نویسنده: m.ebrahimi

  • بیوگرافی خسرو پسیانی

    بیوگرافی خسرو پسیانی

    تیترپلاس| خسرو پسیانی پسر آتیلا پسیانی بازیگر و کارگردان ایرانی است که در سال ۱۳۶۷ متولد شده است. او همچنین برادر کوچک‌تر ستاره پسیانی بازیگر است. فضای هنری خانواده باعث شد او در کودکی بازی در تئاتر را تجربه کند.

    بیشتر بخوانید: بیوگرافی السا فیروزآذر – بازیگر سینما ایران

    «دیابولیک : رومئو و ژولیت»، «نمایش خاندان موروثی قصر»، «فرانکنشتاین» و «قهوه قجری» به کارگردانی آتیلا پسیانی از مهم‌ترین تئاترهایی هستند که خسرو در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته است. خسرو پسیانی در فیلم-تئاترهایی مثل «مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش» ، «آمدیم نبودید رفتیم» و «طناب» نیز بازی کرده است.

    به نوعی می‌توان گفت تجربه اولین بازی حرفه‌ای خسرو پسیانی در فیلم «سوم آذرشهر» در سال ۱۳۹۷ به کارگردانی کامبیز صفاری بوده است. سپس در سال ۱۳۹۹ با بازی در سریال نمایش خانگی «مردم معمولی» به کارگردانی رامبد جوان، بیشتر دیده و شناخته شد. او در این سریال نقش پسری را بازی می‌کند که به دنبال کمدین شدن است. فیلم «بی همه چیز» به کارگردانی محسن قرایی از دیگر آثار مهم اوست.

    در مورد خسرو پسیانی اطلاعات بیشتری در دست نیست.

  • بیوگرافی ستاره پسیانی

    بیوگرافی ستاره پسیانی

    تیترپلاس| ستاره پسیانی که در خانواده‌ای هنری چشم به جهان گشوده می‌گوید که اهل ریسک است و دلش می‌خواهد همه سبک‌ها از کمدی تا تجاری را تجربه کند. در ادامه با ما همراه باشید تا با زندگی و خصوصیات ایشان بیشتر آَشنا شوید.

    بیشتر بخوانید: بیوگرافی طناز طباطبایی؛ بازیگر نام‌آشنای سینمای ایران

    زندگی‌نامه ستاره پسیانی

    ستاره پسیانی دختر مرحوم آتیلا پسیانی از بازیگران با سابقه و مشهور سینما و تئاتر ایران است که در ۱۷ شهریور سال ۱۳۶۴ در تهران زاده شده است. علاوه بر پدر، مادرش فاطمه نقوی و مادربزرگش جمیله شیخی نیز از بازیگران خوب و سرشناس کشورمان هستند و برادرش خسرو نیز در تئاتر فعالیت دارد. بودن در این خانواده هنری زمینه‌سازعلاقه او به بازیگری و حضور در تئاتر مجلس تقلید هفت خوان رستم در سن ۵ سالگی شد.

    همچنین وقتی فقط ۶ سال داشت، در فیلم سینمایی بهترین بابای دنیای به کارگردانی داریوش فرهنگ بازی کرد و به همه نشان داد که واقعا استعداد خاصی در بازیگری دارد. او به گفته خودش تا ۱۸ سالگی در تئاترهای پدرش آتیلا پسیانی بازی کرد تا اینکه امیررضا کوهستان او را برای بازی در نمایش تجربه‌های اخیر برگزید.

    تحصیلات ستاره پسیانی

    ستاره پسیانی دیپلم خود را در رشته‌ی ‌گرافیک از هنرستان سوره گرفته است. او تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه وارنژ روسیه ادامه داد.

    آثار ستاره پسیانی

    ستاره پسیانی در سال ۱۳۸۱ برای اولین بار در تلویزیون با سریال باغ بلور به کارگردانی رامبد جوان دیده شد. شاید بتوان گفت اولین فعالیت حرفه‌ای ستاره پسیانی به عنوان بازیگر در سال ۱۳۸۵ با فیلم روایت‌های ناتمام به کارگردانی پوریا آذربایجانی بود. از مهمترین آثار ستاره می‌توان به ورود آقایان ممنوع، لانتوری و همچنین نقش نقره در سریال جیران که در شبکه نمایش خانگی پخش شد اشاره کرد.

    فیلم‌های سینمایی ستاره پسیانی

    • مجوز خروج؛ ۱۳۹۹
    • بعد از اتفاق؛ ۱۳۹۹
    • یدو؛ ۱۳۹۹
    • دوزیست؛ ۱۳۹۸
    • خوب، بد، جلف ۲: ارتش سری؛ ۱۳۹۸
    • لتیان؛ ۱۳۹۷
    • من می‌ ترسم؛ ۱۳۹۷
    • غلامرضا تختی؛ ۱۳۹۷
    • موج اف ام ردیف؛ ۱۳۹۷
    • سرخ‌ پوست؛ ۱۳۹۷
    • جمشیدیه؛ ۱۳۹۷
    • رضا؛ ۱۳۹۶
    • پدیده؛ ۱۳۹۵
    • بیست هفته؛ ۱۳۹۴
    • هلن؛ ۱۳۹۴
    • وارونگی؛ ۱۳۹۴
    • لانتوری؛ ۱۳۹۴
    • اژدها وارد می‌شود!؛ ۱۳۹۴
    • کوچه بی‌نام؛ ۱۳۹۳
    • فرشتگان قصاب؛ ۱۳۹۱
    • ورود آقایان ممنوع؛ ۱۳۸۹
    • موج سوم؛ ۱۳۸۷
    • شیرین؛ ۱۳۸۷
    • این خلوت تنهایی؛ ۱۳۸۷
    • آماده باش؛ ۱۳۸۷
    • سه زن؛ ۱۳۸۶
    • روایت‌های ناتمام؛ ۱۳۸۵
    • بهترین بابای دنیا؛ ۱۳۷۰

    سریال‌های‌ تلویزیونی ستاره پسیانی

    • زیرخاکی ۲؛ ۱۴۰۰
    • همه بچه‌های من؛ ۱۳۸۷
    • باغ بلور؛ ۱۳۸۲ (پخش نشد)

    ستاره پسیانی در شبکه نمایش خانگی

    • مرداب؛ ۱۴۰۲
    • حیثیت گمشده؛ ۱۴۰۲
    • جیران؛ ۱۴۰۰
    • خاتون؛ ۱۴۰۰
    • کرگدن؛ ۱۳۹۸
    • نهنگ آبی؛ ۱۳۹۷
    • شوخی کردم؛ ۱۳۹۲

    تئاترهای ستاره پسیانی

    • مجلس تقلید هفت‌خوان رستم ۱۳۶۹
    • آئورا ۷۱–۱۳۷۰
    • اینم از این ۱۳۷۶
    • برف سبز ۱۳۷۷
    • ساز سحرآمیز ۱۳۷۷
    • درد دل با سگ ۱۳۷۸
    • گنگ خوابدیده ۱۳۷۹
    • بسه دیگه خفه شو ۱۳۸۲
    • کالیگولا شاعر خشونت ۱۳۸۲
    • بحرالغرائب ۱۳۸۲
    • تجربه‌های اخیر ۱۳۸۲
    • شکلک ۱۳۸۳
    • هی مرد گنده گریه نکن ۱۳۸۲
    • تلخ مثل عسل ۱۳۸۲
    • دستی روی ماه نام تو را نوشته ‌است؛ بازی و عروسک‌گردانی ۱۳۸۳
    • آمدیم نبودید رفتیم
    • مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش
    • ننه دلاور و فرزندان او ۱۳۹۳
    • پاییز۱۳۹۳
    • دریازدگی ۱۳۹۴
    • باغ آلبالو ۱۳۹۴
    • خدای کشتار ۱۳۹۵
    • دکلره۱۳۹۵
    • مرگ هوتن ۱۳۹۵
    • دیابولیک: رومئو و ژولیت ۱۳۹۵
    • پرتقال‌های کال ۱۳۹۵
    • خدای کشتار ۱۳۹۶- اجرای مجدد در تماشاخانه پالیز
    • اگه بمیری ۱۳۹۶
    • صد در درصد ۱۳۹۶
    • اتاق ورونیکا.
    • الیور توییست ۱۳۹۶
    • خدای کشتار ۱۳۹۷ – اجرای مجدد در تماشاخانه شهرزاد
    • صد در درصد ۱۳۹۷ – اجرای مجدد در تماشاخانه شهرزاد
    • بداهه ۱۳۹۸ – تماشاخانه ایرانشهر
    • قصر موروثی خاندان فرانکشتاین ۱۳۹۸ – تماشاخانه ایرانشهر

    کارگردانی

    ستاره پسیانی در کارنامه خود کارگردانی چند نمایش عروسکی هم دارد.

    بیشتر بخوانید: بیوگرافی یلدا ابتهاج – دختر شاعر بزرگ سایه (هوشنگ ابتهاج)

    افتخارات و جوایز ستاره پسیانی

    ستاره پسیانی در سال ۱۳۹۶ برنده تندیس بهترین بازیگر زن در سی و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در بخش مسابقه ایران برای بازی در نمایش «صد در صد» به کارگردانی مرتضی اسماعیل کاشی شد. سپس در سال ۱۳۹۸ برای فیلم من می‌ترسم در سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر و برای فیلم سرخپوست در بیست و یکمین جشن خانه سینما کاندید جایزه بهترین بازیگر مکمل زن شد. او در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۹۹ موفق به دریافت دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم یدو گردید.

    حواشی و ازدواج

    تا کنون شایعاتی در مورد ازدواج ستاره پسیانی پخش شده که هیچ کدام صحت نداشته و ایشان مجرد هستند.

  • بیوگرافی آتیلا پسیانی؛ از تولد تا علت فوت

    بیوگرافی آتیلا پسیانی؛ از تولد تا علت فوت

    تیترپلاس| یکی از پرکار‌ترین ‌بازیگران مرد ایران آتیلا پسیانی است که در فیلم‌ها و سریال‌های زیادی درخشیده است و به واسطه بازی خوب و شخصیت دوست‌داشتنی‌اش در ذهن‌ها ماندگار است. اگرچه او مدتی با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد، اما خبر فوت او در سن ۶۶ سالگی بسیار غم‌انگیز و ناگهانی بود. در ادامه با ما همراه باشید تا با بیوگرافی آتیلا پسیانی آشنا شوید.

    بیشتر بخوانید: بیوگرافی طناز طباطبایی؛ بازیگر نام‌آشنای سینمای ایران

    از کودکی تا ازدواج

    آتیلا پسیانی متولد ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در تهران زاده شد. مادر او مرحومه جمیله شیخی، بازیگر توانمند ایرانی است که در سال‌های دور در فیلم‌ها و سریال‌هایی مثل پدرسالار و تولدی دیگر بازی کرده است. آتیلا در کودکی پدرش، حلال پسیانی را از دست داد.

    مقطع دبیرستان در جلسات انجمن‌های ادبی و اجرای نمایش شرکت می‌کرد تا اینکه بعد از کارآموزی نزد اساتید این هنر به استخدام اداره تئاتر پهلوی درآمد. او بازی در تئاتر را از سال ۱۳۵۶ یعنی در ۲۰ سالگی با نمایش لحظه به کارگردانی محمد صالح اعلا آغاز کرد. آغاز کار او در سینما فیلم عفریت به کارگردانی فرشید فلک نازی بود که در سال ۱۳۶۰ ساخته شد.

    همسر آتیلا پسیانی فاطمه نقوی بازیگر است و دو فرزند به نام‌های خسرو و ستاره پسیانی دارند. ستاره نیز از بازیگران پرکار و موفق سینما و تئاتر ایران است.

    تحصیلات آتیلا پسیانی

    آتیلا پسیانی فارغ‌التحصیل بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا است.

    کارنامه هنری آتیلا پسیانی

    آتیلا پسیانی در سال‌های حرفه‌ای‌ خود کارگردان تئاترهای بسیاری بوده است که این آثار به شرح زیر است:

    • کارگردانی و بازی در نمایش «باغ آلبالو»؛ ۱۳۹۴
    • کارگردانی نمایش «عرق خورشید، اشک ماه»؛ ۱۳۹۲
    • کارگردانی نمایش «مخمل آبی»؛ ۱۳۹۲
    • کارگردانی نمایش «متابولیک»؛ ۱۳۸۷
    • کارگردانی نمایشنامه خوانی «کلاغ و دوچرخه»؛ ۱۳۸۳
    • کارگردانی نمایشنامه خوانی «غلیظ مثل عسل»؛ ۱۳۸۲
    • کارگردانی نمایش «نجوای خاک»؛ ۱۳۸۲
    • کارگردانی نمایش «کالیگولا شاعر خشونت»؛ ۱۳۸۲
    • کارگردانی نمایش «بحرالغرایب»؛ ۱۳۸۲
    • کارگردانی نمایش «بازی در گالری»؛ ۱۳۸۱
    • کارگردانی نمایش «بسه دیگه خفه شو»؛ ۱۳۸۱
    • کارگردانی نمایش «گنگ خواب دیده»؛ ۱۳۷۹
    • کارگردانی نمایش «قهوه‌ی قجری»؛ ۱۳۷۹
    • کارگردانی نمایش «درد دل با سگ»؛ ۱۳۷۹
    • کارگردانی نمایش «رستخیز»؛ ۱۳۷۸
    • کارگردانی نمایش «تبار خون»؛ ۱۳۷۷
    • کارگردانی نمایش «برف سبز»؛ ۱۳۷۷
    • کارگردانی نمایش «اینم از این»؛ ۱۳۷۶
    • کارگردانی نمایش «آبی که مار می‌خورد، زهر می‌شود»؛ ۱۳۷۵
    • کارگردانی نمایش «آبی که گاو می‌خورد، شیر می‌شود»؛ ۱۳۷۵
    • کارگردانی نمایش «بودن یا نبودن»؛ ۱۳۷۳
    • کارگردانی نمایش «فاطمه عنبر»؛ ۱۳۷۳
    • کارگردانی نمایش «بودن یا نبودن»؛ ۱۳۷۲
    • کارگردانی نمایش «آئورا»؛ ۱۳۷۲
    • کارگردانی نمایش «آئورا»؛ ۱۳۷۰
    • کارگردانی نمایش «مجلس تقلید هفت خوان»؛ ۱۳۶۹
    • کارگردانی نمایش «ارکستر زنان آشویتس»؛ ۱۳۶۸

    فیلم شناسی آتیلا پسیانی

    آتیلا پسیانی سال‌ها در سینما و تلویزیون فعالیت کرده که نقش‌های ماندگاری را از خود به یادگار گذاشته است.

