رفتن به متن مقاله
رفتن به محتوای اصلی

فکت چک توسط vAI

غده هیپوفیز چیست و کجاست؟ علائم بیماری‌ها، وظایف هورمونی و روش‌های درمان

غده هیپوفیز یکی از مهم‌ترین غدد درون‌ریز بدن است که با وجود اندازه کوچک خود، در تنظیم رشد، سوخت‌وساز، باروری، تولید شیر و تعادل آب بدن نقش دارد. اختلال در عملکرد این غده می‌تواند با علائمی مانند خستگی مداوم، تغییرات وزن، اختلال قاعدگی، ناباروری، سردرد و مشکلات بینایی همراه باشد. بیشتر تومورهای هیپوفیز خوش‌خیم هستند و بسیاری از آنها با دارو یا پیگیری منظم کنترل می‌شوند، اما برخی بیماران به جراحی یا درمان‌های تخصصی دیگر نیاز دارند.

غده هیپوفیز چیست و کجاست؟ علائم بیماری‌ها، وظایف هورمونی و روش‌های درمان

غده هیپوفیز یا Pituitary Gland ساختاری کوچک در پایه مغز است که به دلیل نقش گسترده در کنترل فعالیت سایر غدد درون‌ریز، به آن «غده فرمانده» نیز گفته می‌شود. این نام‌گذاری به ارتباط هیپوفیز با غده تیروئید، غدد فوق‌کلیوی و اندام‌های تولیدمثل اشاره دارد. با این حال، هیپوفیز به‌تنهایی مرکز فرماندهی دستگاه هورمونی نیست؛ زیرا فعالیت آن تحت تأثیر هیپوتالاموس قرار دارد. هیپوتالاموس بخشی از مغز است که اطلاعات مربوط به وضعیت بدن را دریافت می‌کند و از طریق پیام‌های عصبی و هورمونی، عملکرد هیپوفیز را تنظیم می‌کند.

اهمیت هیپوفیز زمانی مشخص می‌شود که ترشح یکی از هورمون‌های آن از محدوده طبیعی خارج شود. کاهش هورمون‌های تحریک‌کننده تیروئید ممکن است باعث اختلال در سوخت‌وساز شود، کمبود هورمون‌های جنسی می‌تواند بر باروری اثر بگذارد و افزایش هورمون رشد در بزرگ‌سالان ممکن است تغییرات تدریجی در استخوان‌ها و بافت‌های نرم ایجاد کند. بعضی بیماری‌های هیپوفیز نیز بدون تغییر چشمگیر در ترشح هورمون‌ها، به دلیل رشد یک توده و فشار بر ساختارهای مجاور، باعث سردرد یا اختلال بینایی می‌شوند.

نکته مهم این است که علائم بیماری‌های هیپوفیز همیشه اختصاصی نیستند. خستگی، افزایش یا کاهش وزن و تغییرات خلقی ممکن است در بیماری‌های مختلف دیده شوند و نمی‌توان تنها بر اساس این نشانه‌ها اختلال هیپوفیز را تشخیص داد. بررسی دقیق زمانی ضرورت پیدا می‌کند که علائم پایدار باشند، چند نشانه هورمونی هم‌زمان وجود داشته باشد یا تغییرات غیرمعمولی در رشد، عملکرد جنسی، قاعدگی و بینایی ایجاد شود.

غده هیپوفیز کجاست و چه ساختاری دارد؟

هیپوفیز در بخش زیرین مغز و در حفره‌ای استخوانی به نام زین ترکی یا Sella Turcica قرار گرفته است. این حفره بخشی از استخوان اسفنوئید جمجمه است و از غده محافظت می‌کند. هیپوفیز تقریباً به اندازه یک نخود است و از طریق ساقه هیپوفیز به هیپوتالاموس متصل می‌شود.

از نظر ساختمانی، غده هیپوفیز دو بخش اصلی دارد که با نام‌های لوب قدامی و لوب خلفی شناخته می‌شوند. لوب قدامی یا آدنوهیپوفیز بخش عمده غده را تشکیل می‌دهد و وظیفه ساخت و ترشح چندین هورمون مهم را بر عهده دارد. هورمون رشد، پرولاکتین، هورمون تحریک‌کننده تیروئید، هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک و هورمون‌های تنظیم‌کننده عملکرد تخمدان‌ها و بیضه‌ها از این بخش ترشح می‌شوند.

