اسم پسر با خ – لیستی از کاملترین نامها همراه با معنی
انتخاب نام میتواند یکی از سختترین چالشها پیش روی پدر و مادرها باشد. نامهایی زیادی هستند که با حرف خ میتوان برای پسر انتخاب کرد. با این وجود ممکن است شما مجموعه کاملی از این نامها را در اختیار نداشته باشید. ما اینجا هستیم تا به شما در این راه کمک کنیم.
تیترپلاس | خانوادهها میتوانند دلایل زیادی برای این داشته باشند که بخواهند نام فرزندانشان با یک حرف خاص شروع شود. از جمله این دلایل میتواند جور بودن نام با نام خانوادگی یا هماهنگی با نام دیگر اعضای خانواده مثل خواهر یا برادر بزرگتر باشد. حرف خ از آن دسته از حروفی است که نامهای پسرانه زیاد با آن آغاز میشود اما پیدا کردن نامهای خاص و زیبا در میان آنها کار چندان آسانی نیست. اگر شما قصد انتخاب اسم پسر با حرف خ را دارید، دعوت میکنیم با ادامه این مطلب همراه ما باشید.
خشایار /xašāyār/ معنی: دلیر، نیرومند فراوانی در ثبت احوال: ۶۶۹۹ پیشینه تاریخی: نام دو تن از شاهان هخامنشی ۱) خشایارشای اول: شاه [۴۸۵-۴۶۵ پیش از میلاد] پسر و جانشین داریوش اول، که آتن را تسخیر کرد و آتش زد، در جنگ دریایی با یونان شکست خورد و به ایران بازگشت. ۲) خشایارشای دوم: شاه ایران [۴۲۴ پیش از میلاد] که پس از ۴۵ روز پادشاهی به دست برادرش کشته شد. خشنود /xošnud/ معنی: ۱- خوشحال و راضی؛ ۲- در قدیم به معنی قانع. فراوانی در ثبت احوال: ۲۳۲ خموش /xamuš/ معنی: ساکت، خاموش، بی صدا خنجست /xanjast/ معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری در زمان هرمز پسر انوشیروان پادشاه ساسانی خندان چهره /xandānčehre/ معنی: گشاده رو، خندان رو خواجو /xāju/ معنی: مصغر خواجه، آقا، سرور کوچک خورچهر /xodrčehr/ معنی: چهره درخشان و نورانی خورزاد /xurzād/ معنی: نام یکی از پسران خسروپرویز پادشاه ساسانی خورشاد /xoršād/ معنی: ۱- خورشید؛ ۲- مجاز از آفتاب. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خورمهر /xormehr/ معنی: درای مهر و محبت خورشید خوش آفرید /xošāfarid/ معنی: شادمان، شادمان آفریده شده خوشچهر /xoščehr/ معنی: آن که چهرهای زیبا و خوشایند دارد خوشزاد /xoš zād/ معنی: نکوزاد. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خوشکام /xoškām/ معنی: کامروا، به کام رسیده خوشنوا /xoš navā/ معنی: خوش آواز، دارای آواز دل نشین. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خوشنواز /xoš navāz/ معنی: ماهر در نواختن ساز. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خوشیار /xoš yār/ معنی: دوست و یار شاد و شادمان فراوانی در ثبت احوال: ۲۳۸
بیشتر بخوانید: لیستی از اسم های آریایی دختر به همراه معنی آنها
اسم پسر با خ
در ادامه برای شما لیستی کامل از اسامی پسر با حرف خ (از زبان فارسی، اوستایی، عربی و ...) را همراه با تلفظ درست، معنی، ریشه و فراوانی به اشتراک خواهیم گذاشت. پس این لیست کامل را از دست ندهید.اسم پسر با خ فارسی
خابان /xābān/ معنی: نام سردار ایرانی در زمان رستم فرخزاد خاتم /xātam/ معنی: ۱- نقوش و طرحهای تزیینی روی چوب؛ ۲- انگشتر، مهر تایید، نگینِ انگشتر؛ ۳- در قدیم فرمان، حکم و پایان فراوانی در ثبت احوال: ۴۲۳ پیشینه تاریخی: نام شهرستانی در جنوب استان یزد. خاش /xāš/ معنی: کسی که دارای مهر و محبت زیاد است خاموش /xāmuš/ معنی: ساکت، بی صدا، آرام خانی /xāni/ معنی: چشمه خدادوست /xodādust/ معنی: دوستدار خداوند خدامراد /xodāmorād/ معنی: مراد و آرزویی که خداوند داده است خدر /xadar/ معنی: ناز پرورده، سست، کرخ خدیو /xadiv/ معنی: ۱- امیر، رئیس، فرمانروا؛ ۲- پادشاه؛ ۳- خداوند فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ پیشینه تاریخی: عنوان هریک از پادشاهان دورهی اخیر مصر. خراد /xarād/ معنی: خراط، چوب تراش، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله دلاوری ایرانی در زمان نوذر پادشاه پیشدادی پیشینه تاریخی: نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله دلاوری ایرانی در زمان نوذر پادشاه پیشدادی خرام /xerām/ معنی: راه رفتن از روی عشوه و ناز، مژدگانی، نوید خرد /xerad/ معنی: عقل، هوش خردادبرزین /xordādbarzin/ معنی: نام پزشکی ایرانی در دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی خردادپرویز /xordādparviz/ معنی: نام یکی از پادشاهان ساسانی خردیار /xarad yār/ معنی: خَرد + یار (پسوند دارندگی)، دارندهی خَرد، خَردمند. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خرزاد /xarzād/ معنی: خورزاد، نام یکی از پسران خسروپرویز پادشاه ساسانی خرسند /xorsand/ معنی: ۱- شادمان، خوشحال؛ ۲- راضی و قانع. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خرم /xorram/ با این پلتفرم حقوقت رو همون روز بگیر (ثبت درخواست) معنی: ۱- سرسبز و با طراوت؛ ۲- شاد، خوشحال، خوب، خوش؛ ۳- فرخنده، مبارک. فراوانی در ثبت احوال: ۱۸۴۰ خرم شاد /xoram-šād/ معنی: شادان، بسیار شاد. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خروشان /xorušān/ معنی: ۱- آن که خروش بر میآورد، خروشنده؛ ۲- مجاز از پر تلاطم و پر سر و صدا و جوشان. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خزروان /xezervān/ معنی: دریای خزر، نام سردار بهرام چوبینه خستو /xa(o)stu/ معنی: در قدیم اقرار کننده، معترف فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خسروداد /xosrodād/ معنی: داده پادشاه خسروزاد /xosrozād/ معنی: زاده پادشاه خسروشاد /xosrošād/ معنی: پادشاه شاد و خرمبیشتر بخوانید: اسم دختر با ر – لیستی کامل همراه با معنی و ریشه
خشایار /xašāyār/ معنی: دلیر، نیرومند فراوانی در ثبت احوال: ۶۶۹۹ پیشینه تاریخی: نام دو تن از شاهان هخامنشی ۱) خشایارشای اول: شاه [۴۸۵-۴۶۵ پیش از میلاد] پسر و جانشین داریوش اول، که آتن را تسخیر کرد و آتش زد، در جنگ دریایی با یونان شکست خورد و به ایران بازگشت. ۲) خشایارشای دوم: شاه ایران [۴۲۴ پیش از میلاد] که پس از ۴۵ روز پادشاهی به دست برادرش کشته شد. خشنود /xošnud/ معنی: ۱- خوشحال و راضی؛ ۲- در قدیم به معنی قانع. فراوانی در ثبت احوال: ۲۳۲ خموش /xamuš/ معنی: ساکت، خاموش، بی صدا خنجست /xanjast/ معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری در زمان هرمز پسر انوشیروان پادشاه ساسانی خندان چهره /xandānčehre/ معنی: گشاده رو، خندان رو خواجو /xāju/ معنی: مصغر خواجه، آقا، سرور کوچک خورچهر /xodrčehr/ معنی: چهره درخشان و نورانی خورزاد /xurzād/ معنی: نام یکی از پسران خسروپرویز پادشاه ساسانی خورشاد /xoršād/ معنی: ۱- خورشید؛ ۲- مجاز از آفتاب. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خورمهر /xormehr/ معنی: درای مهر و محبت خورشید خوش آفرید /xošāfarid/ معنی: شادمان، شادمان آفریده شده خوشچهر /xoščehr/ معنی: آن که چهرهای زیبا و خوشایند دارد خوشزاد /xoš zād/ معنی: نکوزاد. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خوشکام /xoškām/ معنی: کامروا، به کام رسیده خوشنوا /xoš navā/ معنی: خوش آواز، دارای آواز دل نشین. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خوشنواز /xoš navāz/ معنی: ماهر در نواختن ساز. فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱ خوشیار /xoš yār/ معنی: دوست و یار شاد و شادمان فراوانی در ثبت احوال: ۲۳۸
نظر شما