    آثار سینمایی

    • بی حساب (۱۳۹۵)
    • آشوب (۱۳۹۴)
    • نگار (۱۳۹۴)
    • کارگر ساده نیازمندیم (۱۳۹۴)
    • نقش نگار (۱۳۹۴)
    • آخرین بار کی سحر را دیدی؟ (۱۳۹۴)
    • دلبری (۱۳۹۴)
    • سیانور (۱۳۹۴)
    • نیمه شب اتفاق افتاد (۱۳۹۴)
    • آتش بس ۲ (۱۳۹۳)
    • مستانه (۱۳۹۳)
    • نازنین (۱۳۹۲)
    • هیچ کجا هیچ کس (۱۳۹۱)
    • زندگی خصوصی (۱۳۹۰) (حضور افتخاری)
    • پل چوبی (۱۳۹۰)
    • تلفن همراه رئیس جمهور (۱۳۹۰)
    • یک عاشقانه ساده (۱۳۹۰)
    • در امتداد شهر (۱۳۸۹)
    • سوت پایان (۱۳۸۹)
    • نقطه بی بازگشت (۱۳۸۸)
    • از رئیس جمهور پاداش نگیرید (۱۳۸۷)
    • دوزخ، برزخ، بهشت (۱۳۸۷)
    • سفر مرگ (۱۳۸۷)
    • صداها (۱۳۸۷)
    • فرزند صبح (۱۳۸۷)
    • موش (۱۳۸۷)
    • یک وجب از آسمان (۱۳۸۷)
    • سه زن (۱۳۸۵)
    • حس پنهان (۱۳۸۵)
    • سایه (۱۳۸۵)
    • فرزند صبح (۱۳۸۵)
    • آتش بس (۱۳۸۴)
    • چه کسی امیر را کشت؟ (۱۳۸۴)
    • شبانه (۱۳۸۴)
    • عروسک فرنگی (۱۳۸۴)
    • کارگران مشغول کارند (۱۳۸۴)
    • اسپاگتیدر هشت دقیقه (۱۳۸۳)
    • جایی برای زندگی (۱۳۸۳)
    • مجردها (۱۳۸۳)
    • برگ برنده (۱۳۸۲)
    • کما (۱۳۸۲)
    • گاهی به آسمان نگاه کن (۱۳۸۱)
    • گاوخونی (۱۳۸۱)
    • سفر به فردا (۱۳۸۰)
    • شام آخر (۱۳۸۰)
    • نیمه پنهان (۱۳۸۰)
    • آب و آتش (۱۳۷۹)
    • آواز قو (۱۳۷۹)
    • ابر و خورشید (۱۳۷۹)
    • نسل سوخته (۱۳۷۸)
    • دو زن (۱۳۷۷)
    • هیوا (۱۳۷۷)
    • قاعده بازی (۱۳۷۶)
    • هفت سنگ (۱۳۷۶)
    • عقرب (۱۳۷۵)
    • دیپلمات (۱۳۷۴)
    • شیخ مفید (۱۳۷۴)
    • در کمال خونسردی (فیلم ۱۳۷۳) (۱۳۷۳)
    • روز شیطان (۱۳۷۳)
    • خاکستر سبز (۱۳۷۲)
    • مسافران (۱۳۷۰)
    • دو فیلم با یک بلیت (۱۳۶۹)
    • راز خنجر (۱۳۶۹)
    • پرواز پنجم ژوئن (۱۳۶۸)
    • کشتی آنجلیکا (۱۳۶۷)
    • طلسم (۱۳۶۵)
    • مرگ سفید (۱۳۶۲)

    آثار تلویزیونی

    • زیر پای مادر(۱۳۹۶)
    • آرام میگیریم(۱۳۹۵)
    • کشیک قلب (۱۳۹۵)
    • آسمان من (۱۳۹۴)
    • بزم آخر (۱۳۹۴)
    • پرده نشین (۱۳۹۳)
    • انقلاب زیبا (۱۳۹۳)
    • مدینه (۱۳۹۳)
    • بین خومون بمونه (۱۳۹۳)
    • مادرانه (۱۳۹۲)
    • یه تیکه زمین (۱۳۹۱)
    • دیوار (۱۳۹۱)
    • خداحافظ بچه (۱۳۹۱)
    • زیر هشت (۱۳۸۹)
    • چاردیواری (۱۳۸۸)
    • رستگاران (۱۳۸۸)
    • تله فیلم «اخراجی» (۱۳۸۶)
    • راه بی پایان (۱۳۸۶)
    • زیر تیغ (۱۳۸۵)
    • آخرین گناه (۱۳۸۵)
    • اولین شب آرامش (۱۳۸۵)
    • عشق گمشده (۱۳۸۳)
    • گم گشته (۱۳۸۰)
    • مرگ در سکوت (۱۳۷۸–۱۳۷۷)
    • شرکت (۱۳۷۷–۱۳۷۶)
    • هفت سنگ (۱۳۷۷–۱۳۷۶)
    • تله تئاتر «دست های آلوده»(۱۳۷۶)
    • سیمرغ(۱۳۷۵)
    • خانواده رضایت (۱۳۷۴)
    • آپارتمان (۱۳۷۲–۱۳۷۱)
    • فراموشخانه (فراماسونری) (۱۳۷۰)
    • تله تئاتر «مبارزان کازبا (۱۳۶۴)
    • محله برو بیا (۱۳۶۳)
    • محله بهداشت (۱۳۶۳)
    • ماه پنهان است (۱۳۶۲)
    • لحظه (۱۳۵۶)

    جوایز و افتخارات آتیلا پسیانی

    • ۱۳۸۵ کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد “چه کسی امیر را کشت؟”
    • ۱۳۸۲ سومین بازیگر نقش مکمل مرد سال “گاهی به آسمان نگاه کن”
    • ۱۳۸۱ کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد ” شام آخر”
    • ۱۳۸۱ کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد ” آب و آتش”
    • ۱۳۸۱ سومین بازیگر نقش مکمل مرد سال ” شام آخر”
    • ۱۳۸۰ برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد “آب و آتش”
    • ۱۳۸۰ سومین بازیگر نقش مکمل مرد سال “آب و آتش”
    • ۱۳۸۰ کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد “نسل سوخته”
    • ۱۳۷۹ دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال ” نسل سوخته”
    • ۱۳۷۹ سومین بازیگر نقش مکمل مرد سال “هیوا “
    • ۱۳۷۹ کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد “نسل سوخته “
    • ۱۳۷۸ دومین بازیگر نقش مکمل مرد ” دو زن “
    • ۱۳۷۸ کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد “دو زن “
    • ۱۳۷۳ کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد ” در کمال خونسردی”
    • ۱۳۶۵ کاندید لوح زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد ” طلسم”

    بیشتر بخوانید: بیوگرافی احمد پورمخبر بازیگر فقید سینما

    دیگر فعالیت‌های آتیلا پسیانی

    آتیلا پسیانی علاوه بر کارگردانی و بازیگری، برنامه‌ریز، دستیار کارگردان و دستیار صحنه و لباس چند فیلم سینمایی بوده است. همچنین انتخاب بازیگر چند فیلم از جمله آژانس شیشه‌ای و بوی پیراهن یوسف نیز بر عهده‌ی ایشان بوده است. از فعالیت‌های صنفی آتیلا پسیانی می‌توان به چهار دوره عضویت در هیأت‌ مدیره خانه تئاتر و چند دوره هم عضویت در شورای مرکزی انجمن بازیگران خانه سینما اشاره کرد.

    در هفته جهانی نقص ایمنی انجمن خیریه حامیان کودکان نقص ایمنی آتیلا پسیانی را به عنوان سفیر این انجمن معرفی کرد و این فعالیت خیرخواهانه نیز از ایشان در یادها خواهد ماند.

    بیماری و فوت آتیلا پسیانی

    اردیبهشت سال ۱۴۰۲ در آستانه سالروز تولد ۶۶ سالگی آتیلا پسیانی مراسم بزرگداشتی برای او برگزار شد که چهره‌ای تکیده و متفاوتش تعجب و نگرانی همگان را برانگیخت. کمی بعد خانواده‌اش خبر بیماری او را تایید کردند. سرانجام در ۱۴ مهر ۱۴۰۲ در جنگ با بیماری سرطان شکست خورد و در حالی که به فرانسه برای کار شخصی سفر کرده بود، دار فانی را وداع گفت.

  • بیوگرافی لعیا زنگنه

    بیوگرافی لعیا زنگنه

    تیترپلاس | احتمالا لعیا زنگنه را با نقش مریم سریال در پناه تو به یاد می‌آورید. سریالی که در اوایل دهه هفتاد بسیار پرمخاطب و جذاب بود. این بازیگر بعد از این نقش در سریال‌هایی چون در قلب من، تولدی دیگر و مدار صفر درجه نیز خوش درخشید و به اوج معروفیت و محبوبیت دست یافت. در ادامه با ما همراه باشید تا با بیوگرافی لعیا زنگنه آشنا شوید.

    بیشتر بخوانید: بیوگرافی بیتا بادران، بازیگر دلشکسته

    از کودکی تا ازدواج

    لعیا زنگنه در ۱۴ مرداد سال ۱۳۴۴ در شهر تهران با اصالت لر بختیاری منطقه اقلید فارس متولد شد. یکی از شایات بسیار معروف در بین مردم این بوده که لعیا زنگنه دختر ثریا قاسمی است؛ اما این طور نیست و پدرش یاشار زنگنه معاون اسبق نظام مهندسی استان اصفهان و مادرش مهدیه موسوی است. لعیا زنگنه متاهل و دارای یک فرزند دختر است؛ اما ضمن احترام به حریم شخصی ایشان، اطلاعات بیشتری از زندگی خانوادگی این بازیگر توانمند در دست نیست.

    تحصیلات لعیا زنگنه

    کشف استعداد بازیگری لعیا زنگنه توسط امین تارخ در سال ۱۳۷۱ بود. او مدرک کارشناسی خود را در رشته تئاتر از دانشگاه تهران گرفت و در دوران دانشجویی بازی در چند نمایش با نام‌های یادگار، پارانویا، فیلم کوتاه کنج تنهایی و همچنین نمایش عروسکی خال‌خالی را در کارنامه خود دارد. او یک دوره نقاشی نیز گذرانده است.