لوب خلفی یا نوروهیپوفیز عملکرد متفاوتی دارد. این بخش برخلاف لوب قدامی، محل اصلی ساخت هورمون‌های خود نیست، بلکه هورمون‌هایی را که در هیپوتالاموس تولید شده‌اند ذخیره و آزاد می‌کند. وازوپرسین یا هورمون ضدادراری که با نام ADH شناخته می‌شود و اکسی‌توسین، دو هورمون مهم مرتبط با لوب خلفی هستند. وازوپرسین به کلیه‌ها کمک می‌کند آب موردنیاز بدن را حفظ کنند و اکسی‌توسین در انقباضات رحم هنگام زایمان و خروج شیر در دوران شیردهی نقش دارد.

در بالای هیپوفیز، بخشی از مسیرهای بینایی به نام کیاسمای بینایی قرار گرفته است. نزدیکی این ساختار به غده از نظر تشخیص تومورهای هیپوفیز اهمیت دارد؛ زیرا برخی توده‌های بزرگ ممکن است به مسیرهای بینایی فشار وارد کنند. در این شرایط، بیمار ممکن است کاهش دید محیطی را تجربه کند و برای مثال هنگام حرکت متوجه اشیای اطراف خود نشود. این اختلال در همه تومورهای هیپوفیز رخ نمی‌دهد و بیشتر به اندازه و محل رشد ضایعه بستگی دارد.

هورمون‌های غده هیپوفیز چه وظایفی دارند؟

عملکرد هیپوفیز بر پایه ترشح هورمون‌هایی است که هرکدام فعالیت مشخصی را در بدن تنظیم می‌کنند. هورمون رشد یا GH در کودکان و نوجوانان به رشد طبیعی استخوان‌ها و بافت‌ها کمک می‌کند و در بزرگ‌سالان نیز بر ترکیب بدن و سوخت‌وساز اثر دارد. بخش مهمی از آثار این هورمون از طریق فاکتور رشد شبه‌انسولینی یک یا IGF-1 اعمال می‌شود که عمدتاً در کبد تولید می‌شود.

هورمون تحریک‌کننده تیروئید یا TSH فعالیت غده تیروئید را تنظیم می‌کند. هورمون‌های تیروئیدی بر مصرف انرژی، دمای بدن، ضربان قلب و عملکرد بسیاری از اندام‌ها اثر دارند. در نتیجه، اختلال در ترشح TSH ممکن است باعث کم‌کاری مرکزی تیروئید شود؛ وضعیتی که منشأ آن در هیپوفیز یا هیپوتالاموس قرار دارد و با کم‌کاری اولیه تیروئید تفاوت دارد.

هورمون ACTH نیز با تحریک قشر غدد فوق‌کلیوی، در تنظیم تولید کورتیزول نقش دارد. کورتیزول برای حفظ فشار خون، تنظیم سوخت‌وساز و پاسخ بدن به بیماری یا استرس جسمی ضروری است. کاهش شدید تولید این هورمون می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد، به‌ویژه زمانی که بدن با عفونت یا شرایط اضطراری روبه‌رو می‌شود.

دو هورمون LH و FSH در عملکرد دستگاه تولیدمثل نقش دارند. این هورمون‌ها در زنان بر رشد فولیکول‌های تخمدان، تخمک‌گذاری و تولید هورمون‌های جنسی اثر می‌گذارند و در مردان به تنظیم تولید تستوسترون و اسپرم کمک می‌کنند. اختلال در ترشح آنها ممکن است با قطع یا نامنظم‌شدن قاعدگی، کاهش میل جنسی و ناباروری همراه باشد.

پرولاکتین یکی دیگر از هورمون‌های مهم هیپوفیز است که نقش اصلی آن تحریک تولید شیر در پستان است. افزایش غیرطبیعی پرولاکتین خارج از شرایط فیزیولوژیک می‌تواند فعالیت دستگاه تولیدمثل را مختل کند. البته افزایش پرولاکتین همیشه ناشی از تومور نیست و عواملی مانند بارداری، بعضی داروها، کم‌کاری اولیه تیروئید و اختلالات دیگر نیز ممکن است باعث بالا رفتن آن شوند.

این هورمون‌ها به‌صورت مستقل از یکدیگر عمل نمی‌کنند. هیپوتالاموس، هیپوفیز و اندام‌های هدف از طریق سازوکارهای بازخوردی با یکدیگر ارتباط دارند و مقدار ترشح هورمون‌ها بر اساس نیاز بدن تنظیم می‌شود. به همین دلیل، تشخیص اختلال هورمونی معمولاً نیازمند بررسی چند هورمون مرتبط است و تفسیر یک عدد آزمایشگاهی بدون توجه به سایر یافته‌ها ممکن است گمراه‌کننده باشد.

