حکومت پهلوی بود و در سطوح بالای همان نظام فعالیت کرد؛ از وزارت و ریاست دانشگاه گرفته تا دفتر فرح پهلوی و وزارت علوم در ماه‌های بحرانی سال ۱۳۵۷. در عین حال اسناد و خاطرات نشان می‌دهند که درون ساختار حکومت نیز درباره سیاست‌های کشور اختلاف نظر داشت و گروه تحت مدیریت او در سال‌های پایانی درباره بخشی از مشکلات اجتماعی و اداری گزارش تهیه می‌کرد. بازداشت او توسط دولت ازهاری نیز نشان‌دهنده فضای آشفته ماه‌های پایانی حکومت است؛ دولتی که برای نمایش مبارزه با فساد شماری از مدیران همان نظام را بازداشت کرد. پس از انقلاب، نهاوندی از سیاست اجرایی ایران خارج شد و بخش عمده فعالیت خود را به تدریس و نوشتن تاریخ و خاطرات اختصاص داد. برای ارزیابی تاریخی او نیز مهم‌ترین اصل این است که سمت‌ها و رویدادهای ثبت‌شده را از اتهامات امنیتی، دفاعیات شخصی و داوری‌های سیاسی جدا کنیم؛ زیرا تنها با چنین تفکیکی می‌توان تصویری قابل اعتماد از یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز سال‌های پایانی حکومت پهلوی به دست داد.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است.

در این مقاله

    پیشنهاد ویرایش

    اگر در متن مقاله خطایی دیدید، اصلاح پیشنهادی خود را برای تحریریه بنویسید.