    بیشتر بخوانید: بیوگرافی خسرو پسیانی

    فیلم شناسی لعیا زنگنه

    اولین کار حرفه‌ای لعیا زنگنه بازی در تئاتر یادگار سال‌های شن به کارگردانی علی رفیعی در سال ۱۳۷۱ است. از مهم‌ترین فیلم‌های سینمایی لعیا زنگنه می‌توان به فیلم مزاحم ساخته سیروس الوند اشاره کرد که عده‌ای معتقدند ماندگارترین نقش او در دنیای سینما تا به امروز است. دیگر آثار او عبارتند از:

    فیلم‌های سینمایی

    • از مینا (عباس رافعی، ۱۳۷۵)
    • شیفته (محمدعلی سجادی، ۱۳۷۹)
    • رنگ شب (محمدعلی سجادی، ۱۳۷۹)
    • تکیه بر باد (داریوش فرهنگ، ۱۳۷۸)
    • هفت ترانه (بهمن زرین‌پور، ۱۳۸۰)
    • مزاحم (سیروس الوند، ۱۳۸۰)
    • تب (رضا کریمی، ۱۳۸۲)
    • رئیس (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۵)
    • خیابان‌های آرام (کمال تبریزی، ۱۳۸۹)
    • جرم (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۹)
    • خودزنی (احمد کاوری، ۱۳۹۰)
    • زندگی خصوصی (حسین فرح بخش، ۱۳۹۰)
    • عاشق‌ها ایستاده می‌میرند (شهرام مسلخی، ۱۳۹۲)
    • این زن حقش را می‌خواهد (محسن توکلی، ۱۳۹۴)
    • عشقولانس (محسن ماهینی ،۱۳۹۵)
    • قاتل اهلی (مسعود کیمیایی ،۱۳۹۵)

    مجموعه‌های تلویزیونی

    • پدر – (بهرنگ توفیقی) ۱۳۹۷
    • آرام می‌گیریم (روح الله سهرابی) ۱۳۹۵
    • پشت بام تهران (بهرنگ توفیقی) ۱۳۹۴
    • خواب بلند (احمد کاوری) ۱۳۹۲
    • مادرانه (جواد افشار) ۱۳۹۲
    • راستش را بگو (محمدرضا آهنج)۱۳۹۱
    • اغما (سیروس مقدم) ۱۳۸۶
    • مدار صفر درجه (حسن فتحی) ۱۳۸۶
    • باران عشق (احمد امینی، یک قسمت) ۱۳۸۰
    • تولدی دیگر (داریوش فرهنگ) ۱۳۷۷
    • در قلب من (حمید لبخنده) ۱۳۷۷–۱۳۷۶
    • در پناه تو (حمید لبخنده) ۱۳۷۴–۱۳۷۳

    فیلم تلویزیونی

    • نام دیگر عشق (ابوذر نوروزپور، ۱۳۹۱)
    • فلس سیاه (مسعود تکاور، ۱۳۹۱)
    • رایزن عشق (جواد افشار، ۱۳۹۱)
    • زمزمه (مسعود آب پرور، ۱۳۹۰)
    • جاده جنایت (جهانبخش ایمانی، ۱۳۸۶)

    همچنین سریال آقا زاده به کارگردانی بهرنگ توفیقی که در سال ۱۳۹۹ از شبکه نمایش خانگی پخش شد، از آخرین کارهای خانم لعیا زنگنه در عرصه بازیگری است.

  • لیستی از اسم های آریایی دختر به همراه معنی آنها

    لیستی از اسم های آریایی دختر به همراه معنی آنها

    تیترپلاس | انتخاب اسم آریایی برای دختر می‌تواند یکی از بهترین انتخاب‌ها باشد. چراکه این نام‌ها اصالت بالایی دارند و عموماُ معانی زیبایی نیز در خود جای داده‌اند. اگر در آستانه به دنیا آوردن دخترتان هستید و هنوز نامی برای این فرشته کوچک انتخاب نکرده‌اید، لیستی که در ادامه مطلب با شما به اشتراک خواهیم گذاشت، یعنی نام‌های آریایی دخترانه همراه با معنای آن‌ها، می‌تواند گزینه‌های جذابی را پیش روی شما بگذارد. پس دعوت می‌کنیم با ادامه این مطلب همراه ما باشید.

    بیشتر بخوانید: اسم دختر با ر – لیستی کامل همراه با معنی و ریشه

    لیست اسم آریایی دختر

    الف

    آباندخت : نام زن داریوش سوم

    آبگینه : شیشه، بلور

    آپامه : خوشرنگ و آب . دختر اردشیر دوم هخامنشی

    آتری : آذر

    آتشگون : سرخ فام، سرخ رنگ

    آتوسا : نام دختر کورش ، زن داریوش

    آدخت : خجسته و نیکو

    آذر : آتش، فروغ، روشنایی

    آذربانو : بانوی آتش گون

    آذرچهر : همانند روشنایی

    آذرگون : گل همیشه بهار و نام دختری در ویس و رامین

    آراسته : با نظم و ترتیب

    آرام : قرار، سکون

    آرام دخت : از نام های برگزیده

    آرام دل : از نام های برگزیده

    آرامش : آرمیدن

    آرمیتا : آرمان، عشق پاک

    آرمیتی : فروتنی و پاکی و محبت

    آرمیدخت : از نام های برگزیده

    آزادچهر : آزاده نژاد

    آزاده : نام مادر گشتاسب

    آزیتا : از نام های برگزیده

    آژند : نام گلی است

    آشتی : مهر و دوستی، یکرنگی

    آشنا : یار، دوست

    آشوب : شور، انقلاب

    آشیان : لانه و کاشانه

    آفتاب : گرمی، روشنایی

    آفرین : درود و سپاس

    آلاله : نام گلی است

    آمی‌تیس : نام دختر آستیاک، پادشاه ماد، نام زن کورش

    آناهیتا : بانوی پاک و بیگناه، پاکبانو

    آندیا : نام زن اردشیر ساسانی

    آنیتا : از نام‌های برگزیده

    آهنگ : سرود و نغمه

    آوا : آواز، آهنگ

    آوازه : شهرت و نام آوری

    آویشن : گیاهی خوشبو

    اختر : ستاره، شهاب

    ارشیا : راست و درست

    ارغوان : نام گلی است

    ارمغان : پیشکشی، هدیه

    ارنواز : نیکو سخن و خوش گفتار. نام یکی از خواهران جمشید

    اروس : سپید، درخشان و زیبا

    اشااونی : زن پاک و راست

    اشوچهر : از نام های برگزیده

    اشودخت : از نام های برگزیده

    اشوروی : از نام های برگزیده

    اشوزاد : از نام های برگزیده

    اشومهر : از نام های برگزیده

    افروز : روشن، روشن کننده

    افسانه : داستان، خاطره و یادمان

    افسر : بالا و سرور

    افسون : از نام های برگزیده

    افشان : از نام های برگزیده

    اَمُرداد : کمال و رسایی جاودانی

    انارام : روشنایی بی فروغ و بی پایان

    انگبین : عسل، شهد

    انوش : جاویدان

    انوشک : انوشه، جاودان

    انوشه : بی‌مرگ و جاودان

    انیران : روشنایی بی پایان

    اَهونَوَر : نگهبان تن

    ایران : آزادگان و سرزمین آزادی

    ایرانبانو : بانوی ایرانی

    ایراندخت : دختر ایران

    ایشتار : ستاره باران و آب، تشتر(تیر)