علائم بیماری غده هیپوفیز در زنان و مردان

نشانه‌های اختلال هیپوفیز به نوع بیماری، هورمون درگیر و اندازه احتمالی تومور بستگی دارند. بعضی بیماران با علائم ناشی از کمبود هورمون مراجعه می‌کنند، درحالی‌که گروهی دیگر نشانه‌های افزایش ترشح یک هورمون را دارند. در برخی موارد نیز مشکل اصلی، فشار توده بر بافت‌های اطراف است.

در زنان، اختلال قاعدگی، قطع پریود، ترشح شیر از پستان خارج از دوران بارداری و شیردهی، کاهش میل جنسی و مشکل در باردارشدن از نشانه‌هایی هستند که ممکن است با اختلالات هیپوفیز ارتباط داشته باشند. افزایش پرولاکتین یکی از علل مهم این مشکلات است، اما برای تشخیص باید سایر عوامل احتمالی نیز بررسی شوند.

در مردان، کاهش میل جنسی، اختلال نعوظ، ناباروری و کاهش سطح تستوسترون ممکن است در نتیجه اختلال عملکرد محور هیپوفیز و بیضه‌ها ایجاد شود. برخی مردان مبتلا به پرولاکتینوما زمانی مراجعه می‌کنند که تومور بزرگ شده و علاوه بر تغییرات هورمونی، سردرد یا مشکلات بینایی ایجاد کرده است.

در هر دو جنس، خستگی مداوم، ضعف، کاهش انرژی، تغییرات وزن و کاهش تحمل فعالیت ممکن است با کمبود هورمون‌های هیپوفیز ارتباط داشته باشند. با این حال، این علائم در بیماری‌های بسیار شایع‌تری نیز دیده می‌شوند و وجود آنها به‌تنهایی دلیل کافی برای انجام MRI هیپوفیز نیست.

در کودکان، کاهش سرعت رشد قدی نسبت به الگوی قبلی می‌تواند یکی از نشانه‌های کمبود هورمون رشد باشد. ارزیابی رشد کودک باید بر اساس نمودارهای رشد، سرعت افزایش قد، سن استخوانی و سایر یافته‌های بالینی انجام شود. کوتاه‌قدی به‌تنهایی به معنای کمبود هورمون رشد نیست.

گاهی نیز علائم بیماری به شکل تغییرات تدریجی ظاهر بدن دیده می‌شوند. بزرگ‌شدن دست‌ها و پاها، تغییر اندازه کفش و انگشتر، برجسته‌ترشدن فک و افزایش فاصله دندان‌ها از نشانه‌هایی هستند که ممکن است در آکرومگالی مشاهده شوند. این تغییرات معمولاً آهسته ایجاد می‌شوند و ممکن است فرد برای مدت طولانی متوجه آنها نشود.

تومور هیپوفیز چیست و آیا خطرناک است؟

تومور هیپوفیز به رشد غیرطبیعی سلول‌ها در این غده گفته می‌شود. بیشتر این تومورها خوش‌خیم هستند و برخلاف سرطان‌های بدخیم، معمولاً به اندام‌های دوردست گسترش پیدا نمی‌کنند. با این حال، خوش‌خیم‌بودن به معنای بی‌خطر بودن مطلق نیست؛ زیرا برخی تومورها هورمون اضافی تولید می‌کنند و بعضی دیگر با رشد خود به بافت طبیعی هیپوفیز یا مسیرهای بینایی فشار وارد می‌کنند.

در منابع پزشکی، اصطلاح آدنوم هیپوفیز همچنان رایج است، اما در طبقه‌بندی‌های تخصصی جدید، عنوان تومور نورواندوکرین هیپوفیز یا PitNET نیز برای بسیاری از این ضایعات استفاده می‌شود. از نظر اندازه، تومورهای کوچک‌تر از ۱۰ میلی‌متر میکروآدنوم و تومورهای ۱۰ میلی‌متر یا بزرگ‌تر ماکروآدنوم نامیده می‌شوند.

تومورهای هیپوفیز از نظر عملکرد نیز تفاوت دارند. برخی از آنها هورمون‌هایی مانند پرولاکتین، هورمون رشد یا ACTH را بیش‌ازحد ترشح می‌کنند. در مقابل، تومورهای غیرعملکردی ممکن است هورمون اضافیِ دارای اثر بالینی تولید نکنند و تنها در صورت بزرگ‌شدن، فشار بر بافت‌های مجاور یا اختلال در عملکرد طبیعی غده علامت ایجاد کنند.