    باوَند : از اسپهبدان مازندران

    ب

    باستیان : بردبار ، شکیبا

    بانو : خانم، کلمه احترام درباره بانوان

    بانو گشسب : نام دختر رستم زال ، زن گیو و مادر بیژن

    بردبار : شکیبا، با حوصله

    برسومه : برسم، شاخه‌های گیاه

    برنا : جوان ، خوش اندام

    برومند : خوش قامت،نام مادر بابک خرمدین

    بلوت : درخت سودبخش

    بنفشه : نام گلی است

    به آفرید : نام دختر کی گشتاسب

    به نگار : خوب چهره، نیکو صورت

    به‌آفرین : نیک آفریده شده

    بهار : نخستین فصل سال

    بهاره : از آن بهار

    بهدخت : نیک ترین دوشیزه

    بهرخ : نیک چهره

    بهرو : نیکو چهره

    بهشت : پردیس، بهترین

    بهگل : نیکوترین گل

    بهناز : از نام های برگزیده

    بهنوش : نیکوترین نوشیدنی

    بهین : بهترین ، نیکوترین

    بوته : گیاه، ساقه جوان

    بوختار : از نام های برگزیده

    بوستان : باغ پر گل

    بی تا : یکتا، بی‌مانند

    بیدار : هشیار و سرزنده

    بینا : روشن، دل آگاه

    پ

    پاداش : پاداش

    پارمیدا : از نام های برگزیده

    پارمیس : نام دختر بردیا پسر کورش بزرگ

    پارند : نیک بختی و فرارونی. نگهبان گنج و خواسته

    پاک سیما : از نام های برگزیده

    پاکبانو : آناهیتا، بانوی پاک

    پاکچهر : خوش صورت

    پاکدل : پاکیزه دل، دلپاک، خوش قلب

    پاکرخ : از نام های برگزیده

    پاکروز : از نام های برگزیده

    پاکروی : از نام های برگزیده

    پاکفر : از نام های برگزیده

    پاکناز : از نام های برگزیده

    پاکیزه : بدون آلودگی، پاک

    پانته‌آ : پایدار، نام زن آریاسب، سردار نامدار کوروش بزرگ

    پرتو : فروغ، روشنایی

    پرخیده : سخن سربسته

    پردیس : باغ بهشت

    پرشت : پر آرزو

    پرند : پارچه ابریشمی

    پرنیان : حریر ، دیبا

    پروانه : از نام های برگزیده

    پروین : نام ستاره‌ای

    پری : زن زیبا

    پری بانو : از نام های برگزیده

    پری سیما : زیبا روی

    پریچهر : پری رخسار، خوشگل، زیبا روی

    پریدخت : از نام های برگزیده

    پریدخت : از نام های برگزیده

    پریرخ : پری رو، پری رخسار، خوبروی

    پریروی : خوشگل، زیبا رو

    پریزاد : فرزند پری، فرزند زیبا

    پریسا : مانند پری

    پریسان : از نام های برگزیده

    پریفام : زیبا چهره

    پریگون : مانند پری

    پریماه : از نام های برگزیده

    پریمرز : از نام های برگزیده

    پریناز : از نام های برگزیده

    پریوش : پری مانند

    پگاه : سحر، بامداد

    پوپک : پرنده‌ای است، هدهد

    پودینه : پونه

    پوران : از نام های برگزیده

    پوروچیستا : نام کوچکترین دختر اشوزرتشت

    پونه : بوته و گلی خوشبو

    پیراسته : با نظم، با آرایش

    پیرایه : آراسته، آرایش

    پیروزه : از سنگ های قیمتی

    ت

    تابان : نورانی، فروغمند

    تابانروی : از نام های برگزیده

    تابانمهر : از نام های برگزیده

    تابش : نورافشان

    تابناک : پرتو، نورانی

    تابنده : تابیدن

    تازه : جدید، پرتراوت، لطیف

    تاژ : لطیف و نازک

    تخشک : خوبرو و زیبا

    تذرو : نام دختر داریوش سوم هخامنشی

    ترانه : تر و تازه، لطیف، نرم

    ترگل : گل تازه

    تُرنج : نام میوه ای است

    ترنگ : آواز تارهای ساز

    تَرَنُم : آواز خوش

    تریتی : نام دختر میانه اشوزرتشت

    تشتر : نام ستاره تیر. نگهبان باران

    تکاو : نام یکی از آهنگ های نامی باربد

    تمیس : گیاهی بالا رونده

    تناز : نام مادر لهراسب. دختر آرش

    تنبور : نوعی ساز، دنبره

    تَندُر : بلبل

    تندیس : پیکره، تصویر

    تِهرت : نام دختر میانه اشوزرتشت

    تهمینه : زن رستم و مادر سهراب

    توران : از نام های برگزیده

    تورانبانو : از نام های برگزیده

    توراندخت : از نام های برگزیده

    تِیتَک : شبکیه چشم به زبان پهلوی

    تیهو : پرنده‌ای خوش رنگ

    ج

    جام : پیاله، ساغر

    جان پرور : از نام های برگزیده

    جانانه : دوست داشتنی

    جانمهر : از نام های برگزیده

    جر یره : زن سیاوخش، مادر فرود

    جلبک : گیاه سبز آبزی

    جلگه : زمین پهناور

    جوانه : جوان، جوانی،رویش

    جویبار : کنار جوی آب

    چ

    چام : ناز و عشوه

    چشمه : آب طبیعی از کوه

    چکاو : نام پرنده ای خوش آواز

    چکاوک : آهنگی از موسیقی ایرانی

    چَمان : خرامان

    چهرزاد : از نام های برگزیده

    چیترا : از نام های برگزیده

    چیستا : دانش و دانایی . نام جوانترین دختر اشوزرتشت ، ایزد دانش

    چیستی : دانش و آگاهی

    خ

    خاور : جای خورشید یا سرزدن خورشید

    خجسته : شادباش، مبارک

    خجیر : زیبا روی و پسندیده

    خرامان : با ناز و وقار راه رفتن

    خرم چهر : از نام های برگزیده

    خرمدل : خوشدل، خوشحال، شادمان

    خندان : خندیدن، با لبخند

    خوب چهر : از نام های برگزیده

    خوبرخ : از نام های برگزیده

    خوبروی : از نام های برگزیده

    خوردخت : از نام های برگزیده

    خورزاد : از نام های برگزیده

    خورشاد : از نام های برگزیده

    خورشید : هور، هور شید

    خورشید چهر : از نام های برگزیده

    خُوروَش : همانند خورشید

    خوشبوی : از نام های برگزیده

    خوشچهر : نیکو روی

    خوشخو : نیک رفتار، با صفا

    خوشدل : شاد، شادمان، خوشنود، خوشحال

    خوشروی : خوشرو، خوش صورت، خوشگل

    خوشگو : خوش سخن

    خوشنوا : خوش آواز، خوش آهنگ

    خوشه : چند دانه که در کنار هم آویزان باشند

    د

    دُخمل : از نام های برگزیده

    دراج : نام پرنده‌ای است

    دُرافشان : روشن، تابان ، شیرین سخن

    درخشان : درخشنده، روشنایی دهنده

    دُردانه : دانه در، مروارید بزرگ

    درسا : از نام های برگزیده

    درمان : چاره

    دِرمنَه : گیاهی خوشبو

    دُرنا : نام پرنده ای است

    دریا : از نام های برگزیده

    دَستنبو : میوه ای خوشبو

    دُغدو : نام مادر اشوزرتشت

    دل آرا : مایه نشاط و خرمی

    دل آرام : آرامش دهنده دل

    دل آشوب : از نام های برگزیده

    دل افروز : روشن کننده دل

    دل انگیز : نشاط آور

    دلاویز : دلپسند، مرغوب، دلخواه

    دلبر : یار و معشوق

    دلپذیر : دلخواه, پسندیده

    دلپسند : پسندیده، مرغوب

    دلجو : نوازش کننده

    دلخوش : خوشدل، خوشحال ،شادمان

    دلدار : دلبر, معشوق, دلیر, دلاور, شجاع

    دلشاد : خوشحال ، شادمان

    دلکش : دلربا, دلپذیر, دلفریب

    دلگرم : خشنود، امیدوار

    دلنواز : دلارام, دلجو, دلپذیر

    دمساز : همدم، همراز، هم صحبت

    دنبره : نوعی ساز، تنبور

    دنیا : گیتی ،جهان

    دیبا : نوعی پارچه ابریشمی

    دیبارخ : از نام های برگزیده

    دینا : از نام های برگزیده

    دیناز : از نام های برگزیده

    ر

    رادنوش : از نام های برگزیده

    رازمهر : از نام های برگزیده

    رازیانه : گیاهی خوشبو

    رام افزون : شادی افزون ،آرامش بخش

    رام دخت : از نام های برگزیده

    رامش : خوشی

    رامک : آرامش دهنده

    رایکا : پسندیده و دوست داشتنی

    رایومند : دارنده فروغ و شکوه

    رخسار : روی، چهره، صورت ، سیما

    رخشا : رخشان، درخشان

    رخشانه : رخشان و درخشنده

    رخشنده : درخشان ، نورانی

    ردیمه : نام زن کمبوجیه و دختر هوتن

    رسا : بالغ، بلند

    رَسابانو : از نام های برگزیده

    رَسادخت : از نام های برگزیده

    رُکسانا : نام دختر داریوش سوم هخامنشی

    رودابه : فرزند تابان و مادر رستم دستان

    روژین : سرخ فام

    روشنک : دختر دارا

    روناک : روشنایی

    رویا : خاطره‌های شیرین

    ریواس : گیاهی با شاخه‌های سپید

    ز

    زادمهر : برآمده از روشنایی

    زرافشان : افشاننده سیم و زر

    زراندام : از نام های برگزیده

    زربانو : نام دختر رستم و خواهر بانو گشتاسب

    زرستان : نام دختر ارجاسب

    زرشام : نام دختری از خاندان جمشید

    زرگیس : از نام های برگزیده

    زرگیسو : از نام های برگزیده

    زرمان : زرمانند و بسیار زیبا

    زرنگار : از نام های برگزیده

    زری : منسوب به زر، زر دار

    زرین : طلایی

    زرین بانو : از نام های برگزیده

    زرین چهر : از نام های برگزیده

    زرین چهر: : از نام های برگزیده

    زُمرد : گوهر، از سنگ های قیمتی

    زیبا : خوبروی، خوش چهره

    زیبا دخت : از نام های برگزیده

    زیباچهر : خوش رو

    زیبارخ : از نام های برگزیده

    زیباروی : از نام های برگزیده

    زیبنده : شایسته، سزاوار

    زیور : آرایش، پیرایه

    ژژاله : شبنم

    ژیان چهر : از نام های برگزیده

    ژیان دخت : از نام های برگزیده

    س

    ساحل : از نام های برگزیده

    سارا : از نام های برگزیده

    ساغر : جام و پیمانه

    سالمه : سالومه

    سالومه : حساب سال و ماه

    سامیار : از نام های برگزیده

    ساویس : با ارزش، گرانمایه

    سایه : از نام های برگزیده

    سپیتا : سفیدترین و پاکترین

    سپیته : سپید و درخشان

    سپیده : آغاز بامداد

    ستاره : اختر،کوکب

    ستی : بانو، خانم، کلمه احترام

    سداب : نام گیاهی است

    سرور : شادمانی

    سَروَر : رییس ، پیشوا

    سمن : نام گلی است ، یاسمین

    سمن چهر : از نام های برگزیده

    سمن رخ : از نام های برگزیده

    سمن روی : از نام های برگزیده

    سمن ناز : نام دختر کورنگ

    سمنبر : لطیف، سفید و خوشبو

    سمنزار : بوستان یاسمن

    سمیرا : از نام های برگزیده

    سنبل : نام گلی است

    سهی : راست، نام زن ایرج

    سودابه : نام زن کیکاووس

    سوزان : نام زن رامشگر تورانی

    سوسن : نام گلی خوشبو

    سوگل : از نام های برگزید

    سوگند : از نام های برگزیده

    سیما : روی ، چهره ،صورت

    سیمبر : دارنده اندام سفید

    سیمروی : سپیدروی

    سیمگون : نقره فام

    سیمین : نقره فام، سفید

    سیمین چهر : سپیدروی

    سیمین دخت : ازنام های برگزیده

    سیمین رخ : از نام های برگزیده

    سیندخت : نام دختر مهراب، پادشاه کابل

    ش

    شاد آفرید : از نام های برگزیده

    شاداب : تر و تازه، خرم – نام سخنوری بوده است

    شادبانو : از نام های برگزیده

    شادپری : از نام های برگزیده

    شاددل : از نام های برگزیده

    شادروز : نیک روز، خوشبخت

    شادروی : از نام های برگزیده

    شادکام : شادمان، کامران، کامروا

    شادمان : خوش، مسرور

    شادمهر : از نام های برگزیده

    شادی : سرور و شادمانی ، خوشی

    شادی آور : از نام های برگزیده

    شادی افزا : افزاینده شادی و نشاط

    شاهدخت : از نام های برگزیده

    شاهرو : از نام های برگزیده

    شایسته : با ارزش ، سزاوار

    شب بو : نام گلی است

    شبنم : ژاله

    شراره : جرقه، ریزش آتش

    شرمین : از نام های برگزیده

    شکربانو : از نام های برگزیده

    شکرناز : از نام های برگزیده

    شکفته : از نام های برگزیده

    شکوفه : گل‌های رنگارنگ میوه

    شکوه : بلندجایگاه، با عظمت

    شگون : خجستگی، با شانس

    شنایا : همه چیز دان

    شهربانو : نام زن رستم

    شهرخ : از نام های برگزیده

    شهردخت : از نام های برگزیده

    شهرزاد : از نام های برگزیده

    شهرناز : نام خواهر جمشید

    شهرنواز : خواهر شاه جمشید پیشدادی

    شهرو : نام مادر برزویه پزشک

    شهرود : نام زن سهراب ومادر یرزو

    شهگل : از نام های برگزیده

    شهلا : از نام های برگزیده

    شهناز : از نام های برگزیده

    شهنواز : از نام های برگزیده

    شهین : از نام های برگزیده

    شهین بانو : از نام های برگزیده

    شورانگیز : از نام های برگزیده

    شیدا : شیفته

    شیدبانو : از نام های برگزیده

    شیددخت : از نام های برگزیده

    شیدرخ : از نام های برگزیده

    شیرین : مزه شادکامی

    شیرین گل : از نام های برگزیده

    شیفته : عاشق، مجنون

    شیوا : رسا و بلند و کشیده

    غ

    غنچه : از نام های برگزیده

    ف

    فایدیم : گل نیلوفر، نام همسر داریوش، دختر هوتن

    فراتاگون : نام دختر آرتان، برادر داریوش بزرگ

    فرانک : نام مادر شاه فریدون

    فرخ ناز : از نام های برگزیده

    فرخنده : مبارک، پرارج

    فردخت : از نام های برگزیده

    فرزان : از نام های برگزیده

    فرزانه : گرامی، ارجمند

    فرسیما : از نام های برگزیده

    فرشته : از نام های برگزیده

    فرگون : مانند روشنایی

    فرمهر : از نام های برگزیده

    فرناز : از نام های برگزیده

    فرنگیس : نام دختر افراسیاب، زن سیاوش، مادر شاه کیخسرو کیانی

    فرنوش : از نام های برگزیده

    فرنی : بسیار ، افزون و فروزان

    فروردین : نخستین ماه هر سال

    فروزان : نورانی، شعله ور

    فروزش : روشن

    فروزنده : از نام های برگزیده

    فروغ : روشنایی، تابش

    فروغبانو : از نام های برگزیده

    فریبا : فریبنده

    فریماه : از نام های برگزیده

    فرین : نام یکی از دختران اشوزرتشت

    فریناز : از نام‌های برگزیده

    فلامک : الماس گلی رنگ

    فیروزه : نگین انگشتر

    ک

    کاساندان : نام زن کوروش بزرگ و مادر کمبوجیه

    کامدل : از نام های برگزیده

    کامروا : خوشبخت، خرسند

    کاویش : پیمانه شیر

    کبیتا : نوعی شیرینی

    کتایون : نام زن کی گشتاسب در شاهنامه

    کشور : از نام های برگزیده

    کشوربانو : از نام های برگزیده

    کُنیا : دختری که ازدواج نکرده است

    کی بانو : از نام های برگزیده

    کی دخت : از نام های برگزیده

    کیارنگ : از نام های برگزیده

    کیانا : طبیعت، اهل هرچیز

    کیانبانو : از نام های برگزیده

    کیاندخت : از نام های برگزیده

    کیسر : از نام های برگزیده

    کیمیا : کمیاب

    کیوان بانو : از نام های برگزیده

    کیوانچهر : از نام های برگزیده

    کیواندخت : از نام های برگزیده

    کیوانرخ : از نام های برگزیده

    کیوانزاد : از نام های برگزیده

    گ

    گاتا : سرودهای جاودانه اشوزرتشت

    گردآفرید : نام دختر گژدهم و یکی از بانوان پهلوان

    گردیه : نام خواهر بهرام چوبینه و زن خسرو پرویز

    گل آذین : طرز قرار گرفتن گل‌ها بر روی ساقه یا شاخه

    گل آرا : از نام های برگزیده

    گل آسا : ز نام های برگزیده

    گل آفرید : از نام های برگزیده

    گل آگین : از نام های برگزیده

    گل آور : از نام های برگزیده

    گل آویز : از نام های برگزیده

    گل آیین : از نام های برگزیده

    گل افروز : از نام های برگزیده

    گل افسر : از نام های برگزیده

    گل افشان : از نام های برگزیده

    گل اندام : نازک بدن

    گل برگ : برگ های رنگین گل و شکوفه

    گل بیز : کلاله گل بیدمشک

    گل پر : گیاهی خوشبو

    گل پری : از نام های برگزیده

    گل پونه : نام گلی همانند نعنا

    گل پیکر : از نام های برگزیده

    گل تن : از نام های برگزیده

    گل چین : از نام های برگزیده

    گل خند : از نام های برگزیده

    گل دخت : از نام های برگزیده

    گل دوست : دوستار گل، گل پسند

    گل ربا : از نام های برگزیده

    گل سان : از نام های برگزیده

    گل سیما : از نام های برگزیده

    گل شاد : از نام های برگزیده

    گل فشان : از نام های برگزیده

    گل گون : سرخ رنگ، برنگ گل

    گل گونه : مانند گل، به رنگ گل

    گل نوش : از نام های برگزیده

    گل وش : از نام های برگزیده

    گلاب : از نام های برگزیده

    گلاله : از نام های برگزیده

    گلباد : از نام های برگزیده

    گلباش : از نام های برگزیده

    گلبان : از نام های برگزیده

    گلبانو : بانویی همانند گل

    گلبن : از نام های برگزیده

    گلبهار : از نام های برگزیده

    گلبو : از نام های برگزیده

    گلپاد : از نام های برگزیده

    گلچهر : از نام های برگزیده

    گلچهره : زیبا، دارای چهره‌ای چون گل

    گلدسته : از نام های برگزیده

    گلدیس : از نام های برگزیده

    گلرخ : خوبرو، خوشگل

    گلرخسار : زیبا، خوش چهره

    گلرنگ : به رنگ گل

    گلروی : خوشگل ، زیبا

    گلریز : از نام های برگزیده

    گلزاد : زادهگل

    گلزار : گلستان ، محل رویش گل‌های فراوان

    گلستان : از نام های برگزیده

    گلشن : گلزار، گلستان

    گلشید : از نام های برگزیده

    گلفام : از نام های برگزیده

    گلنار : از نام های برگزیده

    گلناز : گل انار

    گلناز : از نام های برگزیده

    گلنام : از نام های برگزیده

    گلنواز : از نام های برگزیده

    گلی : از نام های برگزیده

    گلی ناز : از نام های برگزیده

    گهر : از نام های برگزیده

    گهربانو : از نام های برگزیده

    گهرچهر : از نام های برگزیده

    گهردخت : از نام های برگزیده

    گهرناز : از نام های برگزیده

    گهرنگار : از نام های برگزیده

    گوهر : جواهری با ارزش

    گوهربانو : از نام های برگزیده

    گوهرچهر : از نام های برگزیده

    گوهردخت : از نام های برگزیده

    گوهرزاد : از نام های برگزیده

    گوهرسان : از نام های برگزیده

    گوهرشاد : از نام های برگزیده

    گوهرشید : از نام های برگزیده

    گوهرفشان : از نام های برگزیده

    گوهرناز : از نام های برگزیده

    گیتی : جهان هستی

    گیسو : زلف نگار

    گیسیا : از نام های برگزیده

    ل

    لادن : نام گلی است

    لاله : نام گلی است

    لاله رو : از نام های برگزیده

    لاله گون : از نام های برگزیده

    لاله وش : از نام های برگزیده

    لبخند : احساس شادی بر لبان

    لَچَک : دستمال سه گوش

    لیو : خورشید، آفتاب

    م

    مارال : از نام‌های برگزیده

    ماسیس : نام دختر سی زین از خاندان ایرانی سورن

    مانترَه : سخن منش انگیز و مقدس

    ماندانا : نام دختر پادشاه ماد و همسر کمبوجیه

    ماه آفرید : نام زن ایرج مادر منوچهر

    ماه بانو : از نام های برگزیده

    ماه دیس : از نام های برگزیده

    ماهرُخ : خوشگل، زیبا

    ماهرو : از نام های برگزیده

    ماهوار : مانند ماه

    ماهوش : مانند ماه

    مخمل : نوعی پارچه

    مرجان : از گیاهان دریایی

    مرمر : سنگ خوشرنگ و قیمتی

    مروارید : گوهر باارزش دریایی

    مژده : نوید ، خبر شادی

    مژگان : چشم پوش

    مَشیانه : نام نخستین زن(حوا)

    منیژه : خواهر فرنگیس، دختر افراسیاب

    مه پیکر : از نام های برگزیده

    مه سیما : ماه رو, ماهرخ، زیبا

    مهتاب : نور آرام ماه

    مهدخت : از نام های برگزیده

    مهر رخسار : از نام های برگزیده

    مهرآگین : از نام های برگزیده

    مهرآمیز : از نام های برگزیده

    مهرآور : از نام های برگزیده

    مهراسا : از نام های برگزیده

    مهرافروز : از نام های برگزیده

    مهرافزا : آنکه مهر و محبت بیفزاید

    مهرافزون : از نام های برگزیده

    مهرافشان : از نام های برگزیده

    مهرانگیز : از نام های برگزیده

    مهربانو : از نام های برگزیده

    مهرچهر : از نام های برگزیده

    مهرچین : از نام های برگزیده

    مهرخ : از نام های برگزیده

    مهرکیش : از نام های برگزیده

    مهرناز : از نام های برگزیده

    مهرنگار : از نام های برگزیده

    مهرنواز : از نام های برگزیده

    مهروی : از نام های برگزیده

    مهری : از نام های برگزیده

    مهسان : از نام های برگزیده

    مهستی : بزرگترین ریشه

    مهشید : مهتاب، روشنایی ماه

    مهناز : از نام های برگزیده

    مهوش : مانند ماه ، خوشگل

    مهین : بزرگ، بزرگتر

    مورد : نام درخت همیشه سبز

    مُوژان : غنچه نرگس

    میترا : مظهر دوستی و محبت و صلح وصفا و روشنایی

    مینا : نام گلی است

    مینو : جهان معنوی

    ن

    نارگل : گل سرخ انار

    نارگون : همانند سرخی آتش

    ناز : دوست داشتنی، نام گلی است

    نازآفرید : از نام های برگزیده

    نازآفرین : از نام های برگزیده

    نازبانو : از نام های برگزیده

    نازپرور : از نام های برگزیده

    نازپری : از نام های برگزیده

    نازمهر : از نام های برگزیده

    نازنین : دارای ناز، نازک اندام

    نازیاب : از نام های برگزیده

    ناهید : آناهیتا، پاک بانو

    نایریکا : از نام‌های برگزیده

    نخستین : آغازین، اولین

    نرگس : نام گلی است

    نساک : نام زن سیامک، پسر کیومرس

    نسترن : گلی سپید رنگ

    نسرین : از نام های برگزیده

    نسیم : هوای ملایم بامدادی

    نکوزاد : از نام های برگزیده

    نکویار : از نام های برگزیده

    نگار : چهره زیبا

    نگین : جواهر انگشتری

    نورسته : جوانه تازه

    نوشین : شیرین و گوارا

    نوگل : از نام های برگزیده

    نونهال : نهال تازه، درخت جوان

    نیایش : نماز بردن

    نیکچهر : از نام های برگزیده

    نیکچهره : از نام های برگزیده

    نیکدخت : از نام های برگزیده

    نیکرخ : از نام های برگزیده

    نیکروی : از نام های برگزیده

    نیلوفر : نام گلی است

    نینا : از نام‌های برگزیده

    نیوشا : شنونده

    و

    واپسین : آخرین، بازپسین

    واج : زمزمه

    وارسته : آزاد

    واژه : کلمه، لغت

    وَرد : گل سرخ

    وِستا : دانش

    وهشتیه : نام شهبانوی خشایار شاه

    وهوگون : خوشبو، معطر، خوشرنگ

    ویدا : در اوستا به چم دانش و فرهنگ

    ویس : نام دختر شاه غارن و شهبانو شهرو

    ویستا : دانش و فرهنگ

    ه

    هاله : خرمن ماه

    هدیه : پیشکشی

    هلیله : نام درختی است

    هما : مرغ خوش پرواز

    هماچهر : از نام های برگزیده

    همافر : از نام های برگزیده

    همایون : فرخ، شادان

    همدم : از نام های برگزیده

    همراز : از نام های برگزیده

    همساز : از نام های برگزیده

    همگام : همراه، همسفر

    هنگامه : وقت و زمان

    هوآفرید : خوش ستوده، خوش آمرزیده

    هوپاد : خوب نگهداری شده

    هوداد : از نام های برگزیده

    هور : خورشید

    هورام : شاد، خنده رو

    هوربانو : از نام های برگزیده

    هورتن : از نام های برگزیده

    هورچهر : از نام های برگزیده

    هورداد : از نام های برگزیده

    هوردخت : دختر خورشید

    هورزاد : زاده خورشید

    هورسان : مانند خورشید

    هورشید : خورشید

    هورفَر : از نام های برگزیده

    هورمهر : از نام های برگزیده

    هوروَش : از نام های برگزیده

    هوزاد : خوب زاده، اصیل

    هوزان : نرگس نوشکفته و نیک دان

    هوشبام : سپیده دم

    هوفر : نام خواهر یوئشتا

    هوگون : خوب گون, خوش رنگ, ممتاز

    هووَرشت : نیکوکار

    هُووی : نام زن اشوزرتشت, دختر فرشوشتر

    ی

    یاس : نام گلی است

    یاس رخ : از نام های برگزیده

    یاس گل : از نام های برگزیده

    یاسمن : نام گلی است

    یاسمین : گل یاسمن

    یگانه : بی همتا

  • ارور های کالاف دیوتی موبایل و آموزش نحوه برطرف کردن آن‌ها

    ارور های کالاف دیوتی موبایل و آموزش نحوه برطرف کردن آن‌ها

    تیترپلاس | کال اف دیوتی موبایل (Call of Duty: Mobile) بدون شک یکی از پرطرفدارترین بازی‌های شوتر اول شخص است که توسط استودیوی  TiMi Studios  ساخته شده و توسط اکتیویژن برای iOS و اندروید منتشر شده‌است. با این حال، همانطور که در بسیاری از بازی‌های دیگر رخ می‌دهد، کاربران ممکن است با ارور های مختلف در بازی کالاف دیوتی موبایل مواجه شوند.

    اگر بازی کالاف دیوتی در موبایل شما وصل نمی‌شود، به احتمال زیاد مشکل خود به خود از بین می‌رود. مشکلات اصلی این بازی تاکنون مربوط به سرور بوده است که معمولاً توسط اکتیویژن در کمترین زمان برطرف می‌شود. بنابراین، اگر بازی شما به‌طور ناگهانی راه‌اندازی نمی‌شود یا خطای خاصی مانند «نمی‌توان به بازی متصل شد، لطفا دوباره امتحان کنید» دریافت می‌کنید، وحشت‌زده نشوید . فقط می‌توانید صبورانه منتظر بمانید تا مشکل از بین برود و به بازی بازگردید.

    با این حال، اگر برای حل مشکل  عجله دارید، راه‌حل‌هایی وجود دارد که می‌توانید آن‌ها را نیز امتحان کنید. در این مطلب، به بررسی برخی از ارورهای رایج در بازی کال اف دیوتی می‌پردازیم و راه‌حل‌های آن‌ها را بررسی می‌کنیم.

    CoD موبایل ممکن است به دلیل عوامل متعددی متصل یا راه‌اندازی نشود. اغلب اوقات، مشکلات بازی ممکن است خود به خود به دلیل تاخیر از سمت سرور، خطاهای شبکه، مشکلات کدگذاری یا اشکالات موقت برطرف شوند. اما رایج‌ترین ارورهای کالاف دیوتی موبایل چه هستند و چگونه برطرف می‌شوند؟

    بیشتر بخوانید: آموزش بازی مافیا / بازی مافیا چیست؟

    ارورهای مربوط به سرور

    از زمانی که بازی کال اف دیوتی  موبایل در سال ۲۰۱۹ عرضه شد، با  مشکلات مختلفی در زمینه سرور مواجه شد. این به نفع خود ناشر (Activision) است که مشکلات سرور را فوراً برطرف کند، بنابراین این نوع مشکلات معمولاً رفع می‌شوند. به‌عنوان یک گیمر نیز تنها کاری که باید انجام دهید این است که یا منتظر حل مشکل باشید یا  آپدیت بازی را نصب کنید.

    اگر اخیراً متوجه شده‌اید که این بازی در گوشی شما باز نمی‌شود، اولین کاری که باید انجام دهید این است که بفهمید آیا مشکل از سرور  است یا خیر. به گوگل بروید و اخبار مربوط به کال اف دیوتی موبایل را جستجو کرده و ببینید آیا مشکلی وجود دارد یا خیر. این بازی محبوب، تا به امروز  میلیون‌ها بار دانلود شده است. بنابراین هر مشکلی که بر تعداد قابل‌توجهی از کاربران تأثیر بگذارد، به احتمال زیاد توجه رسانه‌های خبری فناوری بزرگ را به خود جلب می‌کند.

     ارورهای تصادفی

    گاهی اوقات برنامه‌ها چه در اندروید و چه در iOS ممکن است با اشکالاتی مواجه شوند. اگر به‌طور ناگهانی با این بازی مشکلی دارید، می‌توانید عیب‌یابی اولیه برنامه مانند ترک اجباری (Force Stop) و پاک کردن کش را انجام دهید. هر دوی این راه‌حل‌ها معمولاً در رفع ارورهای جزئی و تصادفی برنامه مؤثر هستند.

    اتصال ضعیف اینترنت

    کال اف دیوتی موبایل ممکن است وقتی اتصال اینترنت ضعیف باشد به‌درستی کار نکند. بنابراین مطمئن شوید که اینترنت موبایل یا وای‌فای شما هنگام بازی پایدار است.

    همچنین، ممکن است بخواهید احتمال مشکل اتصال شبکه را در نظر بگیرید. اگر در حین بازی به اتصال داده تلفن همراه متکی هستید، توجه کنید که نوارهای سیگنال از مشکلی خبر می‌دهند یا خیر.

    بیشتر بخوانید: محبوب‌ترین شبکه اجتماعی در دنیا کدام است؟

    ارورهای کدنویسی

    خطاهای کدگذاری، چه در یک برنامه چه در نرم‌افزار، ممکن است با برنامه‌ای خاص تداخل داشته باشد. اطمینان حاصل کنید که بازی خود و همچنین نرم‌افزار را به‌روز کنید تا احتمال بروز مشکل را کاهش دهید.

    بررسی ارورهای کال آف دیوتی موبایل

    اگر کال آف دیوتی موبایل باز نشد، راه‌حل‌هایی وجود دارد که می‌توانید آن‌ها را امتحان کنید. آنچه را که باید انجام دهید در زیر بیاموزید.

    مشکلات مربوط به سرور را بررسی کنید

    مرورگر وب خود را باز کرده و اخبار مربوط به بازی Call of Duty Mobile را جستجو کنید. اگر منابع آنلاین در مورد مشکلی که در این بازی پیدا کرده‌اید، توصیه‌هایی ارائه می‌دهند، از آن‌ها استفاده کنید. همچنین می‌توانید برای اطلاع از به‌روزرسانی‌ها و اخبار رسمی به اکانت رسمی توییتر این بازی مراجعه کنید.

    برنامه را مجددا راه‌اندازی کنید

    در صورتی که برنامه با اشکالی مواجه شده باشد، باید با بستن و باز‌کردن مجدد، آن را به‌روزرسانی کنید. این حرکت می‌تواند راه‌حل موثری برای اشکالات جزئی و موقتی باشد که ممکن است در صورت اجرا‌شدن برنامه برای مدت طولانی ایجاد شوند.

    دستگاه خود را مجدداً راه‌اندازی کنید

    بسته به دستگاه شما، فشاردادن دکمه روشن/خاموش و انتخاب گزینه  Restart ممکن است راهی برای راه‌اندازی مجدد باشد. علاوه بر این، شما می‌توانید دکمه روشن/خاموش را فشار داده و نگه دارید تا تلفنتان دوباره راه‌اندازی شود. اگر مرحله قبل مشکل بازی شما را برطرف نکرد، باید این مرحله را انجام دهید.