گاهی یک ضایعه هیپوفیز هنگام تصویربرداری مغز به دلیلی دیگر شناسایی می‌شود. به چنین یافته‌ای توده اتفاقی هیپوفیز یا Pituitary Incidentaloma گفته می‌شود. کشف اتفاقی توده لزوماً به معنای نیاز به جراحی نیست، اما بررسی عملکرد هورمونی و ارتباط ضایعه با مسیرهای بینایی اهمیت دارد.

راهنمای بالینی انجمن غدد درون‌ریز توصیه می‌کند بیمارانی که توده اتفاقی هیپوفیز دارند، از نظر افزایش یا کمبود هورمون‌ها ارزیابی شوند. اگر ضایعه به اعصاب بینایی یا کیاسمای بینایی نزدیک باشد، بررسی رسمی میدان دید نیز ضروری است. تصمیم درباره درمان یا پیگیری به اندازه توده، تغییرات آن، وضعیت بینایی و نتایج آزمایش‌های هورمونی بستگی دارد. (OUP Academic)

پرولاکتینوما؛ توموری که می‌تواند باعث ناباروری شود

پرولاکتینوما یکی از شایع‌ترین انواع تومورهای عملکردی هیپوفیز است. این تومور با تولید بیش‌ازحد پرولاکتین می‌تواند تعادل هورمون‌های جنسی را تغییر دهد و در زنان باعث اختلال قاعدگی، ترشح شیر و کاهش باروری شود. در مردان نیز کاهش تستوسترون، اختلال عملکرد جنسی و ناباروری از پیامدهای احتمالی هستند.

افزایش طولانی‌مدت پرولاکتین ممکن است با کاهش هورمون‌های جنسی و در نتیجه کاهش تراکم استخوان ارتباط داشته باشد. در تومورهای بزرگ‌تر، فشار بر مسیرهای بینایی یا بافت طبیعی هیپوفیز نیز ممکن است مشکل ایجاد کند.

با این حال، هر افزایش پرولاکتین به معنای وجود پرولاکتینوما نیست. بعضی داروهای روان‌پزشکی، داروهای ضدتهوع، بارداری، کم‌کاری اولیه تیروئید و شرایط دیگر می‌توانند مقدار پرولاکتین را افزایش دهند. به همین دلیل، پزشک پیش از تشخیص تومور، وضعیت بالینی و علل احتمالی دیگر را بررسی می‌کند.

درمان بسیاری از پرولاکتینوماها با دارو انجام می‌شود. کابرگولین و بروموکریپتین از داروهای شناخته‌شده این بیماری هستند که با اثر بر گیرنده‌های دوپامین، ترشح پرولاکتین را کاهش می‌دهند و در بسیاری از بیماران باعث کوچک‌شدن تومور می‌شوند.

بر اساس بیانیه اجماع بین‌المللی انجمن هیپوفیز در سال ۲۰۲۳، کابرگولین به دلیل اثربخشی بالا و تحمل‌پذیری مناسب، در بسیاری از بیماران گزینه دارویی ترجیحی است. با این حال، جراحی نیز در برخی بیماران، با توجه به اندازه و موقعیت تومور، ترجیح بیمار، عوارض دارو یا پاسخ ناکافی به درمان، قابل بررسی است. (Nature)

آکرومگالی؛ افزایش هورمون رشد در بزرگ‌سالان

آکرومگالی بیماری‌ای است که در اثر افزایش طولانی‌مدت هورمون رشد و معمولاً افزایش IGF-1 ایجاد می‌شود. در بیشتر موارد، علت بیماری یک تومور خوش‌خیم ترشح‌کننده هورمون رشد در هیپوفیز است.

از آنجا که صفحات رشد استخوانی در بزرگ‌سالان بسته شده‌اند، افزایش هورمون رشد معمولاً باعث افزایش قد نمی‌شود. در عوض، استخوان‌ها و بافت‌های نرم در بخش‌هایی از بدن ضخیم‌تر یا بزرگ‌تر می‌شوند. بزرگ‌شدن دست‌ها و پاها، برجسته‌ترشدن فک، تغییرات صورت، افزایش فاصله دندان‌ها و تغییر اندازه کفش از نشانه‌های شناخته‌شده این بیماری هستند.

آکرومگالی فقط بر ظاهر بدن اثر نمی‌گذارد. افزایش طولانی‌مدت هورمون رشد می‌تواند با مقاومت به انسولین، دیابت نوع دو، فشار خون بالا، مشکلات قلبی، آپنه خواب و درد مفاصل همراه باشد. به همین دلیل، تشخیص بیماری حتی در افرادی که تغییرات ظاهری را چندان آزاردهنده نمی‌دانند، اهمیت دارد.

برای بررسی آکرومگالی معمولاً اندازه‌گیری IGF-1 انجام می‌شود. در صورت نیاز، آزمایش‌های تکمیلی مانند آزمون سرکوب هورمون رشد پس از مصرف گلوکز نیز ممکن است درخواست شود. پس از تأیید بیوشیمیایی بیماری، MRI هیپوفیز برای شناسایی ضایعه احتمالی کاربرد دارد.

در بسیاری از بیماران، جراحی تومور از طریق مسیر بینی و سینوس اسفنوئید یکی از روش‌های اصلی درمان است. اگر بیماری پس از جراحی به‌طور کامل کنترل نشود یا جراحی مناسب نباشد، داروهایی مانند آنالوگ‌های سوماتواستاتین و دیگر درمان‌های تخصصی ممکن است استفاده شوند. انتخاب روش درمان به اندازه تومور، میزان افزایش هورمون‌ها و شرایط بیمار بستگی دارد. (NIDDK)

بیماری کوشینگ و ارتباط آن با هیپوفیز

بیماری کوشینگ زمانی ایجاد می‌شود که یک تومور هیپوفیز مقدار بیش‌ازحد ACTH تولید کند و در نتیجه غدد فوق‌کلیوی کورتیزول بیشتری ترشح کنند. این وضعیت با اصطلاح کلی سندرم کوشینگ تفاوت دارد؛ زیرا سندرم کوشینگ می‌تواند علل دیگری نیز داشته باشد، از جمله مصرف طولانی‌مدت داروهای گلوکوکورتیکوئیدی.

افزایش طولانی‌مدت کورتیزول ممکن است باعث تجمع چربی در ناحیه شکم و تنه، گردشدن صورت، ضعف عضلات، نازک‌شدن پوست، کبودی آسان، فشار خون بالا و افزایش قند خون شود. در بعضی بیماران، خطوط پوستی پهن و بنفش‌رنگ نیز ظاهر می‌شوند.

تشخیص بیماری کوشینگ تنها بر اساس ظاهر بیمار امکان‌پذیر نیست. پزشکان ابتدا وجود افزایش غیرطبیعی کورتیزول را با آزمایش‌های مناسب بررسی می‌کنند و سپس برای مشخص‌شدن منشأ آن، از اندازه‌گیری ACTH، آزمایش‌های تکمیلی و تصویربرداری کمک می‌گیرند.

در مواردی که علت بیماری تومور ترشح‌کننده ACTH در هیپوفیز باشد، جراحی تخصصی معمولاً از روش‌های اصلی درمان است. اگر جراحی موفقیت کامل نداشته باشد یا امکان انجام آن وجود نداشته باشد، درمان دارویی، پرتودرمانی یا اقدامات دیگر بر اساس شرایط بیمار بررسی می‌شوند.

کم‌کاری هیپوفیز چه علائمی دارد؟

کم‌کاری هیپوفیز یا Hypopituitarism زمانی رخ می‌دهد که تولید یک یا چند هورمون این غده کاهش پیدا کند. علت ممکن است تومور، جراحی، پرتودرمانی، التهاب، آسیب مغزی یا بعضی اختلالات مادرزادی باشد.

پیامد کم‌کاری به هورمون درگیر بستگی دارد. کاهش ACTH می‌تواند باعث کمبود کورتیزول شود و علائمی مانند ضعف شدید، کاهش فشار خون، تهوع و خستگی ایجاد کند. کمبود TSH ممکن است به کم‌کاری مرکزی تیروئید منجر شود و با احساس سرما، کاهش انرژی و کندی سوخت‌وساز همراه باشد. کاهش LH و FSH نیز می‌تواند بر تولید هورمون‌های جنسی و باروری اثر بگذارد.

یکی از تفاوت‌های مهم کم‌کاری مرکزی تیروئید با کم‌کاری اولیه این است که در نوع مرکزی، مقدار TSH ممکن است پایین یا حتی در محدوده طبیعی باشد، درحالی‌که FT4 کاهش یافته است. بنابراین بررسی TSH به‌تنهایی برای رد این اختلال کافی نیست.

درمان کم‌کاری هیپوفیز معمولاً شامل جایگزینی هورمون‌های کمبود‌یافته است. بسته به نوع اختلال، ممکن است بیمار به درمان با هیدروکورتیزون، لووتیروکسین، هورمون‌های جنسی یا داروهای دیگر نیاز داشته باشد. ترتیب شروع درمان نیز اهمیت دارد؛ برای مثال، در فردی که هم‌زمان کمبود کورتیزول و هورمون تیروئید دارد، نارسایی کورتیزول باید پیش از شروع درمان تیروئیدی به‌درستی مدیریت شود تا خطر بحران آدرنال افزایش پیدا نکند.