    آپدیت برنامه و نرم‌افزار را نصب کنید

    این بازی زمانی که قدیمی شود، اجازه بازی آنلاین را نمی‌دهد. اگر همچنان می‌خواهید مطمئن شوید، به‌صورت دستی بررسی کنید. برنامه پلی‌استور را باز کنید و ببینید آیا به‌روزرسانی برنامه موجود است یا خیر. همچنین مطمئن شوید که نرم‌افزار گوشی شما آخرین نسخه خود را اجرا می‌کند.

    کش برنامه را پاک کنید

    یکی از راه‌های موثر برای رفع مشکلات شناخته‌‌شده  کال اف دیوتی موبایل، پاک‌کردن کش آن است. برای انجام این کار، به Settings>Apps>Call of Duty Mobile>Storage>Clear Cache دستگاه خود بروید.

    در نهایت در نظر داشته باشید که به دلیل مشکلاتی که فیلترینگ گسترده در یک سال اخیر بر بستر اینترنت ایجاد کرده است، ممکن است دلیل عدم اجرای بازی کالاف دیوتی موبایل در گوشی شما ناشی از IP شما باید و استفاده از برنامه‌های تغییردهنده IP یا همان فیلترشکن بتواند این ارور را برطرف کند.

  • اسم پسر با حرف ق – لیست کامل نام‌ها همراه با معنی و ریشه

    اسم پسر با حرف ق – لیست کامل نام‌ها همراه با معنی و ریشه

    تیترپلاس | انتخاب اسم برای فرزند بدون شک کار پیچیده و سختی است. چرا که در صورت انتخاب نادرست این موضوع می‌تواند در شخصیت، اعتماد به‌نفس و حتی سرنوشت شخص تأثیر منفی داشته باشد. به همین دلیل پدر و مادرها بهتر است قبل از انتخاب نام فرزند به همه جوانب کار با دقت توجه کنند. برای انتخاب اسم پسر با حرف ق انتخاب‌های نسبتاً زیادی پیش روی شما است.

    اگر بنا به هر دلیلی تصمیم دارید که نام فرزند مذکرتان با حرف «ق» آغاز شود، ما در این مطلب به شما لیستی از کامل‌ترین نام‌ها را به همراه معنی، ریشه و فراوانی آن پیشنهاد خواهیم داد. پس دعوت می‌کنیم با ادامه این مطلب همراه ما باشید.

    بیشتر بخوانید: لیستی از اسم های آریایی دختر به همراه معنی آنها

    اسم های پسرانه که با حرف ق آغاز می‌شوند

    اسم پسر با ق فارسی

    قابوس /qābus/

    معنی: کاووس

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

    پیشینه تاریخی: شمس‌ المعالی قابوس‌ وشمگیر: امیر [۳۳۶-۳۷۱ ؛ ۴۰۳ قمری] سلسله‌ی زیاریان در شمال ایران، که بر اثر شکست از سپاهیان آل بویه به سامانیان پناه برد و ۱۷ سال را در تبعید گذراند، تا دوباره سلطنتش را به دست آورد. سرانجام به دست سپاهیانش کشته شد.

     

    قلندر /qalandar/

    معنی: هر یک از افراد قلندریه، فرقه‌ای از صوفی که به دنیا بی توجه و نسبت به آداب و رسوم بی قید بوده‌اند

     

    قهرمان /qahre(a)mān/

    معنی: ۱- آن که در کار دشوار و مهمی مثل ورزش یا جنگ تلاش زیادی کرده و به شهرت رسیده است؛ ۲- پهلوان؛ ۳- دلاور؛ ۴- نگهبان و محافظ.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۷۰۲۴

     

    قیام /qiam/

    معنی: به پا خواستن

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۳۶۹

     

    اسم پسر با ق در شاهنامه

    قارن /qāren/

    معنی: ۱) از خاندان‌های اشرافی ایران در دوره‌ی اشکانیان و ساسانیان؛ ۲) (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر کاوه‌ی آهنگر؛ ۳) نام باستانی ناحیه‌ای کوهستانی در شهرستان ساری، شامل بخشهای دو دانگه و چهاردانگه.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    قباد /qobād/

    معنی: محبوب، شاه محبوب، سرور گرامی

    فراوانی در ثبت احوال: ۹۹۷۲

    پیشینه تاریخی:

    ۱) (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر کاوه و برادر قارِن، که به دست پهلوانی تورانی کشته شد؛

    ۲) (در شاهنامه) (= کیقباد) شاه داستانی ایران، نخستین شاه از سلسله‌ی کیانیان و از تبار فریدون، که در البرزکوه به سر می‌برد. زال پس از مرگ گرشاسپ، رستم را به جستجوی او فرستاد و او را به پادشاهی خواند. او صد سال پادشاهی کرد و پایتختش شهر استخر بود.

    ۳) نام دو تن از شاهان ساسانی ایران. قباد اول: شاه [۴۸۸-۴۹۴؛ ۴۹۸-۵۳۱ میلادی]، که پس از خلع بلاش از سوی بزرگان ایران به شاهی برداشته شد. در زمان او مزدک ظهور کرد و قباد آیین او را پذیرفت. قباد دوم، معروف به شیرویه: شاه [۶۲۸ میلادی]، که پدرش خسرو پرویز را همراه با ۱۷ تن از برادران خودش کشت و پس از ۶ ماه سلطنت بر اثر مسمومیت کشته شد.

     

    قراخان /qarakhan/

    معنی: امیر سیاه

    پیشینه تاریخی: پسر افراسیاب – سالار بلخ بامیان

     

    اسم پسر با ق عربی

    قابیل /qābil/

    معنی: یکی از فرزندان آدم که برادرش هابیل را کشت

     

    قادر /qāder/

    معنی: ۱- دارای قدرت، توانا ۲- از نام‌ها و صفات خداوند.

    فراوانی در ثبت احوال: ۳۸۵۸۶

     

    قاسم /qāsem/

    معنی: بخشکننده، مقسم

    فراوانی در ثبت احوال: ۲۰۸۹۴۸

    پیشینه تاریخی:

    ۱) قاسم ابن حسن: [حدود ۴۴-۶۱ قمری] فرزند امام حسن(ع) و از نخستین یاران امام حسین(ع) که در واقعه‌ی کربلا شهید شد.

    ۲) نام یکی از فرزندان پیامبر اسلام(ص).

     

    قاسم‌علی /qāsemali/

    معنی: مرکب از نام‌های قاسم + علی

     

    قانع /qānee/

    معنی: ۱- آن که به دارایی خود یا آنچه در اختیار دارد، راضی است و بسنده میکند، قناعت کننده، خرسند؛ ۲- راضی و خرسند از جواب یا از سخنی که شنیده است، مُجاب.

    فراوانی در ثبت احوال: ۸۷۱

     

    قاهر /qāher/

    معنی: مقهور کننده، چیره، توانا

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

    پیشینه تاریخی: قاهر: (= ابومنصور محمّد) خلیفه‌ی عباسی [۳۲۰-۳۲۲ قمری] پسر معتضد، که سردارانش بر او شوریدند، او را کور و زندانی کردند و راضی را به جایش به خلافت نشاندند.

     

    قائد /qā’ed/

    معنی: ۱- آن که جمعی از مردم را رهبری میکند، رهبر، پیش‌رو، پیشوا ۲- رئیس قافله، کاروان سالار؛ ۳- در نجوم نام ستاره‌ای است در انتهای دُم صورت فلکی دُب اکبر.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    قائم /qā’em/

    معنی: ۱- ایستاده، به حالت عمودی قرار گرفته؛ ۲- در ادیان لقب امام دوازدهم شیعیان که غایب است (عج) ۳- اقامه کننده‌ی حق، برپادارنده‌ی دین ۴-مجاز از قدرتمند و با اراده

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۴۵۴

    پیشینه تاریخی:

    ۱) دومین خلیفه‌ی فاطمی مغرب [۳۲۲-۳۳۴ قمری]، لشکر کشی او به کرانه‌های فرانسه، ایتالیا و اسکندریه توفیقی نداشت.

    ۲) خلیفه‌ی عباسی [۴۲۲-۴۶۷ قمری]، که در زمان او بساسیری در بغداد قیام کرد. طغرل سلجوقی به دعوت خلیفه به بغداد رفت و قیام را سرکوب کرد [۴۵۰ هجری].

     

    قدرت /qodrat/

    معنی: ۱- توانایی، توان، سلطه و نفوذ؛ ۲- در فلسفه قدیم توانایی ویژه‌ی موجود زنده که با آن از روی قصد و اراده عملی را انجام می‌دهد یا ترک میکند.

    فراوانی در ثبت احوال: ۲۳۰۲۲

     

    قدرت الله /qodratollāh/

    معنی: قدرت خداوند.

    فراوانی در ثبت احوال: ۴۸۷۰۶

     

    قدوس /qoddus/

    معنی: ۱- پاک و منزه ۲- از نام‌ها و صفات خداوند.

    فراوانی در ثبت احوال: ۴۱۹

     

    قدیر /qadir/

    معنی: ۱- توانا، قادر؛ ۲- از نام‌ها و صفات خداوند.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۳۱۶۶

     

    قدیر محمد /qadir-mohammad/

    معنی: مرکب از نام‌های قدیر و محمّد.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱


    بیشتر بخوانید: اسم دختر با د – لیستی از کامل‌ترین نام‌های دختر با حرف د


    قدیم /qadim/

    معنی: ۱- دیرینه، کهن، قدیمی، زمان گذشته؛ ۲- در حالت قیدی به معنه در زمان گذشته، سابقاً؛ ۳- سابق، پیشین؛ ۴- از نام‌ها و صفات خداوند.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    قربان /qorbān/

    معنی: نزدیک شدن، صدقه، همنشین، در ترکی: ترکش، کماندان

     

    قربانعلی /qorbānali/

    معنی: فدایی علی

     

    قزل ملک /qezelmalek/

    معنی: پادشاه سرخ

     

    قطب الدین /qotboddin/

    معنی: محور آیین و کیش

    فراوانی در ثبت احوال: ۴۶۶

    پیشینه تاریخی:

    ۱) قطب‌الدین شیرازی: (= محمود ابن مسعود) [۶۳۴-۷۱۰ قمری] دانشمند و حکیم ایرانی، شاگرد خواجه نصیر الدین طوسی و استاد کمال‌الدین فارسی. سفرهای زیادی کرد. پیدایش رنگین کمان را توضیح داد. بر قانون ابن سینا و حکمت اشراق سهروردی شرح نوشت. تحریر اصول اقلیدس خواجه نصیرالدین طوسی را به فارسی به نام دُرَهالتّاج، تألیف کرد و کتابهای نَهایَتُ الاِدراک و تُحفه‌ی شاهی را در نجوم نوشت.

    ۲) قطب‌الدین رازی: (= محمّدابن محمّد) [قرن ۸ هجری] حکیم ایرانی، که در دمشق سکونت داشت، مؤلف کتاب محاکمات به عربی، در مقایسه‌ی شرح نصیرالدین طوسی و شرح فخر رازی بر کتاب اشارات ابن سینا و شرح شمسیه

     

    قطران /qatrān/

    معنی: چکیدن آب، قطران تبریزی از شاعران قرن پنجم هجری

     

    قمرالدین /qamaroddin/

    معنی: ماه دین و مذهب

     

    قنبرعلی /qanbarali/

    معنی: غلام علی

     

    قهار /qahhār/

    معنی: ۱- نیرومند، پر زور ۲- سلطه‌گر و غالب و چیره ۳- از نام‌ها و صفات خداوند.

    فراوانی در ثبت احوال: ۲۵۲

     

    قوام /qavām/

    معنی: استواری، استحکام.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۰۶

     

    قوام الدین /qavāmoddin/

    معنی: موجب استواری و استحکام دین

    فراوانی در ثبت احوال: ۳۱۳

     

    قیام الدین /qiāmoddin/

    معنی: موجب ایستادگی دین و آیین

     

    قیس /qays/

    معنی: با خودنمائی و برازندگی راه رفتن، سختی، اندازه کردن، چیزی را به چیزی قیاس و اندازه نمودن

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۱۲۰

    پیشینه تاریخی:

    ۱) قیس‌ابن سعد انصاری: [قرن اول هجری] از اصحاب پیامبر اسلام(ص)

    ۲) قیس‌ابن مسهر صیداوی [قرن اول هجری] از یاران امام حسین(ع) که توسط ابن‌زیاد دستگیر و به شهادت رسید

    ۳) قیس‌ابن مُلَوَّح عامری [قرن اول هجری] ملقب به مجنون: شاعر عرب عصر اموی، که عشق او به لیلی موضوع داستانهای فراوانی در ادبیات عربی و فارسی بوده است.

     

    قیطون /qeytun/

    معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه مصر در زمان حکومت اسکندر مقدونی

     

    اسم پسر با ق ترکی

    قاآن /qa ān/

    معنی: پادشاه بسیار عادل و بخشنده

     

    قاورد /qāvard/

    معنی: نوعی حلوا، موسس سلسله سلجوقیان

     

    قراتکین /qaratakin/

    معنی: غلام سیاه، نام یکی از امیران سامانی

     

    قزل ارسلان /qezelarsalān/

    معنی: شیر سرخ و نیرومند

     

    قلی /qoli/

    معنی: غلام، بنده، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند حسینقلی، حسنقلی

     

    قلیچ /qelič/

    معنی: شمشیر، تیغ

     

    اسم پسر با ق در سایر ریشه ها

    قازان /qāzān/

    معنی: پادشاه مغولی ایران

    ریشه: مغولی

     

    قیصر /qeysar/

    معنی: لقب پادشاهان روم و بعضی از کشورهای اروپایی

    ریشه: لاتین

  • برای حالت تهوع چه بخوریم؟

    برای حالت تهوع چه بخوریم؟

    تیترپلاس | برخی از افراد هرگز حالت تهوع یا استفراغ ندارند، در حالی که برخی دیگر اغلب آن را در فاصله‌هایی زمانی کوتاه مانند هر روز صبح تجربه می‌کنند. برای افرادی که تحت شیمی درمانی هستند، حالت تهوع یکی از عوارض جانبی بسیار معمول است. بعد از شیمی درمانی سینه شخص ممکن است درجات مختلفی از حالت تهوع را تجربه کند. حالت تهوع برخی افراد هم تا یک هفته بعد از شیمی درمانی ممکن است در آن‌ها باقی بماند. اما برای حالت تهوع چه کاری باید انجام بدهیم و چه باید بخوریم؟

    اگر حالت تهوع یا استفراغ دارید خودتان را مجبور به نوشیدن یا خوردن نکنید. اگر معمولا استفراغ می‌کنید، بهتر است از خوردن غذا حدود ۴ تا ۸ ساعت خودداری کنید. در طول مسیر، جرعه‌های کوچک آب بنوشید. سعی کنید آب مرغ یا سبزیجات یا یک نوشیدنی ورزشی را امتحان کنید. اینها به هیدراته نگه داشتن شما کمک می‌کنند.

    مواد غذایی جدید را امتحان کنید تا زمانی که چیزی را پیدا کنید که بتوانید آن را تحمل کنید. همچنین خوب است در صورت امکان سعی کنید هر روز ۸ فنجان یا بیشتر آب بنوشید.

    بیشتر بخوانید: برای سوختگی دست چی خوبه؟ (از درمان خونگی تا عملیات پزشکی)

    برای حالت تهوع چه زمانی چه بخوریم:

    • در فاصله زمانی کوتاه وعده‌های غذایی کوچک بخورید. اگر بین وعده‌های غذایی احساس ناراحتی می‌کنید، سعی کنید ۶ تا ۸ وعده غذایی کوچک در طول روز و یک میان وعده قبل از خواب بخورید.
    • غذا را سرد یا در دمای اتاق بخورید نه گرم، تا بو و طعم آن کم شود.
    • قبل و بعد از غذا دهان خود را بشویید. این به ازبین رفتن هر گونه طعم بد دهان شما کمک می‌کند.
    • در صورت نیاز به استراحت، حداقل یک ساعت پس از صرف غذا بنشینید یا دراز بکشید و سر خود را بالا بگیرید. بالا نگه داشتن سر به کاهش حالت تهوع کمک می‌کند.

    بیشتر بخوانید: برای تپش قلب چه بخوریم؛ پنج ماده غذایی مؤثر

    اگر حالت تهوع دارید برای رفع آن چه بخورید:

    • مرغ یا سویا بخورید. اگر متوجه شدید که به طور ناگهانی گوشت قرمز را دوست ندارید، غذاهایی که حاوی گوشت بوقلمون، مرغ یا سویا هستند را امتحان کنید.
    • هنگام بیدار شدن از خواب، هر چند ساعت یکبار در طول روز غذاهای خشک مانند نان تست و غلات خشک را امتحان کنید. این میان‌وعده‌ها مواد مغذی بدن شما را فراهم می‌کنند و به آرامش معده شما کمک می‌کنند.
    • به جای غذاهای تند، غذاهای خنک بخورید. ماست بدون چربی، آب میوه، شربت و نوشیدنی‌های ورزشی را در نظر بگیرید. غذاهای تند ممکن است معده شما را بیشتر ناراحت کند.
    • غذاهای بسیار شیرین، چرب یا سرخ شده نخورید که ممکن است معده شما را بیشتر ناراحت کنند. سیب زمینی پخته، آب پز یا پوره شده می‌تواند گزینه مناسبی باشد. برنج، سوپ خامه‌ای با شیر کم چرب، ژله با طعم میوه یا پودینگ کم چرب هم می‌تواند انتخاب خوبی باشد.
    • در روزهایی که قرار است تحت درمان باشید، غذاهای ملایم، نرم و آسان‌هضم را امتحان کنید. تخم مرغ آب پز یا سینه مرغ آب پز می‌تواند گزینه خوبی باشد.
    • غذاهایی بخورید که بوی تند ندارند. بوها ممکن است باعث تهوع شوند.
  • اسم پسر با خ – لیستی  از کامل‌ترین نام‌ها همراه با معنی

    اسم پسر با خ – لیستی از کامل‌ترین نام‌ها همراه با معنی

    تیترپلاس | خانواده‌ها می‌توانند دلایل زیادی برای این داشته باشند که بخواهند نام فرزندانشان با یک حرف خاص شروع شود. از جمله این دلایل می‌تواند جور بودن نام با نام خانوادگی یا هماهنگی با نام دیگر اعضای خانواده مثل خواهر یا برادر بزرگتر باشد. حرف خ از آن دسته از حروفی است که نام‌های پسرانه زیاد با آن آغاز می‌شود اما پیدا کردن نام‌های خاص و زیبا در میان آن‌ها کار چندان آسانی نیست. اگر شما قصد انتخاب اسم پسر با حرف خ را دارید، دعوت می‌کنیم با ادامه این مطلب همراه ما باشید.

    بیشتر بخوانید: لیستی از اسم های آریایی دختر به همراه معنی آنها

    اسم پسر با خ

    در ادامه برای شما لیستی کامل از اسامی پسر با حرف خ (از زبان فارسی، اوستایی، عربی و …) را همراه با تلفظ درست، معنی، ریشه و فراوانی به اشتراک خواهیم گذاشت. پس این لیست کامل را از دست ندهید.

    اسم پسر با خ فارسی

    خابان /xābān/

    معنی: نام سردار ایرانی در زمان رستم فرخزاد

     

    خاتم /xātam/

    معنی: ۱- نقوش و طرح‌های تزیینی روی چوب؛ ۲- انگشتر، مهر تایید، نگینِ انگشتر؛ ۳- در قدیم فرمان، حکم و پایان

    فراوانی در ثبت احوال: ۴۲۳

    پیشینه تاریخی: نام شهرستانی در جنوب استان یزد.

     

    خاش /xāš/

    معنی: کسی که دارای مهر و محبت زیاد است

     

    خاموش /xāmuš/

    معنی: ساکت، بی صدا، آرام

     

    خانی /xāni/

    معنی: چشمه

     

    خدادوست /xodādust/

    معنی: دوستدار خداوند

     

    خدامراد /xodāmorād/

    معنی: مراد و آرزویی که خداوند داده است

     

    خدر /xadar/

    معنی: ناز پرورده، سست، کرخ

     

    خدیو /xadiv/

    معنی: ۱- امیر، رئیس، فرمانروا؛ ۲- پادشاه؛ ۳- خداوند

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

    پیشینه تاریخی: عنوان هریک از پادشاهان دوره‌ی اخیر مصر.

     

    خراد /xarād/

    معنی: خراط، چوب تراش، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله دلاوری ایرانی در زمان نوذر پادشاه پیشدادی

    پیشینه تاریخی: نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله دلاوری ایرانی در زمان نوذر پادشاه پیشدادی

     

    خرام /xerām/

    معنی: راه رفتن از روی عشوه و ناز، مژدگانی، نوید

     

    خرد /xerad/

    معنی: عقل، هوش

     

    خردادبرزین /xordādbarzin/

    معنی: نام پزشکی ایرانی در دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی

     

    خردادپرویز /xordādparviz/

    معنی: نام یکی از پادشاهان ساسانی

     

    خردیار /xarad yār/

    معنی: خَرد + یار (پسوند دارندگی)، دارنده‌ی خَرد، خَردمند.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خرزاد /xarzād/

    معنی: خورزاد، نام یکی از پسران خسروپرویز پادشاه ساسانی

     

    خرسند /xorsand/

    معنی: ۱- شادمان، خوشحال؛ ۲- راضی و قانع.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خرم /xorram/

    با این پلتفرم حقوقت رو همون روز بگیر (ثبت درخواست)

    معنی: ۱- سرسبز و با طراوت؛ ۲- شاد، خوشحال، خوب، خوش؛ ۳- فرخنده، مبارک.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۸۴۰

     

    خرم شاد /xoram-šād/

    معنی: شادان، بسیار شاد.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خروشان /xorušān/

    معنی: ۱- آن که خروش بر می‌آورد، خروشنده؛ ۲- مجاز از پر تلاطم و پر سر و صدا و جوشان.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خزروان /xezervān/

    معنی: دریای خزر، نام سردار بهرام چوبینه

     

    خستو /xa(o)stu/

    معنی: در قدیم اقرار کننده، معترف

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خسروداد /xosrodād/

    معنی: داده پادشاه

     

    خسروزاد /xosrozād/

    معنی: زاده پادشاه

     

    خسروشاد /xosrošād/

    معنی: پادشاه شاد و خرم


    بیشتر بخوانید: اسم دختر با ر – لیستی کامل همراه با معنی و ریشه


    خشایار /xašāyār/

    معنی: دلیر، نیرومند

    فراوانی در ثبت احوال: ۶۶۹۹

    پیشینه تاریخی: نام دو تن از شاهان هخامنشی ۱) خشایارشای اول: شاه [۴۸۵-۴۶۵ پیش از میلاد] پسر و جانشین داریوش اول، که آتن را تسخیر کرد و آتش زد، در جنگ دریایی با یونان شکست خورد و به ایران بازگشت. ۲) خشایارشای دوم: شاه ایران [۴۲۴ پیش از میلاد] که پس از ۴۵ روز پادشاهی به دست برادرش کشته شد.

     

    خشنود /xošnud/

    معنی: ۱- خوشحال و راضی؛ ۲- در قدیم به معنی قانع.

    فراوانی در ثبت احوال: ۲۳۲

     

    خموش /xamuš/

    معنی: ساکت، خاموش، بی صدا

     

    خنجست /xanjast/

    معنی: از شخصیت‌های شاهنامه، نام دلاوری در زمان هرمز پسر انوشیروان پادشاه ساسانی

     

    خندان چهره /xandānčehre/

    معنی: گشاده رو، خندان رو

     

    خواجو /xāju/

    معنی: مصغر خواجه، آقا، سرور کوچک

     

    خورچهر /xodrčehr/

    معنی: چهره درخشان و نورانی

     

    خورزاد /xurzād/

    معنی: نام یکی از پسران خسروپرویز پادشاه ساسانی

     

    خورشاد /xoršād/

    معنی: ۱- خورشید؛ ۲- مجاز از آفتاب.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خورمهر /xormehr/

    معنی: درای مهر و محبت خورشید

     

    خوش آفرید /xošāfarid/

    معنی: شادمان، شادمان آفریده شده

     

    خوشچهر /xoščehr/

    معنی: آن که چهره‌ای زیبا و خوشایند دارد

     

    خوشزاد /xoš zād/

    معنی: نکوزاد.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خوشکام /xoškām/

    معنی: کامروا، به کام رسیده

     

    خوشنوا /xoš navā/

    معنی: خوش آواز، دارای آواز دل نشین.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خوشنواز /xoš navāz/

    معنی: ماهر در نواختن ساز.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خوشیار /xoš yār/

    معنی: دوست و یار شاد و شادمان

    فراوانی در ثبت احوال: ۲۳۸

     

    اسم پسر با خ اوستایی

    خاشین /xāšin/

    معنی: نام پسر خسروان، شاهین

     

    خاکسار /xāksār/

    معنی: فروتن

     

    خدنگ /xadang/

    معنی: درختی با چوب های سخت

     

    خدیر /xadir/

    معنی: خوبی و نیکویی

     

    خدیش /xadiš/

    معنی: کدخدا، پادشاه

     

    خردمند /xaradmand/

    معنی: دارای خرد و قدرت اندیشه، عاقل.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خردور /xeradvar/

    معنی: گونه دیگر خردمند

     

    خرم بخت /xorrambaxt/

    معنی: از بزرگان ایرانی

     

    خرمدین /xorramdin/

    معنی: دین شاد، نام پدر بابک خرمدین

     

    خشاشه /xašāše/

    معنی: از سرداران ایرانی در دوره پادشاهی شاه گشتاسب

     

    خناو /xanāv/

    معنی: شبنم صبحگاهی (به کردی)

     

    خنیا /xonyā/

    معنی: موسیقی، نغمه و سرود

     

    خوارزم /xārazm/

    معنی: زمین درخشان

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

    پیشینه تاریخی: ناحیه‌ای از ایران قدیم که اکنون جزو ازبکستان است.