برخی بیماران به درمان طولانی‌مدت نیاز دارند و لازم است در شرایطی مانند تب شدید، بیماری حاد یا جراحی، برنامه مصرف داروهای جایگزین آنها مطابق آموزش پزشک تنظیم شود. قطع خودسرانه داروهای هورمونی می‌تواند خطرناک باشد.

دیابت بی‌مزه چه ارتباطی با هیپوفیز دارد؟

دیابت بی‌مزه با دیابت شیرین تفاوت دارد. در دیابت شیرین، مشکل اصلی به تنظیم قند خون مربوط می‌شود، اما در دیابت بی‌مزه، بدن در حفظ تعادل آب دچار اختلال می‌شود.

نوع مرکزی این بیماری که با عنوان کمبود آرژینین وازوپرسین نیز شناخته می‌شود، زمانی رخ می‌دهد که تولید یا آزادسازی وازوپرسین کافی نباشد. از آنجا که این هورمون در هیپوتالاموس ساخته و از لوب خلفی هیپوفیز آزاد می‌شود، آسیب به این مسیر می‌تواند باعث بیماری شود.

فرد مبتلا ممکن است حجم زیادی ادرار رقیق دفع کند و تشنگی شدید داشته باشد. در صورت ناتوانی در جبران آب ازدست‌رفته، خطر کم‌آبی بدن و افزایش سدیم خون وجود دارد.

البته تمام موارد دیابت بی‌مزه ناشی از اختلال هیپوفیز نیستند. در نوع نفروژنیک یا مقاومت به وازوپرسین، کلیه‌ها پاسخ مناسبی به این هورمون نمی‌دهند. تشخیص نوع اختلال برای انتخاب درمان اهمیت زیادی دارد.

در موارد کمبود وازوپرسین، پزشک ممکن است دسموپرسین تجویز کند. مصرف این دارو باید با توجه به وضعیت آب و سدیم خون تنظیم شود، زیرا دریافت نامناسب دارو یا مایعات می‌تواند باعث کاهش خطرناک سدیم خون شود.

تشخیص بیماری‌های هیپوفیز با آزمایش خون و MRI

تشخیص اختلالات هیپوفیز با شرح حال و معاینه آغاز می‌شود. پزشک ابتدا مشخص می‌کند که آیا علائم بیمار با کمبود هورمون، افزایش ترشح هورمون یا فشار یک توده بر ساختارهای اطراف سازگار هستند. سپس آزمایش‌ها بر اساس تشخیص‌های احتمالی انتخاب می‌شوند.

اندازه‌گیری پرولاکتین، IGF-1، TSH، FT4، کورتیزول و ACTH از آزمایش‌هایی است که در شرایط مختلف ممکن است درخواست شود. در بررسی مشکلات باروری نیز اندازه‌گیری LH، FSH و هورمون‌های جنسی اهمیت دارد. با این حال، تمام این آزمایش‌ها برای هر بیمار ضروری نیستند.

زمان نمونه‌گیری در برخی آزمایش‌ها اهمیت دارد. برای مثال، کورتیزول الگوی ترشح روزانه دارد و نتیجه آزمایش باید با توجه به ساعت نمونه‌گیری و وضعیت بیمار تفسیر شود. در بعضی اختلالات نیز اندازه‌گیری یک هورمون در حالت عادی کافی نیست و آزمایش‌های تحریکی یا مهاری ضرورت پیدا می‌کنند.

MRI اختصاصی هیپوفیز یکی از مهم‌ترین روش‌های بررسی ساختار غده است. این تصویربرداری می‌تواند اندازه توده، ارتباط آن با بافت طبیعی هیپوفیز و نزدیکی به مسیرهای بینایی را نشان دهد. در بسیاری از موارد، تصاویر دقیق با برش‌های نازک و در صورت مناسب‌بودن شرایط بیمار با ماده حاجب تهیه می‌شوند.

اگر توده به کیاسمای بینایی نزدیک باشد یا بیمار علائم اختلال بینایی داشته باشد، آزمایش میدان دید نیز ممکن است درخواست شود. این آزمایش می‌تواند کاهش دید محیطی را حتی در مواردی که بیمار هنوز متوجه آن نشده است، شناسایی کند.

نکته مهم این است که نتیجه MRI و آزمایش هورمونی باید در کنار یکدیگر تفسیر شوند. وجود یک ضایعه کوچک در تصویر لزوماً علت تمام علائم بیمار نیست و طبیعی‌بودن یک آزمایش نیز همیشه برای رد تمام اختلالات هیپوفیز کافی نیست.

درمان تومور هیپوفیز؛ دارو، جراحی یا پیگیری؟

درمان تومور هیپوفیز به نوع تومور، اندازه، وضعیت ترشح هورمون‌ها، سرعت رشد و تأثیر آن بر بینایی بستگی دارد. برخلاف تصور رایج، همه تومورهای هیپوفیز نیازمند جراحی نیستند و حتی برخی ضایعات کوچک ممکن است تنها به پیگیری منظم نیاز داشته باشند.

در پرولاکتینوما، درمان دارویی با آگونیست‌های دوپامین در بسیاری از بیماران مؤثر است. این داروها می‌توانند مقدار پرولاکتین را کاهش دهند و باعث کوچک‌شدن تومور شوند. البته انتخاب دارو و مدت درمان باید تحت نظر متخصص غدد انجام شود.

در تومورهایی که باعث افزایش هورمون رشد یا ACTH می‌شوند، جراحی در بسیاری از موارد نقش مهمی دارد. روش رایج جراحی هیپوفیز، جراحی ترانس‌اسفنوئیدال است که طی آن جراح از مسیر بینی و سینوس اسفنوئید به ناحیه هیپوفیز دسترسی پیدا می‌کند.

این روش در بسیاری از بیماران امکان خارج‌کردن تومور را بدون نیاز به بازکردن وسیع جمجمه فراهم می‌کند. با این حال، موفقیت جراحی به اندازه و محل تومور، میزان گسترش آن و تجربه تیم جراحی بستگی دارد. در برخی موارد، خارج‌کردن کامل توده ممکن نیست و بیمار به درمان تکمیلی نیاز پیدا می‌کند.

پرتودرمانی نیز ممکن است برای تومورهای باقی‌مانده، عودکننده یا مواردی که امکان جراحی مناسب وجود ندارد، مطرح شود. این درمان می‌تواند در کنترل رشد تومور مؤثر باشد، اما ممکن است در طول زمان بر عملکرد طبیعی هیپوفیز اثر بگذارد و نیاز به پیگیری هورمونی ایجاد کند.

در بیمارانی که ضایعه کوچک و بدون علامت دارند، پزشک ممکن است به‌جای درمان فوری، پیگیری با MRI و آزمایش‌های دوره‌ای را انتخاب کند. این تصمیم باید بر اساس ویژگی‌های ضایعه و وضعیت بالینی گرفته شود، نه صرفاً کوچک‌بودن تومور.

چه زمانی بیماری هیپوفیز خطرناک می‌شود؟

بیشتر اختلالات هیپوفیز به‌صورت تدریجی ایجاد می‌شوند، اما بعضی شرایط نیازمند اقدام فوری هستند. یکی از مهم‌ترین آنها آپوپلکسی هیپوفیز است؛ وضعیتی که معمولاً بر اثر خونریزی یا اختلال ناگهانی خون‌رسانی در یک تومور هیپوفیز ایجاد می‌شود.

آپوپلکسی هیپوفیز ممکن است با سردرد ناگهانی و بسیار شدید، تهوع، استفراغ، کاهش بینایی، دوبینی یا اختلال سطح هوشیاری همراه باشد. در بعضی بیماران، کاهش ناگهانی تولید ACTH و کورتیزول نیز رخ می‌دهد که می‌تواند باعث افت فشار خون و ناپایداری وضعیت عمومی شود.

این وضعیت یک اورژانس پزشکی است و بیمار باید فوراً در بیمارستان ارزیابی شود. درمان ممکن است شامل تجویز فوری گلوکوکورتیکوئیدها و در شرایط مشخص، مداخله جراحی باشد.

کاهش ناگهانی بینایی، دوبینی جدید همراه با سردرد شدید، افت هوشیاری یا ضعف شدید همراه با کاهش فشار خون از نشانه‌هایی هستند که نباید به مراجعه معمول و غیرفوری موکول شوند.

در مقابل، علائمی مانند اختلال تدریجی قاعدگی، کاهش میل جنسی یا تغییرات آهسته وزن معمولاً به بررسی برنامه‌ریزی‌شده نیاز دارند، مگر اینکه با نشانه‌های هشدار دیگری همراه باشند.