     

    خورداد /xor dād/

    معنی: خرداد.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خوروند /xorvand/

    معنی: منسوب به خور، خورشید گونه

     

    خوش منش /xošmaneš/

    معنی: نیک نهاد

     

    خوشان /xošān/

    معنی: نام موبدی در زمان ساسانی

     

    خوشبین /xošbin/

    معنی: روشن اندیش – آنکه همه را نیکی بیند

     

    خوشخو /xošxu/

    معنی: خوش اخلاق، خوش برخورد

     

    خوشروز /xoš ruz/

    معنی: نیک روز، دارنده روزگار خوش، دارای زندگی راحت و بارفاه

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۷

     

    خوناس /xoanās/

    معنی: اسمی کردی

     

    خونیرث – خونیرس /xonires/

    معنی: نام یکی از هفت کشور زمین

     

     

     

    اسم پسر با خ عربی

    خادم /xādem/

    معنی: پرستار، خدمتگزار

     

    خادم پیر /xādempir/

    معنی: کنایه از سیاره کیوان، خدمتگزار پیر و مرشد

     

    خالد /xāled/

    معنی: در قدیم به معنی پاینده و جاوید

    فراوانی در ثبت احوال: ۳۳۲۸۶

    پیشینه تاریخی: خالد ابن اسعد [قرن اول هجری] صحابی پیامبر اسلام(ص) و از مهاجران به حبش

     

    خالق /xāleq/

    معنی: ۱- آنکه کسی یا چیزی را پدید می‌آورد، به وجود آورنده، آفریننده؛ ۲- از نام‌های خداوند.

    فراوانی در ثبت احوال: ۳۹۱۳

     

    خان ملک /xānmalek/

    معنی: پادشاه بزرگ

     

    خانعلی /xānali/

    معنی: بزرگ بلند مرتبه

     

    خبیر /xabir/

    معنی: آگاه، واقف، مطّلع.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خزعل /xaz’al/

    معنی: کسیکه در راه رفتن می لنگد، کفتار

     

    خضر /xezr/

    معنی: در تصوف خضر مقامی ممتاز دارد و راهنمای سالکان است.

    فراوانی در ثبت احوال: ۷۸۱۷

    پیشینه تاریخی: ۱) پیامبری که بنا به روایات با شستشو در چشمه‌ی آب حیات عمر جاودان یافته است. او پیوسته گرد جهان می گردد و درماندگان را یاری می‌کند و گاه بر برخی اولیا ظاهر می‌شود؛ ۲) خضر اتابک لر کوچک [۶۹۲-۹۳ قمری] که به دست حسام‌الدین عمر کشته شد.

     

    خطیب /xatib/

    معنی: ۱- آن که در سخنرانی مهارت دارد، سخن ران، آن که خطبه‌ی نماز جمعه را می‌خواند

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۸

     

    خطیر /xatir/

    معنی: ارجمند، شریف، بلندمرتبه، صاحب قدر و منزلت

     

    خطیرالدین /xatiroddin/

    معنی: بزرگ دین و آئین

     

    خلف /xalaf/

    معنی: ۱- صالح، شایسته (فرزند)؛ ۲- جانشین؛ ۳- مجاز از پیروی کننده از پدر در اخلاق و کردار؛ ۴- در قدیم به معنی فرزند.

    فراوانی در ثبت احوال: ۷۷۷۷

     

    خلیل /xalil/

    معنی: دوست، دوست یکدل

    فراوانی در ثبت احوال: ۸۵۳۹۵

    پیشینه تاریخی: لقب حضرت ابراهیم(ع) در قرآن کریم. (سوره‌ی نساء آیه‌ی ۱۲۵).

     

    خلیل الرحمان /xalilolrahmān/

    معنی: خلیل الله

    فراوانی در ثبت احوال: ۲۰۷

     

    خلیل الله /xalilollāh/

    معنی: دوست خدا

    فراوانی در ثبت احوال: ۴۸۹۱

    پیشینه تاریخی: لقب حضرت ابراهیم(ع)

     

    خلیل محمد /xalil-mohammad/

    معنی: مرکب از نام‌های خلیل و محمّد.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

     

    خیام /xayyām/

    معنی: حکیم عمر خیام نیشابوری فیلسوف، ریاضی‌دان، منجم و شاعر نامدار ایران در قرن ۵ هجری، که به خاطر رباعیهایش شهرت دارد. همچنین او را از تدوین کنندگان زیج ملکشاهی و تقویم جلالی می‌دانند.

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۱۴۲

     

    خیرالدین /xeiroddin/

    معنی: آن که در دین بهترین است

     

    خیرالله /xeyrollāh/

    معنی: خیرالهی، نیکویی خدا.

    فراوانی در ثبت احوال: ۳۷۳۷۴

     

    خیراندیش /xeyrandiš/

    معنی: خیر خواه، طالب خوبی

     

    اسم پسر با خ در سایر ریشه‌ها

    خاچیک /xāčik/

    معنی: صلیب کوچک

    ریشه: ارمنی

     

    خاروس /xārus/

    معنی: نام یکی از فرماندهان اسکندر مقدونی

    ریشه: یونانی

     

    خاقان /xāqān/

    معنی: لقب پادشاهان چین و ترک، پادشاه

    ریشه: ترکی

     

    خاوین /xāvin/

    معنی: پاک سرشت

    ریشه: کردی

     

    خداطلب /xodātalab/

    معنی: خدا(فارسی) + طلب(عربی) خداجو

    ریشه: فارسی – عربی

     

    خداکریم /xodākarim/

    معنی: خدا(فارسی) + مراد(عربی) نام یکی از سرداران کریمخان زند

    ریشه: فارسی – عربی

     

    خرداد /xordād/

    معنی: ۱- به معنی کمال و رسائی و صحت؛ ۲- ماه سوم از سال شمسی، پس از اردیبهشت و پیش از تیر، دارای سی و یک روز؛ ۳- در قدیم روز ششم از هر ماه شمسی در ایران قدیم. [خرداد در اوستا هئوروتات haurvatāt آمده است. هئوروتات به معنی کامل، تمام و بی نقص و بی عیب میباشد]

    ریشه: پهلوی

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

    پیشینه تاریخی: از شخصیتهای شاهنامه؛ یکی از پنج تن بزرگان درگاه قباد، که انوشیروان او را شاهد گرفت که اگر مزدک در مباحثه با موبدان فروماند، قباد مزدک را به انوشیروان تسلیم کند.

     

    خردادبه /xordād beh/

    معنی: کمال، رسایی و درستی بهتر

    ریشه: پهلوی

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

    پیشینه تاریخی: نام یکی از جغرافی‌دانان مسلمان [قرن ۳ هجری]

     

    خسرو /xosro(w)/

    معنی: پادشاه

    ریشه: پهلوی

    فراوانی در ثبت احوال: ۶۲۳۵۶

    پیشینه تاریخی: ۱. شاه سلسله‌ی اشکانی: [۱۱۰-۱۲۸ میلادی] که در زمان او ترایانوس (تراژان) امپراتور روم به ایران تاخت و تیسفون را گرفت، ولی با مرگ او جانشینش هادریانوس با ایران صلح کرد و غنایم جنگی را به ایران پس داد؛ ۲. خسرو انوشیروان: شاه ساسانی ملقب به انوشیروان عادل؛ ۳. خسرو پرویز: شاه سلسله‌ی ساسانی [۵۹۰-۶۲۸ میلادی] پسر و جانشین هرمز چهارم؛. خسرو شاه: شاه سلسله‌ی غزنوی [۵۴۷-۵۵۵ قمری] که بر اثر حمله‌ی غیاث‌الدین محمّد سام از پایتخت خود غزنین به لاهور گریخت و معزالدین محمّد سام به جایش بر تخت سلطنت نشست.

     

    خسرو پرویز /xosro-parviz/

    معنی: خسرو پرویز یا خسرو دوم [قرن ۶ و ۷ میلادی]، شاه ایران از سلسلهی ساسانی [۵۹۰-۶۲۸ میلادی]، پسر و جانشین هرمز چهارم

    ریشه: پهلوی

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

    پیشینه تاریخی: خسرو پرویز شورش بهرام چوبین را به یاری ماوربکیوس امپراتور روم فرو نشاند و به بهای آن ارمنستان را به روم واگذار کرد. پس از قتل ماوربکیوس با دولت روم جنگید. اسیای صغیر، شام، فلسطین و مصر را تصرف کرد و مدتی قدرت و شوکت بسیاری به دست آورد. اما از هراکلیوس (هرقل) شکست خود و خلع و مقتول شد و قباد دوم جانشین وی گردید.

     

    خشاش /xašāš/

    معنی: مرد تیزسر روان در کار، (منتهی الارب)، مرد زیرک بی باک جلد در کار، (ناظم الاطباء)، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی

    ریشه: شاهنامه

    پیشینه تاریخی: نام یکی از پهلوانان ارجاسب تورانی در جنگ با گشتاسب

     

    خلج /xalaj/

    معنی: نام قبیله ای ترک در افغانستان، نام دهی در ارومیه و قزوین

    ریشه: ترکی

     

    خوزان /xozān/

    معنی: منسوب به خوز، خوزی، پهلوان ایرانی یاور کیخسرو

    ریشه: شاهنامه

    پیشینه تاریخی: از بزرگان ایران که بر پارس حمکرانی میکرد، پهلوان ایرانی یاور کیخسرو

     

    خوشناو /xošnāv/

    معنی: ۱- خوشنام، نیک نام؛ ۲- نوعی انگور سیاه دانه بزرگ

    ریشه: کردی

    فراوانی در ثبت احوال: ۱۰۱

    پیشینه تاریخی: نام یکی از طوایف کرد در ناحیه‌ی چقلاو (= شقلاو)

     

    خوگر /xuger/

    معنی: ساکت، متین، خوددار

    ریشه: لری

  • متن در مورد طبیعت (جملات زیبا و انگیزشی)

    متن در مورد طبیعت (جملات زیبا و انگیزشی)

    تیترپلاس | یکی از تفریحات ایرانیان از زمان قدیم تا به امروز طبیعت گردی و گشت زدن در محیط آزاد و سرسبز طبیعت است. حضور طبیعت برای علاقمندان به این محیط همواره منجر به دریافت انرژی‌های مثبت می‌شود. به همین دلیل این دسته از افراد متونی در ستایش طبیعت و زیبایی‌های آن با دیگران به اشتراک می‌گذارند. امروز با شما همراه هستیم با چند متن زیبا در رابطه با طبیعت.

    بیشتر بخوانید: متن و شعر مناسب درباره عید قربان

    *****

    طبیعت درباره همه حیوانات که به ‌دست پرورش او سپرده شده‌اند، با یک امتیاز و بدون رجحان رفتار می‌کند که گویی می‌خواهد نشان بدهد چه‌گونه او غیرت این حق را در خود دارد.

    *****

    گاهی همه آن چه روح به آن نیاز دارد

    قدم زدن در طبیعت است

    *****

    طبیعت به تو چهره ای را می دهد که در بیست سالگی داری

    این به تو بستگی دارد که شایستگی چهره ای که در پنجاه سالگی داری را داشته باشی.

    *****

    اگر به دنبال زیبایی هستی آن را در طبیعت خواهی یافت

    *****

    با گم شدن در طبیعت به پیدا کردن خودت نزدیک تر می شوی

    *****

    اگر یک باغ یا یک کتابخانه داری پس هر چیزی که نیاز داری را در اختیار داری

    *****

    ما هنوز یک هزارمِ یک درصد از چیزی که طبیعت بر ما آشکار کرده را هم نمی دانیم.

    *****

    آن‌ که انتظار دارد هر چهار فصل سال بهار باشد

    نه خود را می‌شناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را.

    *****

    راستی،

    یادمان باشد

    باران در طبیعت

    از نزدیکی

    “خـــدا”

    می آید …!

    *****

    آن‌جا که طبیعت توقف می‌کند، هنر آغاز می‌شود آن‌ که انتظار دارد

    هر چهار فصل سال بهار باشد، نه خود را می‌شناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را.»

    *****

    طبیعت مهربان ترین دوست ما و بهترین منتقد علم تجربی است

    اگر تنها اجازه دهیم اطلاعیه هایش بی طرفانه وارد ذهنمان شود.

    *****

    فراموش نکن که زمین از لمس کردن پاهای برهنه ات لذت می برد

    و باد مشتاق بازی کردن با موهایت است.

    *****

    چیزی که بیشتر مرا به این شیوه معتقد کرده است

    همانا رعایت معنی و طبیعت خاص هرچیز است و

    هیچ حسنی برای شعر و شاعر بالاتر از این نیست که

    بهتر بتواند طبیعت را تشریح کند و معنی را به طور ساده جلوه دهد

    *****

    طبیعت هنگامی زیبا است که در ما همان تأثیر هنر را نداشته باشد،

    به این طریق، زیبائی چه در طبیعت و چه در هنر ممکن است

    به وسیله هماهنگی و شورانگیزی و مخصوصأ اتحاد درونی آن دو باهم، توصیف گردد.

    *****

    هنر در طبیعت نهفته‌است و متعلق به‌کسی است

    که آن را از طبیعت استخراج کند


    بیشتر بخوانید:متن تسلیت فوت پدر (صمیانه، رسمی و شعر)


    به یک درخت، یک گل، یک گیاه بنگر. بگذار آگاهی ات بر آن متکی باشد…
    اینکه چقدر آرام است و چقدر عمیق ریشه دارد…

    ******

    به دامان طبیعت برو روی چمن های نمناک دراز بکش
    و چشم هایت را ببند و فکر و ذهنت را پاک کن
    از همه دغدغه های دنیایی تا روحت آب دیده و جسمت رها شود
    از نگرانی ها و بی قراری های دنیایی

    *