آیا بیماری‌های هیپوفیز باعث چاقی، ناباروری یا اختلال رشد می‌شوند؟

ارتباط هیپوفیز با وزن بدن بیشتر از طریق اثر هورمون‌های آن بر سوخت‌وساز و ترکیب بدن است. برای مثال، بیماری کوشینگ می‌تواند باعث افزایش تجمع چربی در تنه شود و کم‌کاری مرکزی تیروئید ممکن است با افزایش وزن همراه باشد. با این حال، بیشتر موارد چاقی ناشی از بیماری هیپوفیز نیستند و افزایش وزن به‌تنهایی دلیل کافی برای تشخیص اختلال این غده محسوب نمی‌شود.

در زمینه باروری، هیپوفیز نقش مستقیم‌تری دارد. افزایش پرولاکتین یا کاهش هورمون‌های LH و FSH ممکن است عملکرد تخمدان‌ها و بیضه‌ها را مختل کند. در برخی بیماران، درمان علت هورمونی می‌تواند به بازگشت چرخه قاعدگی، بهبود سطح تستوسترون یا افزایش احتمال باروری کمک کند.

اختلال رشد نیز یکی از موضوعات مهم در بیماری‌های هیپوفیز کودکان است. کمبود هورمون رشد ممکن است سرعت افزایش قد را کاهش دهد، درحالی‌که افزایش بیش‌ازحد این هورمون پیش از بسته‌شدن صفحات رشد استخوانی می‌تواند به رشد غیرطبیعی قد منجر شود. تشخیص این شرایط نیازمند ارزیابی تخصصی رشد و آزمایش‌های مناسب است.

به همین دلیل، بررسی بیماری هیپوفیز باید بر اساس مجموعه‌ای از علائم و یافته‌های بالینی انجام شود. نسبت‌دادن هر مورد چاقی، ناباروری یا کوتاه‌قدی به هیپوفیز می‌تواند تشخیص علت واقعی را به تأخیر بیندازد.

زندگی پس از درمان بیماری‌های هیپوفیز

بسیاری از بیماران مبتلا به اختلالات هیپوفیز پس از درمان مناسب می‌توانند فعالیت‌های روزمره خود را ادامه دهند. با این حال، پایان جراحی یا طبیعی‌شدن یک آزمایش به معنای پایان قطعی پیگیری پزشکی نیست.

در بعضی بیماران، لازم است سطح هورمون‌ها به‌صورت دوره‌ای بررسی شود تا احتمال عود بیماری یا ایجاد کمبود هورمونی مشخص شود. افرادی که تحت جراحی یا پرتودرمانی قرار گرفته‌اند، ممکن است در طول زمان دچار تغییر در عملکرد طبیعی غده شوند و به درمان جایگزینی هورمون نیاز پیدا کنند.

در پرولاکتینوما، تصمیم درباره کاهش یا قطع دارو به پاسخ درمانی، سطح پرولاکتین، وضعیت تومور و خطر عود بستگی دارد. در آکرومگالی و بیماری کوشینگ نیز پیگیری هورمونی برای اطمینان از کنترل بیماری و شناسایی عوارض مرتبط اهمیت دارد.

بیمارانی که دچار کمبود کورتیزول هستند باید درباره مصرف منظم دارو، تنظیم درمان هنگام بیماری و نشانه‌های بحران آدرنال آموزش ببینند. افرادی که دسموپرسین مصرف می‌کنند نیز باید دستورهای پزشک درباره مصرف دارو، مایعات و کنترل سدیم خون را رعایت کنند.

مراجعه به متخصص غدد درون‌ریز زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که فرد هم‌زمان چند علامت هورمونی داشته باشد، آزمایش‌های غیرطبیعی تکرارشونده نشان دهد یا در تصویربرداری، ضایعه‌ای در ناحیه هیپوفیز شناسایی شده باشد. در مواردی که تومور به مسیرهای بینایی نزدیک است یا احتمال جراحی وجود دارد، همکاری متخصص غدد، جراح مغز و اعصاب و چشم‌پزشک می‌تواند به انتخاب درمان مناسب کمک کند.

غده هیپوفیز با وجود اندازه کوچک خود، بر مجموعه‌ای از عملکردهای مهم بدن اثر می‌گذارد، اما بیماری‌های آن از نظر شدت، علت و روش درمان یکسان نیستند. تشخیص درست زمانی امکان‌پذیر است که علائم بیمار، وضعیت هورمونی و یافته‌های تصویربرداری در کنار یکدیگر بررسی شوند. شناخت این تفاوت‌ها به بیمار کمک می‌کند بداند چه زمانی به ارزیابی تخصصی نیاز دارد و در چه شرایطی باید فوراً به اورژانس مراجعه کند.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است.

در این مقاله

    پیشنهاد ویرایش

    اگر در متن مقاله خطایی دیدید، اصلاح پیشنهادی خود را برای تحریریه بنویسید.